روزنامه هفت صبح| گزارش زیر حرفهای غافلگیرکننده همت قلیزاده کارشناس اقتصاد انرژی در یک نشست اقتصادی است که حرفها و ایدههای غیرمنتظرهای را مطرح میکند و پاسخی برای تورم مستمر در اقتصاد 15 سال گذشته ایران ارائه میدهد که در آن متهم اصلی پالایشگاهها و پتروشیمیها و مفهوم پیچیدهای به نام یارانه پنهان انرژی هستند. سرفصلهای این سخنان را که البته باید به عنوان فرضیههایی خلاف انتظار در نظر گرفته شوند ، اینجا میآوریم که در بطن خودش میتواند برخی ابهامات در اذهان ما را برطرف کنند. ایدههای مطرح شده از سوی این کارشناس انرژی را حتما بخوانید:
جنس تورمها تا سال 1386 با جنس تورمها از سال 1386 به بعد متفاوت است. در آن سال تصور بر این بود که راه نجات کشور پیدا شده است. … این اصطلاحی که راه نجات نامیده شد، «یارانه پنهان انرژی» نام دارد که از سال 1369 تبلیغات گستردهای برای آن شکل گرفت. آنچه یارانه پنهان انرژی نام گرفته همان جهانی سازی نرخ انرژی است که از اساس با واژه اصیل یارانه که یک واژه علمی است تفاوت دارد.
بعد از اینکه این اصطلاح یارانه پنهان انرژی خلق میشود و بلافاصله موسسه مطالعات بازرگانی مقالهای در پاسخ به این اصطلاح منتشر کرده و میگوید اگر قرار است انرژی به نرخ جهانی فروخته شود، دستمزد مردم هم به نرخ جهانی پرداخت شود لذا تا سال 1377 این موضوع خاک میخورد تا اینکه این اصطلاح وارد اسناد رسمی و در ترازنامه وزارت نیرو قید میشود و در نهایت در سال 1378 اندازه این یارانه را نیز برآورد میکنند.
کاری که اینها میکنند این است که نرخ فوب خلیج فارس را برای گونههای انرژی، در نرخ ریالی ارز ضرب میکنند و میگویند مابهالتفاوت این نرخ با نرخ فروش به مردم، یارانه است. با نوسانات نرخ ارز هم این یارانه ادعایی بالاتر میرود تا جایی که امروزه مدعی هستند که مردم 4 برابر بودجه عمومی کشور را یارانه دریافت میکنند و شاکر نیستند! یعنی ماجرا اینگونه غمانگیز شده است.
در سال 1380 طی یک قانون مجوز جهانیسازی نرخها صادر شد. این قانون میگوید شرکت پالایش میتواند به جز 5 فرآورده اصلی، قیمتها را به نرخ جهانی محاسبه کند. در همین راستا در سال 1381 به شرکتها اجازه دادند، قیمتها بر اساس دلار آمریکا در دفاترشان ثبت شود تا اینکه به سال 1386 میرسیم که با یک تبلیغات وسیع سهمیهبندی بنزین رخ داد درحالی که موضوع اصلی این نبود.
اصل قصه این بود که برای اولینبار در آن سال حدود 2 میلیون بشکه خوراک پالایشگاهها، به قیمت جهانی در بودجه شرکتها لحاظ شد یعنی 40 هزار میلیارد تومان وارد بودجه عمومی کشور شد. هر اقتصاددانی میداند که افزودن این رقم، تورم ایجاد خواهد کرد. یکی از عوارض کوچک این ماجرا قیمت بنزین است که فاجعه آبان 1398 نتیجه بیتوجهی به همین موضوعات بود چون به نام علم اقتصاد، مانند بقالی مینشینند میگویند این یا آن را گران کنیم تا کسری بودجه جبران شود.
میگویند مردم انرژیخوار هستند، زیاد خودرو دارند درصورتی که ما با رتبه 18 جمعیت جهان، رتبه 82 برخورداری از خودرو را داریم.میگویند برای جلوگیری از قاچاق سوخت باید نرخ آن را افزایش داد. چرا شما نمیشنوید گوگرد یا لوبکات قاچاق میشود؟ مگر پالایشگاه فقط بنزین تولید میکند؟ چرا گاز یا وکیوم باتوم قاچاق نمیشود در حالی که در دو طرف مرز اختلاف قیمت وجود دارد؟
چرا در رابطه با گاز که اساسا قاچاق شدنی نیست یارانه پنهان محاسبه میکنند؟ در همین ماجرای گاز که رئیسجمهور بعد از 24 ساعت از افزایش قیمت آن عقبنشینی کرد، ماخذ قیمت، بازار هنری هاب آمریکا است یعنی دولت جمهوری اسلامی خط سیر افزایش قیمت گاز طبیعی را بر اساس بازار هنری هاب آمریکا تعیین میکند.
