هفت صبح| اقتصاد اتحادیه اروپا و اقتصاد آمریکا در سال ۲۰۰۸ از نظر تولید ناخالص داخلی به طور تقریبی هم‌اندازه یکدیگر بودند. اندازه اقتصاد آمریکا با پشت سر نهادن بحران مالی جهانی و همه‌گیری دو برابر شد‌ اما اروپا رشد چندانی نکرد‌ اما چگونه می‌توان این مسئله را توجیه کرد؟ یکی از پاسخ‌ها این است که به مشکل اصلیِ مقایسه تولید ناخالص داخلی اتحادیه اروپا در سال ۲۰۰۸ با تولید متناظر در سال ۲۰۲۳ اشاره کنیم: برگزیت. توجه داشته باشید که تولید ناخالص داخلی به منزله ارزش کل تولیدات در اقتصاد یک کشور است. اتحادیه اروپا در سال ۲۰۱۶ دومین اقتصاد بزرگ خود و همچنین بخش بزرگی از تولید ناخالص داخلی کلی خود را از دست داد.

 

با این‌حال، خروج بریتانیا با تولید ناخالص داخلی ۲.۵ تا ۳ تریلیون دلاری خود از اتحادیه اروپا نمی‌تواند به تنهایی کسریِ ۱۰ تریلیون دلاریِ تولید ناخالص داخلی اتحادیه را توجیه کند. قبل از هرچیز باید به خودمان یادآوری کنیم که ثروت به خودی خود و همچون موهبتی آسمانی به ما ارزانی نمی‌شود. ثروت به واسطه تلاش آگاهانه و سنجیده کارگران، رهبران کسب‌و‌کار و کارآفرینان خلق می‌شود. به افرادی که جای آن‌ها در این فهرست خالی است، دقت کنید: سیاست‌گذاران. سیاست‌گذاران به‌رغم ادعای خود نمی‌توانند خلقِ ثروت کنند. درواقع، آن‌ها قادر به انجام این کار نیستند.

 

با این‌حال، نمی‌توان نقش آن‌ها را در خلق ثروت دست‌کم گرفت، زیرا همزمان از این قدرت برخوردارند که باعث رشد شوند ‌یا از آن جلوگیری کنند. آدام اسمیت در سال ۱۷۷۶ دستور کار رشد را در اختیار ما گذاشت. او می‌نویسد: «برای آنکه دولتی را از عمقِ بربریت تا عالی‌ترین سطحِ ثروت بالا بکشیم، تنها به صلح، مالیات آسان و اجرای خوبِ عدالت نیاز داریم؛ باقی مسائل سیر طبیعی خود را طی خواهند کرد.» مقایسه آمریکا و اتحادیه اروپا از این منظر تفاوت‌ها را عیان می‌کند.

 

‌صلح، مسئله مهم 


اینکه شرایط فعلی آمریکا را به‌ویژه با توجه به حملات، قتل‌ها و مسئله تقابل با مهاجران در ماه‌های پرتنش اخیر «صلح‌آمیز» بدانیم، صادقانه نیست. «کاهش جرم و جنایت» یکی از نگرانی‌های روبه‌رشد آمریکایی‌ها در طیف‌های سیاسی مختلف است. اما جالب اینجاست که نرخ جرم و جنایت در چند دهه اخیر به شدت کاهش پیدا کرده است. به‌رغم نگرانی‌های فزاینده‌ای که وجود دارد، آمریکایی‌ها هرگز تا این حد در خانه‌ها و محله‌های خود در امنیت نبوده‌اند. ایالات متحده نیز در سطح بین‌المللی نسبت به دهه‌های گذشته رفتار مسالمت‌آمیزتری داشته است. آمریکا در حال حاضر در هیچ‌کدام از مناقشات بین‌المللی به‌طور مستقیم و در مقیاس گسترده دخالت ندارد.

 

تا جایی که به آمریکا مربوط می‌شود، از طریق پشتیبانی سیاسی، کمک‌های اقتصادی، اطلاعات نظامی و پشتیبانی دیپلماتیک یا نظامی اقدام می‌کند. طی سال گذشته تنها در چند مورد، چند عملیات نظامی در مقیاس کوچ انجام داده است. به تعبیر دیگر، آمریکا بیشتر مشغولِ اقدامات حمایتی است نه جنگی. اگر به اتحادیه اروپا بنگریم، نتایج مشابهی را می‌بینیم. نرخ جرم و جنایت به‌طور کلی در بین کشورهای اتحادیه کاهش یافته است، اگرچه نرخ جرایم در برخی از کشورها تفاوت دارد. با این‌حال، باید توجه داشت که نرخ برخی از جرایم در سال‌های اخیر در اتحادیه اروپا سیر صعودی داشته و به نرخ نزولی آمریکا نزدیک هم نیست.  


