هفت صبح| بازگشت نفت ونزوئلا به بازار جهانی آن هم تحت کنترل مستقیم آمریکا به یکی از مهم‌ترین تحولات ژئوپلیتیکی و انرژی سال جاری تبدیل شده است. این تحول نه‌تنها بر قیمت‌ها و توازن عرضه و تقاضا اثر می‌گذارد، بلکه پیامدهای راهبردی برای نفت ایران و روسیه دارد. چون هر دو کشور بخش مهمی از درآمد و نفوذ ژئوپلیتیکی‌شان به صادرات نفت وابسته است. 


درواقع آمریکا با بازداشت مادورو رئیس‌جمهوری این کشور به دنبال آزادسازی محدود صادرات نفت ونزوئلا و کنترل مستقیم بر درآمدهای نفتی این کشور بود. در حال حاضر نیز به نظر می‌رسد که عملا شرکت دولتی نفت ونزوئلا را به یک کانال تحت نظارت خود در بازار نفت تبدیل کرده است. شرکت بین‌المللی و آمریکایی شورون قبلا تنها شرکت مجاز برای صادرات نفت ونزوئلا به آمریکا بود و روزانه بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار بشکه نفت سنگین «مِری» را وارد می‌کرد.

 

این نفت با تخفیف سنگین، حدود ۲۲ دلار زیر قیمت برنت، فروخته می‌شد و از آنجایی که شورون پیمانکاری نیز در ونزوئلا انجام می‌داد نفت‌ را ارزان‌تر از بازار دریافت می‌کرد. اما امروز واشنگتن به فراتر از این موضوع فکر می‌کند و کنترل درآمدهای نفتی را در دست گرفته و اعلام کرده این پول باید «برای مردم ونزوئلا و آمریکا» مصرف شود. در نتیجه، آمریکا هم نفت ارزان دریافت می‌کند، هم نفوذ سیاسی خود را در کاراکاس افزایش می‌دهد و هم یک منبع جدید عرضه را وارد بازار می‌کند.


با وجود این کنترل در بازار جهانی، نفت ونزوئلا نمی‌تواند به‌طور کامل جایگزین نفت ایران شود، اما احتمالا بخشی از بازار ایران را تهدید می‌کند. نفت ونزوئلا سنگین‌تر از نفت ایران است و پالایشگاه‌های آمریکا و برخی کشورهای آسیایی برای نفت‌های بسیار سنگین طراحی شده‌اند. هرچند ایران نیز نفت سنگین دارد، اما ترکیب گوگرد و API نفت ونزوئلا متفاوت است و برای برخی پالایشگاه‌ها مناسب‌تر محسوب می‌شود.

 

از سوی دیگر، در آینده خبری از تخفیف‌های سنگین ونزوئلا در بازارهای آسیایی نخواهد بود و این موضوع رقابت قیمتی صنایع را برای شرکت‌های چینی دشوارتر می‌کند. بنابراین بازگشت نفت ونزوئلا از طریق واسطه‌گری آمریکایی‌ها فشار قیمتی و بازاری برای صنایع ایجاد می‌کند.


در سطح ژئوپلیتیکی، آمریکا احتمالا  از این ابزار برای فشار بر ایران و روسیه نیز استفاده می‌کند. افزایش عرضه نفت ونزوئلا باعث می‌شود قیمت جهانی متناسب با نفت شل آمریکا تنظیم شود. این موضوع از یک سو می‌تواند در درآمد ایران و روسیه موثر باشد اما ترامپ به دنبال محدودیت بیشتر است تا توان آنها برای دور زدن تحریم‌ها را محدود کند. صادرات ونزوئلا به آمریکا، نیاز این کشور به نفت روسیه را کاهش می‌دهد و تخفیف‌های سنگین ونزوئلا برای آمریکا رقابت شرکت‌های آمریکایی با  چینی‌ها را آسانتر می‌کند. بنابراین این سیاست را می‌توان در راستای مهار درآمدهای نفتی ایران و روسیه تحلیل کرد.

