هفت صبح| در هفتههای اخیر، برخی مقامات آمریکایی با چنان راحتی از «نفت ایران» صحبت میکنند که انگار این منبع انرژی بخشی از داراییهای در دسترس واشینگتن است. واقعیت این است که آمریکا چه از مسیر مذاکره و چه از مسیر فشار و حتی جنگ به دنبال دسترسی و کنترل بر جریان نفت ایران است. همین نگاه باعث شده بازار جهانی نفت، برخلاف انتظار، واکنش تندی به تحولات سیاسی نشان ندهد. بازار میداند که آمریکا به دنبال مدیریت عرضه است، نه ایجاد شوک.
این در حالی است که ایران روز گذشته در یک مانور نظامی، سناریوی «بستهشدن هوشمند تنگه هرمز» را تمرین کرد؛ اقدامی که در هر مقطع دیگری میتوانست قیمت نفت را بهسرعت چند دلار بالا ببرد اما امروز بازار تقریباً بیتفاوت است. دلیلش مشخص است؛ معاملهگران فعلاً احتمال جنگ را جدی نمیگیرند و تصور میکنند مذاکرات، هرچند مبهم، در نهایت بهنوعی کنترل تنش منجر خواهد شد.
بااینحال، اگر سناریوی جنگ حتی یکقدم به واقعیت نزدیک شود، وضعیت کاملاً متفاوت خواهد بود. تنگه هرمز مسیر عبور حدود یکسوم نفت جهان است و هر اختلالی در آن میتواند قیمتها را جهشی و غیرقابلپیشبینی کند. پس بازار فعلاً آرام ممکن است شبیه سکوت پیش از توفان باشد.
البته نباید نادیده گرفت که نوسانات چند دلار ذات بازار است و تحت تاثیر عرضه و تقاضا شکل میگیرد، برای نمونه در معاملات روز چهارشنبه آسیا، نفت پس از افت دو درصدی روز سهشنبه کمی بالا رفت. برنت حدود ۶۷دلار و وستتگزاس نزدیک ۶۲ دلار معامله شد؛ هر دو در پایینترین سطوح دو هفته اخیر خرید و فروش شدند، با وجود اینکه معاملهگران چشم به مذاکرات ایران و آمریکا دوختهاند و منتظرند ببینند آیا توافقی شکل میگیرد یا نه. بازار همچنین منتظر گزارش ذخایر نفت آمریکاست که معمولاً جهت کوتاهمدت قیمتها را تعیین میکند. پیشبینیها نشان میدهد ذخایر نفت خام آمریکا احتمالاً افزایش یافته، اما ذخایر بنزین و گازوئیل کاهش داشته است.
ریسک پنهان در بازار نفت
در چنین شرایطی، یک نکته کلیدی در بازار وجود دارد؛ سرمایهگذاران باتجربه «ریسک پنهان» را در بازار نفت در نظر گرفتهاند، ریسکی که فعلاً در قیمتها دیده نمیشود، اما در لحظه میتواند همهچیز را تغییر دهد. در ظاهر، شرایط ژئوپلیتیک باید بازار نفت را بههم بریزد.
تجربه سالهای گذشته نشان داده که بسیاری از تهدیدها در منطقه خلیج فارس به مرحله اجرا نمیرسد و بازار هم تا زمانی که نشانهای واقعی از درگیری نبیند، واکنش هیجانی نشان نمیدهد. به همین دلیل، حتی مانور بستن تنگه هرمز هم فعلاً فقط یک «سیگنال سیاسی» تلقی شده، نه یک تهدید عملی.
دوم اینکه آمریکا بهطور غیررسمی به دنبال مدیریت عرضه نفت است. وقتی مقامات آمریکایی اینقدر راحت درباره نفت ایران صحبت میکنند، پیامشان به بازار مشهود است؛ واشینگتن نمیخواهد عرضه جهانی نفت دچار شوک شود. چه از مسیر مذاکره و چه از مسیر فشار، هدف آمریکا این است که جریان نفت ایران در بازار آسیا به ویژه برای ورود به چین را کنترلپذیر نگه دارد. همین پیام باعث شده بازار احساس کند عرضه جهانی در کوتاهمدت تهدید نمیشود.
سوم اینکه افزایش تولید در برخی میادین بزرگ جهان، مثل تنگیز قزاقستان، نقش ضربهگیر را بازی میکند. بازار میبیند که ظرفیتهای جایگزین در حال فعال شدن است و همین موضوع نگرانیها را کاهش میدهد.
