هفت صبح| تهران شهر بزرگی است و حتی در روزهای عادی هم تلفن آتش‌نشانی بارها جهت امدادخواهی مردم به صدا در‌می‌آید. آتش‌نشانان حتی در روزهای غیرجنگی هم همیشه جزء فداکارترین و شجاع‌ترین نیروهای امدادی بودند که برای کمک به جان و مال مردم در صحنه حوادث حاضر می‌شدند. اما حالا در روزهای جنگی که حجم آوار بر اثر حملات نظامی اسرائیل و آمریکا در محله‌های تهران زیاد شده است، کار امدادگران آتش‌نشانی برای نجات جان شهروندان تبدیل به یک کار شبانه‌روزی شده است. به همین بهانه سراغ فرمانده عملیات یکی از مناطق آتش‌نشانی به نام محمد راسخی رفته‌ایم تا روایت او را از تلاش همکارانش در روزهای سخت و پرفشار کاری‌شان بشنویم.

 

عملیات ساختمان تشخیص مصلحت


 یکی از عملیاتی که فرماندهی آن بر‌عهده محمد راسخی بوده، عملیات آواربرداری از ساختمان تشخیص مصلحت نظام بود. راسخی در‌باره آن شب می‌گوید: «شبی که ساختمان تشخیص مصلحت در محدوده میرداماد هدف قرار گرفت، به‌سرعت به این محل آوار اعزام شدیم. در ابتدا با نگهبان این مرکز مواجه شدم که می‌گفت ساختمان خالی بوده و تنها دو نگهبان در آنجا بودند. به دلیل اینکه ساختمان در شب هدف حمله نظامی قرار گرفت، فرد دیگری در آنجا نبود.»


راسخی ادامه می‌دهد:« این نگهبان در ادامه به ما گفت وقتی متوجه موج حملات شد به‌سرعت از ساختمان بیرون ‌آمده و فرار کرده بود؛ اما همکار او زیر آوار مانده و جان خودش را از دست ‌داده بود.»


 عملیات امدادگران به‌سرعت آغاز شد: «همکاران من به‌سرعت در دو تیم مجزا عملیات خود را آغاز کردند. یک تیم مشغول آواربرداری شد؛ چون در این ساختمان تخریب صددرصدی اتفاق افتاده بود. تیم دوم از همکاران ما نیز سراغ ساختمان‌های مجاور رفتند که بر اثر موج انفجار دچار آسیب‌دیده و تخریب شده بودند. امدادگران ما شروع به شناسایی افرادی کردند که در جریان تخریب ساختمان‌های مجاور مجروح شده بودند تا آنها را با کمترین آسیب بیرون از محل تخریب منتقل کرده و به دست مأموران اورژانس برسانند.»


راسخی راجع به نحوه عملیات آواربرداری می‌گوید: «کلیات عملیات آواربرداری ما به این صورت است که در ابتدا اطلاعات میدانی کسب می‌کنیم. زمانی که وارد منطقه می‌شویم در ابتدا از افرادی که ساکنین نجات‌یافته ساختمان هستند یا از همسایه و افرادی که در مورد محل تخریب شده اطلاعات مستند دارند سؤال می‌کنیم که چند نفر در ساختمان حضور دارند. یا اگر محل هدف یک منطقه نظامی باشد در مورد تعداد کارکنان و سربازان و افراد نظامی اطلاعات کسب می‌کنیم. اگر حمله در شب باشد در ساختمان‌های مسکونی افراد بیشتری مورد آسیب و صدمات قرار می‌گیرند به دلیل اینکه در طول شب غالبا تمام اهالی یک‌خانه در منزل حضور داشته و در حال استراحت هستند؛ اما در طول روز افراد معمولاً کار و خرید و انجام کارهای روزمره‌شان بیرون از خانه هستند.»