 

  چرا قیمت نفت پایین مانده است؟


اما پرسش مهم این است که چرا با وجود زمستان، بازار جهانی نفت با مازاد روزانه ۲ میلیون بشکه مواجه است. نخست اینکه رشد تقاضای اروپا در سال گذشته با جنگ روسیه و اوکراین ضعیف شده و از سوی دیگر اقتصاد چین کمتر از انتظار رشد کرده است. دوم اینکه عرضه از سوی اوپک و غیراوپک افزایش یافته و کشورهایی مانند آمریکا، برزیل، گویان و کانادا تولید خود را بالا برده‌اند. سوم اینکه نفت ونزوئلا حتی با تخفیف بود و در بازاری با تقاضای ضعیف اثرگذار بود.

 

چهارم اینکه ذخایر نفت و سوخت در آمریکا بالاست و کاهش ذخایر نفت خام کمتر از حد انتظار بوده است. از این رو می‌توان ادعا کرد که سیاست آمریکا برای کنترل قیمت‌ها نیز نقش مهمی در ثبات قیمت نفت برای کنترل تورم در کوتاه مدت داشته است. اما به نظر می‌رسد  واشنگتن آشکارا ترجیح می‌دهد قیمت‌ها کنترل و در نهایت به سمت افزایش درآمد نفتی خود برود.


در چنین شرایطی، سه سناریوی اصلی برای بازار نفت قابل تصور است. در سناریوی نخست، مازاد عرضه ادامه می‌یابد و قیمت‌ها در محدوده 60 تا ۶۵ دلار تثبیت می‌شود  که بدترین حالت برای ایران و روسیه است. در سناریوی دوم، آمریکا فشار بر صادرات ایران و روسیه را تشدید می‌کند و با کنترل عرضه ونزوئلا و اجرای سخت‌تر تحریم‌ها قیمت نفت را به نفع شرکت‌های تولیدکننده شل تغییر می‌دهد و بازار چین را محدود می‌کند. در سناریوی سوم، در نیمه دوم سال تعادل به بازار باز می‌گردد، مشروط به اینکه اوپک پلاس کاهش تولید را تشدید کند، تقاضا در چین افزایش یابد و تنش‌های ژئوپلیتیکی بالا برود. در این حالت، قیمت‌ها ممکن است به محدوده ۷۰ تا ۸۰ دلار بازگردند.

 

بازگشت نفت ونزوئلا یک ابزار اقتصادی برای آمریکا


واقعیت این است که بازگشت نفت ونزوئلا به بازار جهانی یک ابزار اقتصادی قدرتمند است که می‌تواند ساختار قیمت‌گذاری انرژی، هزینه تولید و حتی مسیر تورم جهانی را تحت تاثیر قرار دهد. سیاستی که در ظاهر با هدف «کمک به مردم ونزوئلا» معرفی شده، در عمل بخشی از یک استراتژی گسترده‌تر برای مدیریت قیمت نفت   است. این رویکرد پیامدهای مهمی برای اقتصاد جهانی، صنایع و حمل‌ونقل دارد.


نفت یکی از مهم‌ترین محرک‌های تورم جهانی است و هرگونه کاهش قیمت آن، به‌ویژه در دوره‌هایی که اقتصاد جهان با رکود یا رشد ضعیف مواجه است، می‌تواند اثرات قابل‌توجهی بر شاخص قیمت مصرف‌کننده و هزینه‌های تولید داشته باشد. در مقطع کنونی افزایش عرضه نفت ارزان از  عراق، برزیل و کانادا باعث شده قیمت نفت در محدوده 60تا ۶۵ دلار باقی بماند، سطحی بسیار پایین‌تر از قیمت‌هایی که در سال‌های گذشته تورم جهانی را شعله‌ور کرده بود.