در جمهوری آذربایجان قیمت بنزین چند برابر ایران است، چرا از مرز ایران با این کشور قاچاق نمیشود؟
یک مقایسه رایج بین قیمت آب معدنی و بنزین است.بخش اعظم قیمت آب معدنی، هزینه ظرف پلاستیکی آن است که توسط پتروشیمیها به نرخ دلاری فروخته میشود. کشور ما طوری به دلار وابسته شده که پتروشیمیها و صنایع اعداد خود را به دلار حساب میکند درحالی که من ندیدم در دنیا کشور دیگری اینگونه رفتار کند.
گفته میشود که ترکیهایها کمتر از مردم ما بنزین مصرف میکنند درحالی که ما بررسی کردیم متوجه شدیم اغلب خودروهای آنها گازوئیلسوز هستند و وقتی میزان مصرفشان را به بنزین تطبیق دادیم، متوجه شدیم که مصرف آنها از ایران بیشتر است کما اینکه در کشوری همچون ترکیه که سالانه 40 میلیارد دلار از ناحیه توریسم درآمد دارد، نمیتوان ادعا کنیم که مصرف سوخت پایینی دارند. یک دروغ دیگری که از برخی اهالی رسانهها، تلویزیون خودمان و حتی از آمریکا مطرح شد این بود که مصرف گاز ما از چین بیشتر است ولی نمیگویند 56 درصد انرژی چین از زغال سنگ تامین میشود.
ممکن است شما قیمت بنزین را به 12 هزار تومان برسانید و فضا ملتهب نشود اما این سیاست اقتصاد مردم را نابود میکند. کارشناسان دلسوز کشور باید فریاد بزنند تا همه بدانند چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است. در آبان 98 کسی نگفت چرا ادعای بالاترین مقام نفتی کشور مبنی اینکه در صورت افزایش قیمت بنزین، 20 درصد کاهش مصرف خواهیم داشت، فراموش شد؟ در پایان همان سال، مصرف بنزین 1 درصد افزایش یافت.
از سال 1386 تاکنون تمام محصولات پالایشگاهها به قیمت جهانی فروخته میشود با این تفاوت که پنج فرآورده اصلی خود را به دولت و مابقی را به بازار میفروشند. دولت به جای مابهالتفاوت این قیمتها به پالایشگاه نفت میدهد. علت اینکه در سرزمین من ریال ثبت نمیشود این است که فرآوردههای ویژه که جزو آن پنج فرآورده اصلی نیستند را هم به دلار میفروشند. روزانه 2.2 میلیون بشکه نفت خامی به پالایشگاهها داده میشود که حدود 17 تا 18 درصد آن در قالب فرآوردههای ویژه به نرخ دلاری فروخته میشود.
ارزش ریالی این محصولات در یک مقطع زمانی 11 برابر شد و همان موقع تمام قیمتها هم 11 برابر شد.در این شرایط یک عده میگویند انرژی در ایران مفت است. ما در یک دانشگاه مجبور شدیم با نقاشی کشیدن بگوییم این آدم آلمانی با یک ماه کار، فلان مقدار بنزین میتواند خریداری کند در صورتی که این آدم ایرانی با یک ماه کار کردن مقدار کمتری خریداری میکند لذا بنزین در کشور ما ارزان نیست.
انرژی ما برای خارجیها مفت است اما برای مردم خودمان اینطور نیست. یکی از اقتصادخواندهها میگفت بنزین را 10 هزار تومان کنیم تا هم نقدینگی جمع شود و تورم هم کاهش پیدا کند! بعد از آن آبان 98 کسی یقه اینها را نگرفت و الان همان آدمها میگویند بنزین باید 30 هزار تومان شود. بنزین کالای اساسی یک اقتصاد است و با چیپس و پفک تفاوت دارد….