 بعد از اینکه اطلاعات کلی از محل کسب شد، عملیات امداد و نجات و آواربرداری آغاز می‌شود: « اولین اولویت امدادگران این است که افرادی را که زخمی شده اما حرکت دارند یا ناله می‌کنند نجات دهند. سپس عملیات آواربرداری برای ایجاد دسترسی به افرادی که محبوس شده‌اند آغاز می‌شود.»

 

یکی به آهن می‌کوبید


یکی دیگر از عملیاتی که تحت فرماندهی محمد راسخی انجام شد، حادثه صبح روز سه‌شنبه در خیابان جردن بود: «ساعت حدود 12 ظهر بود که گزارش انفجار منجر به تخریب در یک ‌خانه مسکونی واقع در خیابان جردن به دستمان رسید. خانه هدف در یک کوچه بن‌بست بود که صددرصد تخریب شده بود؛ اما حجم تخریب در بقیه خانه‌های کوچه و حتی کوچه روبه‌رویی و کوچه پشتی هم به‌شدت زیاد بود. به حدی که فقط سر کوچه دو تا خانه تقریباً سالم مانده بود که البته در آنها هم شیشه پنجره‌ها هم کامل شکسته شده بود؛ اما در بقیه خانه تخریب ۵۰ تا ۶۰ درصدی رخ‌ داده بود.»


 در این میان شکست ه‌شدن لوله گاز در یکی از خانه‌ها اوضاع را پیچیده‌تر هم کرده بود: «به‌محض ورود به محل متوجه شدیم که لوله گاز ترکیده که این اتفاق خطرناکی است و نیاز به‌دقت ویژه دارد. چون هر لحظه ممکن است با استارت خوردن موتور یک یخچال، زنگ خوردن یک گوشی تلفن همراه یا با روشن ‌شدن یک سیگار آتش‌سوزی وسیعی رخ دهد که منجر به سوختن افراد زیر آوار شود.

 

برای همین به‌سرعت از اداره گاز و اداره برق درخواست کمک برای قطع ‌کردن گاز و برق کردیم و هشدار دادیم که همه از منطقه دور شوند تا زنگ خوردن تلفن همراه یا روشن ‌کردن سیگار افراد ناظر باعث بروز خطرات بعدی نشود. همه هدف ما این بود که افراد زیر آوار را زنده بیرون بیاوریم.»


 در همان ساعات اولیه دو مجروح توسط امدادگران آتش‌نشانی نجات پیدا کردند: «وقتی وارد منطقه تخریب شده شدیم در همان ابتدا یک پیرمرد مجروح و یک کودک حدوداً 12‌ساله را دیدیم که مچ پایش انگار به یک مو بند شده بود. سریع آنها را از محل خارج کردیم. در همان لحظات من شخصا با سه جسد مواجه شدم و همان موقع بود که شنیدیم یک نفر انگار به چیزی شبیه آهن می‌کوبید و متوجه شدیم یک نفر زیر آوار محبوس شده است اما به دلیل اینکه ساختمان پنج‌طبقه بود، عملیات آواربرداری طول کشید. فرد محبوس شده خانمی میانسال بود که در طبقه اول زیر آوار مانده بود و متأسفانه فوت کرد. حدود ساعت ۱۰ شب بود که بعد از حدود ۱۰ ساعت عملیات آواربرداری به ایستگاه برگشتیم.»

 

‌سازمان اطلاعات پلیس


یکی دیگر از عملیات روزهای اخیر که راسخی و همکارانش در آن حضور داشتند آواربرداری از ساختمان اطلاعات پلیس در خیابان یاسمی ونک بوده است: «در این ساختمان چندین نظامی و سرباز وظیفه به شهادت رسیدند.»  راسخی در پایان از سختی عملیات آواربرداری و تلاش همکارانش می‌گوید: «ماه رمضان است و امدادگران ما با زبان روزه ساعت‌ها در حال عملیات هستند. امکانات ما کم و حجم تخریب‌ها زیاد است. تلفن مرکز بیشتر از هر زمان دیگری زنگ می‌خورد؛ اما بااین‌حال بچه‌ها برای نجات جان هموطنان خود از هیچ کمکی دریغ نمی‌کنند.»