برتری آمریکا: مالیات آسان 


«مالیات آسان» را می‌توان به شکل‌های مختلفی تفسیر کرد. گویاترین تفسیر، نرخ کلی مالیات است. از آنجا که اتحادیه اروپا از کشورهای گوناگونی تشکیل شده که هرکدام مجموعه سیاست‌های خاص خود را دارند، مقایسه مستقیم ممکن است کار دشواری باشد. اگر مالیات بر درآمد نهایی را در نظر بگیریم، نرخ آمریکا حدود ۴۲.۳ درصد است. نرخ متناظر در کشورهای اتحادیه اروپا از ۵۵.۹ درصد (دانمارک) تا ۱۰ درصد در رومانی و بلغارستان متغیر بوده و میانگین آن ۴۲.۸ درصد است و مالیات‌ها از نظر سهولت مثل یکدیگر هستند. اگر هزینه انطباق ناچیز باشد و بدون حساب و کتاب به نفع متحدان سیاسی یا شرکت‌های بزرگ نباشد، می‌توانیم آن مالیات را «آسان» تلقی کنیم.

 

در این مورد، هردو تا حد زیادی ناموفق بوده‌اند. اتاق بازرگانی آمریکا در سال ۲۰۲۴ گزارش داد که ۷۳ درصد از کسب‌و‌کارهای کوچک، «بخش زیاد» یا «قابل‌توجهی» از وقت خود را صرف مسائل مربوط به انطباق مالیاتی می‌کنند. پارلمان اروپا در گزارشی در سال ۲۰۲۳ به این موضوع اعتراف کرد و نوشت: «شرکت‌های کوچک‌تر متحملِ هزینه انطباق بیشتری می‌شوند. به نظر نمی‌رسد که این فشار مازاد نتیجه اعطای تسهیلات ویژه به شرکت‌های کوچک باشد، بلکه از طراحی کلی نظام مالیاتی نشأت می‌گیرد.»

 

درنهایت اگر مالیات منصفانه باشد، می‌توانیم آن را «آسان» در نظر بگیریم. «منصفانه بودن» به این معنی است که افراد یا شرکت‌هایی که در شرایط مالی یا اقتصادی مشابهی به سر می‌برند، به یک اندازه مالیات بپردازند. برکسی پوشیده نیست که بسیاری از شرکت‌ها در آمریکا از تخفیف‌ها و معافیت‌های مالیاتی ویژه برخوردارند و بسیاری از آنها برای استفاده از مزایای مالیاتی و تجاری تصمیم می‌گیرند که در ایالت دلاور یا تگزاس فعالیت کنند.

 

اما این مسئله در مورد کشورهای اتحادیه اروپا هم صدق می‌کند، به‌ویژه اگر این نکته را در نظر بگیریم که شرکت‌ها می‌توانند دفتر مرکزی‌شان را در کشوری با مزایای مالیاتی راه‌اندازی کنند و کارگرها نیز می‌توانند با سهولت نسبی از کشورهای همسایه به آنجا نقل مکان کنند. از آنجا که نرخ‌های مالیاتی، معافیت‌ها و تفاسیر قانونی در کشورهای اتحادیه اروپا متفاوت هستند، شرکت‌های هوشمند به آسانی می‌توانند (خواسته یا ناخواسته) روزنه‌ای برای صرفه‌جویی در صورت‌حساب مالیاتی خود پیدا کنند.  

 

برتری آمریکا: اجرای نسبی خوب عدالت 


حتی اگر دو نفر با هم زندگی کنند، ممکن است دچار مشکل شوند. این مشکل همیشه سخت و خشن نیست و ممکن است یک اختلاف‌نظر ساده بین دو طرف باشد که به داوری خارجی نیاز دارد. شاید مشتری‌ها و کاسب‌ها برسر شرایط گارانتی اختلاف‌نظر پیدا کنند، شرکت‌ها معتقد باشند که قوانین و مقررات مختلفی را رعایت کرده‌اند که عموم مردم با آن مخالف هستند یا شاید همسایه‌ها برسر شدت سروصدای مجاز در ساعات خاصی از شب اختلاف‌نظر داشته باشند.

 

پس ضرورت در این است که ابزاری برای حل مناقشات بیابیم که هردو طرف آن را منصفانه و بی‌طرف بدانند. سازوکار حل مناقشه باید به آسانی در دسترس باشد تا اگر اختلافی پیش آمد، بتوان به سرعت و با هزینه اندک به راه‌حل رسید. این کار در اکثر کشورها به واسطه محکمه‌ها و دیگر ارگان‌های میانجی انجام می‌گیرد. مرکز ملی دادگاه‌های ایالتی در آمریکا افکار عمومی در قبال نظام قضایی را تحلیل می‌کند. آن‌ها در گزارش سال ۲۰۲۳ خود دریافتند که عموم مردم به‌طور کلی به نظام قضایی اعتماد دارند و دسترسی به آن را آسان می‌دانند، اما این نگرانی فزاینده وجود دارد که نظام قضایی درگیر سیاست شده است.