از سال 1386 که قیمتها جهانی شد تا سال 1389 اتلاف انرژی سالانه 5 درصد رشد کرده درحالی که مصرف مردم 1.3 درصد رشد کرده است. تقریبا اندازه خوراک روزانه پالایشگاهها اتلاف انرژی داریم درحالی که نمودار شدت انرژی نشان میدهد، خانوارهای ایران درست مصرف میکنند اما در کمال تعجب میبینیم در تلویزیون گفته میشود مردم در زمستان لباس گرم نمیپوشند، پنجره را باز میکنند و کولر هم روشن میکنند!
در سال 1386 حدود 30 درصد تولیدات پالایشگاههای ما مازوت بود و همچنان هم همین است. قیمت مازوت که پسماند نفت است و قیمتش از ماده اولیه ارزانتر است، اکنون با نرخ جهانی با ما حساب میشود یعنی حتی برای لجن نفت هم یارانه پنهان حساب میکنند.
برای همین است که مدام تاکید میکنیم مسئله فقط بنزین نیست. ما را به اسم بالا بودن شدت انرژی به گیوتین گرانیها سپردند در حالی که بیشترین جهش قیمت انرژی در تاریخ بشر در آذر 1389 رخ داد اما شیب شدت مصرف انرژی بیشتر شد .
این غولی که در حال بلعیدن ما است، هزاران میلیارد رانت را به نام سود نصیب پالایشگاه میکند. در 6 ماهه اول سال 1401، پالایشگاهها بدون افزایش یک لیتر تولید، به اندازه کل سال 1400 یعنی حدود 130 هزار میلیارد تومان سود خالص داشتهاند لذا اگر این پالایشگاهها واگذار نمیشدند، دولت کسری بودجه هم نمیداشت.
من مطمئنم این نوع سیاستگذاری در سالهای آتی همانند بیماری هلندی، به عنوان بیماری ایرانی نفت وارد کتب درسی اقتصاد خواهد شد چون ما انرژی را به نرخ جهانی به کشور خود صادر کرده ایم آن هم در حالی که به خارجیها ارزانتر فروختهایم.در سال 1399 هر بشکه نفت به خارجیها حدود 300 هزار تومان و به ایرانیها حدود 600 هزار فروخته شده است. به نام عدالت هم اینکارها را میکنند. میگویند برخی افراد پورشه سوار در تهران بنزین ارزان یا گاز ارزان مصرف میکنند و باید این رانت را از آنها بگیریم و به آن پیرزن روستانشین بدهیم.
شما اگر دغدغه اسراف دارید، چرا بنزین یا گازشان را قطع نمی کنید؟ کسی که بنزین نمی خورد. سالانه هفت درصد نرخ رشد تولید خودرو و رشد جمعیت داریم، میانگین سفرهای ایرانیها از میانگین جهانی کمتر و سرانه مصرف بنزین هر ایرانی (منهای افغانستان) از کل کشورهای منطقه کمتر است، چطور ما با حقوق 6 تا 7 میلیونی متهم می شویم که مصرف بالایی داریم؟
قیمت مگر از قاچاق کشف می شود که به خاطر یک درصد قاچاق میخواهند قیمت را بالا ببرند؟ کدام کشوری که نفتش ملی است، انرژی را به کشور خود صادر میکند؟ قیمت بنزین هنگ کنگ، 4 برابر چین است، چرا آنجا قاچاق رخ نمی دهد؟ روند مصرف سالیانه گاز خانوار از سال 1386 سقوط کرده است. چرا مدام به مردم می گویند جوراب بپوشید؟
چرا 13 درصد اتلاف گاز به رسمیت شناخته نمی شود؟ما یکی از کشورهایی هستیم که کمترین برق جهان را مصرف میکنیم.
تمام این آمارها خروجی یارانه پنهان است و برای همین است ما سعی میکنیم موضوع را باز کنیم. بعد از جنگ روسیه و اوکراین در همین آمریکا قانون کاهش تورم و قانون جلوگیری از افزایش استثمارگرانه نرخ بنزین تصویب شد.
رئیس جمهورشان گفت الان وقت توزیع سود نیست و قیمتها به قبل از وقوع جنگ برگشت. در ژاپن بودجه 2022 اصلاح شد، در آلمان گاز ملی اعلام شد اما مایی که روی دریایی از نفت و اقیانوسی از انرژی هستیم به چنین روزی افتادهایم چون قیمتهای خود را به بازار جهانی قلاب کردهایم.(جماران)



