
هفت صبح| در آمریکا، «وطنپرستی» برای دههها یکی از معدود مفاهیمی بود که جمهوریخواه و دموکرات، محافظهکار و لیبرال، سفیدپوست و مهاجر میتوانستند دستکم برسر آن توافق داشته باشند. پرچم ستارهنشان، سرود ملی، احترام به ارتش و باور به «رویای آمریکایی» بخشی از زبان مشترک جامعهای بود که با وجود همه اختلافها، هنوز خود را در قالب یک هویت ملی واحد تعریف میکرد اما حالا، در حالی که ایالات متحده به دویستوپنجاهمین سالگرد استقلال خود نزدیک میشود، نشانههای فزایندهای دیده میشود که این زبان مشترک در حال فرسایش است.
نظرسنجی تازهای که توسط مؤسسه دیزرت نیوز انجام شده، تصویری عجیب از شکاف نسلی در آمریکا ارائه میدهد. بر اساس این پژوهش که در ماه آوریل و میان بیش از دو هزار رأیدهنده ثبتشده آمریکایی انجام شد، تنها ۵۶ درصد از آمریکاییهای ۱۸ تا ۳۴ ساله گفتهاند که خود را «تا حدی» یا «بسیار» وطنپرست میدانند؛ رقمی که در میان سالمندان آمریکایی به ۸۶ درصد میرسد.
این اختلاف تنها یک تفاوت آماری ساده نیست؛ بلکه بازتاب تغییری عمیق در نحوه نگاه نسلهای جدید به کشور، تاریخ و نهادهای سیاسی آمریکاست. هرچه سن بالاتر میرود، احساس وطنپرستی نیز افزایش پیدا میکند. در گروه سنی ۳۵ تا ۴۴ سال، این رقم ۶۱ درصد است؛ در میان افراد ۴۵ تا ۶۴ ساله به ۶۷ درصد میرسد و در نسلهای مسنتر جهشی چشمگیر پیدا میکند. برای بسیاری از جامعهشناسان و تحلیلگران سیاسی، این روند زنگ خطری جدی محسوب میشود. در کشوری که هویت ملی همواره یکی از ستونهای اصلی انسجام اجتماعی بوده، کاهش احساس تعلق در میان نسل جوان میتواند پیامدهایی بلندمدت برای مشارکت سیاسی، اعتماد عمومی و حتی ثبات اجتماعی داشته باشد.
نسل زد و هزاره، برخلاف والدین و پدربزرگهای خود، دوران بلوغ سیاسیشان را در آمریکای پس از حملات ۱۱ سپتامبر، جنگهای بیپایان خاورمیانه، بحران مالی ۲۰۰۸، اعتراضات نژادی، شکاف شدید حزبی، خشونتهای خیابانی و بیاعتمادی گسترده به رسانهها و سیاستمداران سپری کردهاند. برای بسیاری از این جوانان، آمریکا دیگر آن تصویر افسانهایِ «سرزمین فرصتها» نیست که در کتابهای درسی نسلهای قبل ترسیم میشد. نظام آموزشی آمریکا نیز تغییر کرده است.
نسلهای قدیمیتر بیشتر با روایتهایی تربیت شدند که بر افتخارات ملی، موفقیتهای تاریخی و برتری مدل آمریکایی تأکید میکرد؛ روایتی که بهنوعی پروژهای برای ساختن هویت ملی بود. اما نسلهای جدید، بیش از گذشته با بخشهای تاریک تاریخ آمریکا روبهرو شدهاند؛ از بردهداری و تبعیض نژادی گرفته تا استعمار، شکاف طبقاتی و بحرانهای ساختاری. درنتیجه، بسیاری از جوانان آمریکایی امروز رابطهای پیچیدهتر و انتقادیتر با مفهوم وطنپرستی دارند. برای آنها، دوست داشتن کشور به معنای ستایش بیچونوچرای تاریخ و نهادهای سیاسی نیست.
وطنپرستی برای بخشی از نسل جدید، بیشتر به معنای مطالبه تغییر و اصلاح ساختارهاست تا افتخار سنتی به پرچم و ارتش. اما شکاف فقط نسلی نیست؛ بلکه بهوضوح رنگوبوی حزبی نیز پیدا کرده است. نظرسنجی نشان میدهد ۸۲ درصد جمهوریخواهان خود را وطنپرست میدانند، در حالی که این رقم در میان دموکراتها تنها ۶۱ درصد است؛ اختلافی ۲۱ درصدی که نشان میدهد حتی مفهوم هویت ملی نیز در آمریکا به میدان رقابت حزبی کشیده شده است.
در سالهای اخیر، پرچم آمریکا، سرود ملی و حتی واژه «میهنپرستی» بیش از گذشته با جناحهای سیاسی گره خوردهاند. برای بخشی از محافظهکاران، وطنپرستی به دفاع از سنتهای آمریکایی، ارتش و ارزشهای کلاسیک ملی پیوند خورده است؛ در حالی که بخشی از جریانهای مترقی ، تأکید بیش از حد بر ناسیونالیسم را نشانهای از افول اجتماعی، نژادپرستی یا سیاستهای اقتدارگرایانه میدانند.
این تغییرات فقط در یک نظرسنجی دیده نمیشود. مطالعات دیگر نیز روندی مشابه را نشان میدهند. نظرسنجی موسسه یوگاو در سال ۲۰۲۵ نشان داد تنها ۳۱ درصد آمریکاییها خود را «بسیار وطنپرست» میدانند؛ رقمی که در مقایسه با سال قبل کاهش محسوسی داشته است. دادههای موسسه گالوپ نیز این روند را تأیید میکند. در سال ۲۰۰۱، حدود ۹ نفر از هر ۱۰ آمریکایی میگفتند به آمریکایی بودن خود «بسیار افتخار میکنند»، اما این میزان در سالهای اخیر به حدود ۵۸ درصد سقوط کرده است.








