هفت صبح| یک سال و نیم قبل اهالی یک ساختمان در تماس با مرکز فوریت‌های پلیس 110 گزارش درگیری خونین بین دو همسایه خود را اعلام کردند. به این ترتیب ماموران کلانتری رازی بلافاصله در محل حاضر شده و در حالی که مشخص شد یک زوج جوان در اثر اصابت ضربات متعدد چاقو به قتل رسیده بودند، رسیدگی به موضوع در دستور کار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی و همچنین بازپرس کشیک قتل پایتخت قرار گرفت.

 

  تحقیقات ابتدایی


در بررسی‌های ابتدایی مشخص شد که مرد جوان به نام وحید و همسرش فرناز از چند ماه قبل با یکی از همسایه‌های تازه وارد خود اختلاف و درگیری داشتند. روز حادثه بار دیگر سر و صدای درگیری آنها با همان مرد همسایه‌ به گوش سایر اهالی ساختمان رسیده بود اما زمانی که چند نفر از همسایه‌ها سر رسیده بودند خبری از همسایه جوان به نام مهرداد 35 ساله نبود و فقط با پیکرهای خونین زوج جوان مواجه شدند.


به این ترتیب تنها کسی که به عنوان مظنون پرونده تحت تعقیب قرار گرفت مهرداد بود که سرانجام چند ساعت پس از وقوع جنایت هولناک در همان حوالی محل قتل دستگیر شد.
متهم در همان برخورد ابتدایی با ماموران به اقدام جنایتکارانه خود اعتراف کرده و با طی روال قانونی در پرونده بازسازی صحنه جرم را نیز انجام داد.
به این ترتیب با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست از سوی دادسرای امورجنایی تهران رسیدگی به این پرونده در شعبه دهم دادگاه کیفری آغاز شد و مهرداد به اتهام مباشرت در دو فقره قتل عمدی پای میز محاکمه رفت.

 

در دادگاه


در ابتدای جلسه رسیدگی اولیای دم تقاضای قصاص متهم حاضر در پرونده را کردند و همچنین پدر وحید از سوی نوه سه ساله خود نیز تقاضای قصاص کرد. سپس متهم پای میز محاکمه رفت و در دفاع از خود جزئیات جنایت را شرح داد:«حدود هشت ماه قبل از جنایت بود که با مقتولین همسایه شدم. من آپارتمان طبقه پایین آنها را اجاره کرده بودم و از همان روزهای اول فهمیدم که وحید مرد قلدری است و می‌خواهد به بهانه‌های مختلف از من باج بگیرد. او در مورد هر چیزی به من یا زن و بچه‌ام گیر می‌داد و امان ما را بریده بود. مثلا می‌گفت باید سهم آب بیشتری پرداخت کنید یا به رفت و آمد‌های ما پیله می‌کرد. ما چندین بار با همدیگر درگیری لفظی پیدا کرده بودیم و حتی من با صاحبخانه‌ام حرف زدم و گفتم که با وجود این همسایه من نمی‌توانم در این خانه زندگی کنم اما او به من گفت که تا فرا رسیدن موعد قرارداد پول پیش من را پس نمی‌دهد و هیچ چاره‌ای نداشتم جز اینکه در همان خانه بمانم.»


متهم ادامه داد:«چند وقت قبل از حادثه بود که من و وحید باز هم با همدیگر درگیر شدیم و او از من شکایت کرد.می‌گفت برای اینکه شکایتش را از من پس بگیرد و رضایت دهد باید مبلغ قابل توجهی پول به او بدهم. حتی وقتی همسرم برای میانجیگری و جلب رضایتش به او مراجعه کرده بود، وحید به او هم توهین کرده بود که همین ماجرا باعث شد خون من بیشتر از قبل به جوش بیاید.»
مهرداد در مورد روز حادثه در دادگاه اینطور توضیح داد:

 

«آن روز تصمیم گرفتم برای صحبت کردن با وحید در مورد اختلاف حسابمان و همچنین برای جلب رضایت مقابل خانه‌شان بروم و با او صحبت کنم. من قصد درگیری نداشتم اما وقتی مقابل خانه‌شان رفتم باز هم بحث بین ما بالا گرفت و او به همسرش که در هال خانه‌شان ایستاده بود گفت یک چاقو بیاور. همسرش هم در حالی که بچه‌شان را در آغوش گرفته بود به سمت آشپزخانه دوید و چاقوی بزرگی آورد و به دست وحید داد. من هم از روی عصبانیت چاقویی که همراه داشتم بیرون آوردم و به وحید ضرباتی زدم. در این میان همسرش هم برای نجات جان وحید جلو آمد که در حالت خشم به او هم چند ضربه وارد کردم.»


قاضی گفت:«اگر قصد قتل نداشتی چرا همراه خودت چاقو برده بودی؟»
متهم گفت:«چاقوی من کوچک بود و همیشه همراهم هست.»


قضات دادگاه بعد از مشورت متهم را به دو بار قصاص محکوم کردند اما رای صادر شده با ایراد نواقصی به پرونده از سوی قضات دیوانعالی کشور نقض شد. به این ترتیب متهم بار دیگر بعد از رفع نقص پای میز محاکمه رفت و در حالی که اولیای دم همچنان خواستار قصاص هستند در دفاع آخر خود گفت:«من شرمنده و پشیمانم.در این مدت که در زندان هستم جز ندامت و افسوس احساسی ندارم. از اولیای دم طلب بخشش دارم.»
به این ترتیب قضات شعبه دهم برای صدور رای وارد شور شدند.