معاون اسبق سازمان خصوصیسازی در گفتوگوی خود با خبرگزاری تسنیم به ابعاد تازهای از جریان خصوصیسازی باشگاههای پرسپولیس و استقلال پرداخته و نکات جدید از شفافیت مالی این دو باشگاه مطرح کرده است. در ادامه میتوانید مهمترین بخشهای این گفتوگو را بخوانید.
چطور در شرایطی که میگویند دو باشگاه در و پیکر نداشتند، ۳۵۰میلیارد تومان به هریک از باشگاهها دادید؟ زمانی که در سازمان خصوصیسازی حضور داشتم فرآیند خصوصیسازی این دو باشگاه آغاز شد و این باشگاهها شرایط خاصی داشتند. در ابتدا این دو شرکت در میان شرکتهای مشمول اصل 44 و در گروهی قرار گرفتند که باید بهطور کلی واگذار میشد. جلسات مختلفی با مدیرعاملان وقت دو باشگاه داشتیم که در آن زمان فتحاللهزاده و کاشانی بودند. بزرگترین مشکلی که این دو باشگاه داشتند شفافیت صورتهای مالی آنها بود.
در آن زمان کنفدراسیون فوتبال آسیا نسبت به صورتهای مالی دو باشگاه ایرادات مهمی گرفته بود. بحثی که طی روزهای اخیر در یک برنامه تلویزیونی مطرح شد همیشه وجود داشته است و مربوط به امروز نیست. باشگاههای فوتبال ما از جمله سپاهان، فولاد و… که جزو پنج تا شش شرکت برتر لیگ هستند، یک شرکت در بالادست خود دارند.
شرکتها بودجهای را برای باشگاهها در نظر گرفتهاند. در گزارش تحقیق و تفحص مجلس از شرکت فولاد مبارکه این موضوع قابل مشاهده بود، اما بالادستی دو شرکت استقلال و پرسپولیس دولت بود و در نتیجه به راحتی نمیتوانستند پول دریافت کنند؛ در نتیجه در مواقعی که با بحران مواجه میشدند، برخی افراد نقش عابربانک آنها را ایفا میکردند و باشگاهها از آنها پول دریافت میکردند.
اشکالی که در صورتهای مالی این دو باشگاه وجود داشت این بود که این پولها بهطور مستقیم به خود بازیکنان پرداخت میشد، در برنامه تلویزیونی دوشنبه شب نیز به این موضوع از جانب مدیرعامل استقلال و رئیس سازمان خصوصیسازی اشاره شد؛ بنابراین از این جهت مشخص نبود که باشگاهها دقیقا چقدر بدهکار یا بستانکار هستند.
در یک شرکت دولتی وقتی پول از یک فرد قرض گرفته میشود، باید در قالب بدهی ثبت شود. وقتی قرار است بدهی پرداخت شود باید با چک باشگاه پرداخت شود نه آنکه چک یک فرد را بگیرید و به فرد دیگری بدهید. باور میکنید که یک شرکت دولتی چنین عملکردی داشته باشد؟
حتی زمانی که بحث واگذاری پیش آمد این مشکلات را مطرح کردیم. این موارد سبب میشد فرآیند واگذاری این دو باشگاه طولانی شود. البته در دولت آقای روحانی واگذاری این دو باشگاه منتفی شد؛ چون که گفته شد براساس سیاستهای اصل 44 این دو باشگاه فرهنگی هستند و قابل واگذاری نیستند. به این ترتیب این دو باشگاه از لیست واگذاری خارج شدند تا اینکه مجدداً بحث واگذاری در سال 1400 مطرح شد.
تمام اتفاقات و مشکلاتی که امروز پیش آمده است، بنده در 14 اسفند 1400 در یک مقاله اعلام کردم. در همان زمان گفته شد که تامین مالی دو باشگاه با اهداف ناپیدای تحت نام در حال انجام است و مشخص نیست که این پول کجا قرار است هزینه شود.
وقتی شرکتی قصد دارد افزایش سرمایه داشته باشد، حسابرس و بازرس باید گزارش ارائه کند؛ در نتیجه گزارش حسابرسی آن از طریق سازمان حسابرسی تهیه شده است، سؤال این است که تامین مالی با چه دلیلی و هدفی انجام شده است؟ در کل واگذاریهایی که در 20 سال اخیر انجام شده است یک نمونه نداریم که پول وصولشده از طریق سلب حقتقدم را به خود شرکت داده باشند.
