
هفت صبح| چند روز پیش یکی از بستگان نزدیک زن 45 سالهای به نام ناهید در تماس با مرکز فوریتهای پلیس 110 خبر هولناک قتل او را مخابره کرد. به این ترتیب تیم جنایی به همراه بازپرس کشیک قتل تهران و همچنین کارآگاهان پلیس آگاهی تهران راهی محل وقوع جنایت شدند.
کشف جسد
خانمی که با ماموران تماس گرفته بود در اولین برخورد با ماموران گفت:«ناهید با مادر خود که مبتلا به آلزایمر است زندگی میکرد. او همیشه مراقب مادرش بود و امکان نداشت که مادرش را در خانه تنها بگذارد چون میدانست مادرش به تنهایی از پس کارهای خود برنمیآید.حتی اگر مجبور بود از خانه بیرون برود حتما از یکی از بستگان کمک میخواست تا چند ساعتی در کنار مادرش بماند.» این زن ادامه داد:«صبح امروز برای احوالپرسی از ناهید با او تماس گرفتم اما موبایلش را جواب نمیداد، به همین خاطر شماره خانهشان را گرفتم اما باز هم کسی جواب نداد. دیگر شکی برایم باقی نمانده بود که برای ناهید اتفاق بدی افتاده است چون امکان نداشت کسی در خانهشان نباشد و از مادرش پرستاری و مراقبت نکند.
من که به شدت دلشوره گرفته بودم سریع خودم را به خانهشان رساندم و با کمک همسایهها در خانه را باز کرده و وارد شدیم. به محض اینکه در ورودی باز شد ناهید را دیدم که طاق باز وسط هال خانه افتاده و صورتش کبود بود. مادرش هم در وضعیت نامناسبی در اتاق به سقف خیره شده بود و مشخص بود گرسنه است و نیاز به کمک دارد.» همسایهها و بستگان ناهید خیلی سریع اورژانس را خبر کرده بودند اما دیگر کار از کار گذشته بود:«امدادگران اورژانس فورا از راه رسیدند اما اعلام کردند که ناهید فوت شده و موضوع را به پلیس اطلاع دادند.»
سرقت طلاها
در بررسیهای ابتدایی تیم تشخیص هویت پلیس آگاهی تهران مشخص شد که ناهید بر اثر فشار تعمدی بر عناصر حیاتی دچار خفگی شده و جان باخته است. درادامه تحقیقات نیز مشخص شد که این زن جوان مقدار زیادی طلا در خانه داشته که پس از مرگش ناپدید شده بود. آثار شکستگی و تخریب روی قفل در و پنجرهها نیز مشاهده نشد، به همین دلیل فرضیه وقوع جنایت توسط فردی آشنا قوت گرفت. به همین دلیل کارآگاهان پلیس آگاهی نزدیکان ناهید را که به خانه او رفت و آمد داشتند تحت نظر گرفتند.در بررسیها مشخص شد روز بعد از قتل هولناک ناهید، مبلغ میلیاردی به حساب برادرزاده 20 ساله او واریز شده است. این در حالی بود که این جوان به نام آدرین بیکار است و تا به حال گردش مالی بالایی نداشته.بنابراین ماموران او را به عنوان تنها مظنون پرونده دستگیر کردند.
اعتراف به قتل عمه
آدرین که در ابتدا سعی میکرد از بیان حقیقت طفره برود بالاخره لب به اعتراف گشود و به قتل عمه خود با همدستی یکی از دوستان صمیمیاش اقرار کرد. متهم در اولین اظهارات خود گفت:«مدتی بود برق طلاهای عمهام چشمم را گرفته بود و به فکر افتاده بودم که آن را سرقت کنم. عمه ناهید حدود سه میلیارد تومان طلا داشت و این مبلغ میتوانست آینده من را دگرگون کند اما راهی برای پیدا کردن و سرقت طلاها به ذهنم نمیرسید برای همین موضوع را با دوستم به نام پرهام در میان گذاشتم. من و پرهام هرطور فکر میکردیم به این نتیجه میرسیدیم که امکان سرقت طلاها وجود ندارد چون همیشه یک نفر در خانه عمه ناهید و مادربزرگم بود.
بالاخره پرهام پیشنهاد قتل عمه را داد.» متهم ادامه داد:«روز حادثه من و پرهام به خانه مادربزرگم رفتیم. مطابق قرار قبلی من دست و پاهای عمهام را گرفتم و پرهام او را خفه کرد. در همان حین مادربزرگم هم شاهد ماجرا بود اما چون او آلزایمر دارد هیچ عکسالعملی نشان نمیداد و مطمئن بودم نمیتواند ما را لو بدهد. بعد هم طلاها را برداشته و فرار کردیم.» با اطلاعاتی که متهم به ماموران داد پرهام نیز دستگیر شد اما او هم گناه را گردن آدرین انداخت و گفت:«آدرین نقشه قتل عمهاش را کشیده بود و در قبال پرداخت مبلغی از پول طلاها از من کمک خواست. روز حادثه من دست و پای عمهاش را بستم و آدرین او را خفه کرد. من قاتل ناهید نیستم.» در حالی که هر کدام از متهمان سعی دارند گناه را گردن دیگری بیندازند رسیدگی به این موضوع برای روشن شدن راز ماجرا در جریان تحقیقات ادامه دارد.