چهارم اینکه گزارشهای ذخایر نفت آمریکا نیز نشان میدهد عرضه در این کشور همچنان بالاست. وقتی ذخایر نفت خام آمریکا افزایش پیدا میکند، بازار احساس میکند کمبود عرضه در کوتاهمدت بعید است، حتی در صورتی که یک جنگ کوتاه مدت راه بیفتد. به همین دلیل است که مقامات آمریکایی وقتی از جنگ صحبت میکنند همیشه موضوع چند هفته را مطرح میکنند چون به خوبی مطلع هستند واکنش بازار جهانی میتواند شوکه کننده باشد.
در مقطع کنونی، رفتار کشورهای نفتی خاورمیانه را میتوان در یک جمله خلاصه کرد؛ حفظ ثبات، جلوگیری از شوک و صبر تا روشن شدن تکلیف روابط ایران و آمریکا. با وجود تنشهای سیاسی و نظامی، از جمله مانور اخیر ایران برای بستن هوشمند تنگه هرمز، این کشورها فعلاً تمایلی به افزایش عرضه نفت ندارند. دلیل این احتیاط مشخص است؛ هر تصمیم عجولانهای میتواند بازار را بیثبات کند و هزینههای سیاسی و اقتصادی سنگینی برای خودشان ایجاد کند.
سناریوی کشورهای نفتی خاورمیانه در شرایط تنش چیست؟
بازار نفت اکنون در وضعیت «انتظار» قرار دارد. کشورهای عربی مانند عربستان، امارات و کویت میدانند که تنش میان ایران و آمریکا میتواند در چند ساعت قیمت نفت را جهشی کند. به همین دلیل ترجیح میدهند فعلاً هیچ تغییری در سیاست عرضه ایجاد نکنند تا اگر بحران جدی شد، ابزار افزایش عرضه را بهعنوان یک اهرم سیاسی در اختیار داشته باشند. از نگاه آنها، افزایش عرضه در شرایط مبهم کنونی یک اشتباه استراتژیک است. اگر امروز عرضه را بالا ببرند و فردا تنش نظامی شدت بگیرد، قیمت نفت بدون نیاز به افزایش عرضه هم جهش خواهد کرد و این کشورها فرصت سودآوری بزرگ را از دست میدهند. به همین دلیل سیاست فعلی آنها ساده است: نه عرضه را زیاد کن، نه بازار را تحریک کن؛ فقط صبر کن.
در این میان، رفتار آمریکا نیز پیام مهمی برای کشورهای منطقه دارد. وقتی مقامات آمریکایی درباره پرونده هستهای مذاکره میکنند، یعنی واشینگتن نمیخواهد بازار نفت دچار شوک شود. هرچند آمریکا بهدنبال دسترسی و کنترل بر جریان نفت ایران است، اما نه به قیمت جنگ و نه انفجار قیمتها. کشورهای عربی نیز این پیام را دریافت کردهاند و مطابق آن، عرضه را ثابت نگه داشتهاند.
واکنش اوپکپلاس به سیاستهای نفتی آمریکا
از سوی دیگر، اوپکپلاس نیز نمیخواهد کنترل بازار را از دست بدهد. این ائتلاف در ماههای اخیر تلاش کرده قیمت نفت را در محدودهای قابلمدیریت نگه دارد. افزایش عرضه در شرایطی که تنش ایران و آمریکا هر لحظه ممکن است شعلهور شود، میتواند تمام برنامهریزیهای اوپکپلاس را برهم بزند. علاوه بر این، بازار جهانی هنوز سناریوی جنگ را جدی نگرفته است. با وجود مانور ایران برای بستن تنگه هرمز، معاملهگران باور ندارند که درگیری نظامی واقعی رخ دهد. وقتی بازار آرام است، کشورهای نفتی نیز دلیلی برای تغییر سیاست ندارند.
بنابراین با توجه به اینکه سناریوی کشورهای نفتی خاورمیانه فعلا حفظ ثبات است و عرضه را افزایش نمیدهند، پشت پرده مطلع هستند که فعلا اتفاقی نمیافتد و نباید بازار را تحریک کنند، پس منتظر نتیجه مذاکرات ایران و آمریکا هستند، تا زمانی که سناریوی جنگ را فعلاً کماحتمال میدانند و اهرم افزایش عرضه برای شرایط اضطراری رخ ندهد بازار تغییر قیمت جدی نخواهد داشت.
به زبان ساده، شرکتهای نفتی در حال مدیریت ریسک هستند، نه مدیریت قیمت. اگر تنش ایران و آمریکا به سمت درگیری واقعی برود، سیاست کشورهای نفتی فوراً تغییر خواهد کرد و احتمالاً برای جلوگیری از جهش شدید قیمت، عرضه را بالا میبرند. اما تا زمانی که جنگ فقط یک احتمال است و نه یک واقعیت، سیاست فعلی همان ثبات و انتظار باقی میماند.