اولین بار بود که پول سهم فروختهشده دولت به خود شرکت داده شد، آن هم در مورد دو شرکتی که حساب و کتاب آنها مشخص نیست. شدیداً با این موضوع مخالف بودم. اینجا از رئیس سازمان خصوصیسازی گله وجود دارد. چطور در شرایطی که میگویید این دو باشگاه در و پیکر نداشتند 350میلیارد تومان به هر یک از باشگاهها دادید؟ معلوم است وقتی این شرایط وجود دارد هر کسی میآید بخشی از این پول را برمیدارد و میبرد.
اطلاعاتی که از آن سخن میگوییم در کدال موجود است. حال این پول بین افراد مختلف پخش شده است. مهم این بود پیش از اینکه این اتفاق رخ دهد جلوی آن گرفته شود. گزارش توجیهی افزایش سرمایه شرکت از جانب هیات مدیره تهیه میشود و به تصویب بازرس و حسابرس میرسد. مگر قرار نبود این پول در جهت اهداف تعیینشده در این گزارش هزینه شود؟
نکته مهمتر اینجاست که سهامدار عمده این دو باشگاه همچنان دولت است. براساس اصل 44 قانون اساسی، زمانی که شرکت در لیست شرکتهای واگذاری قرار گرفت، ریاست مجمع آن با وزارت اقتصاد خواهد بود و اعضای آن نیز سازمان برنامه و وزیر مربوطه یعنی وزیر ورزش است. هیات مدیره را مجمع تعیین میکند. هیات مدیرهای که در این مدت در باشگاه بودند توسط مجمع انتخاب شده بودند.
رئیس سازمان خصوصیسازی گفته است که قرار بوده این پولها تحت نظارت سازمان خصوصیسازی هزینه شود. اگر قرار بر چنین کاری بوده باید یک حسابداری در خود شرکت باز میکردند، حساب را مسدود میکردند و هر زمان که قصد خرج کردن پول را داشتند از این سازمان براساس اهداف طرح توجیهی هیات مدیره اجازه میگرفتند، نه آنکه دو باشگاه را به امان خدا رها کنید و حال که هر کسی سهمی از این پول برداشته است میگویید چه اتفاقی افتاده است؟
سهام این دو شرکت بهدلیل ریسک بالایی که داشتند در بازار پایه فرابورس عرضه شد؛ بهعبارت دیگر حساب و کتاب و بدهیهای آنها مشخص نبود و شرکت فرابورس پنج ایراد اساسی گرفت. چطور شد که امروز ایراد گرفته شد، اما پس از آن گفته شد که این ایرادات رفع شده است؟ این مسئله باید صحتسنجی شود که آیا واقعاً این ایرادات برطرف شده بود یا خیر؟ باید توجه داشت که این دو شرکت در تابلوی نارنجی فرابورس قرار دارند که به معنای ریسک و خطر است. سهامداری که آمده سهم را خریده است، نمیداند مفهوم این موضوع چیست و امروز به این شرایط دچار شده است.
نکته دیگر کاهش ارزش سهام این دو باشگاه، آن هم در شرایطی است که شاخص بازار بورس به اوج خود در دوره سال 1399 رسیده است، کدام شرکت عرضهشده را داشتیم که قیمت عرضه تدریجی معادل عرضه روز خالص داراییها باشند؟ این کار دومین اشتباه بزرگ در واگذاری بود. امروز قیمت سهام به این دلیل به یکسوم کاهش یافته است و هشدارهای لازم در این خصوص را پیش از واگذاری مطرح کردیم و این موارد را به اطلاع سازمان خصوصیسازی نیز رساندیم.
نکته دیگر در خصوص نهاد نظارتی و دیوان محاسبات است. چطور طی این سالها که این اتفاقات در این دو باشگاه رخ میداد، یک گزارش از جانب دیوان محاسبات منتشر نشده است؟ مگر این دو شرکت دولتی نبودند و نباید دیوان محاسبات در خصوص آنها گزارش ارائه کند؟ نکته دیگر این است که دیوان محاسبات در بازه زمانی واگذاری این دو باشگاه چه اقداماتی انجام داده است؟ این انتقادی است که به دستگاههای نظارتی است. همان موقع به نماینده دیوان محاسبات در سازمان خصوصیسازی ابهامات و احتمال از بین رفتن این پول را اعلام کردیم، اما گفتند کنترل و نظارت میکنیم. چطور کنترلی انجام شده که نتیجهاش این چنین است؟