 

درواقع کاهش هزینه انرژی به کاهش قیمت سوخت، حمل‌ونقل و تولید منجر شده و در اروپا نیز با وجود بحران انرژی، نفت ارزان فشار تورمی را تعدیل کرده است. از این رو تاکنون سیاست نفتی آمریکا عملا به یک ابزار ضدتورمی تبدیل شده بود که بدون نیاز به افزایش نرخ بهره، تورم را کنترل  کند. اما به نظر می‌رسد دولت بدهکار آمریکا در آینده به دنبال تغییر استراتژی است.


در بخش صنعت، نفت ارزان پیامدهای دوگانه دارد؛ از یک سو، کاهش هزینه انرژی باعث کاهش قیمت تمام‌شده محصولات می‌شود و صنایع انرژی‌بر مانند فولاد، آلومینیوم و سیمان از این وضعیت سود می‌برند. شرکت‌های پتروشیمی نیز به دلیل کاهش قیمت خوراک، حاشیه سود بیشتری پیدا می‌کنند. اما از سوی دیگر، نفت ارزان باعث افزایش تولید جهانی می‌شود و این موضوع می‌تواند قیمت محصولات صنعتی را کاهش دهد. رقابت شدیدتر می‌شود و شرکت‌هایی آمریکایی نسبت به چینی‌ها، آسیب می‌بینند. همچنین کشورهایی که درآمدشان به نفت وابسته است، مانند عراق و نیجریه، نیز با کاهش درآمد مواجه شده و سرمایه‌گذاری صنعتی آنها کاهش می‌یابد. بنابراین نفت ارزان برای صنایع جهانی یک فرصت و یک تهدید است.


در بخش حمل‌ونقل، نفت ارزان تاثیر مستقیم و فوری دارد. کاهش قیمت سوخت هزینه خطوط هوایی را کاهش داده و سفرهای هوایی را افزایش می‌دهد. کاهش قیمت گازوئیل هزینه حمل‌ونقل جاده‌ای را پایین می‌آورد و شرکت‌های لجستیکی و حمل‌ونقل دریایی سودآورتر می‌شوند. هزینه حمل کالا نیز کاهش می‌یابد و این موضوع به کاهش قیمت مصرف‌کننده کمک می‌کند.

 

در سطح غیرمستقیم، افزایش فعالیت حمل‌ونقل باعث رشد تجارت جهانی می‌شود که به نفع چینی‌ها تحلیل می‌شود، البته در کشورهای نفت‌محور، کاهش درآمد نفتی باعث کاهش سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های حمل‌ونقل می‌شود و این شکاف توسعه‌ای را تشدید می‌کند، این مسئله می‌تواند کشورهای نفتی را به سمت شرکت‌های پیمانکار چینی سوق دهد، به همین دلیل واشنگتن به دنبال تغییر راهبرد است.

 

تبعات کاهش قیمت نفت در ایران


در ایران، اثرات این سیاست‌ها دوگانه اما عمدتا منفی است. کاهش قیمت نفت باعث کاهش درآمد دولت و کاهش سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها می‌شود. شرکت‌های حمل‌ونقل با افزایش هزینه قطعات، لاستیک و تعمیرات مواجه‌اند، زیرا نرخ ارز بالا رفته است. صنایع انرژی‌بر از نفت ارزان جهانی سود نمی‌برند، چون قیمت انرژی در ایران دستوری و غیرشفاف است.  این مشکلات درآمدی و هزینه‌ها نقدینگی صنایع را تحت فشار قرار می‌دهد. البته اگر دولت قیمت سوخت را ثابت نگه دارد، هزینه حمل‌ونقل داخلی افزایش نمی‌یابد و برخی صنایع صادراتی ممکن است از کاهش قیمت جهانی انرژی سود ببرند، اما این اثرات مثبت محدود است.


در مجموع، سیاست نفتی آمریکا یک ابزار اقتصادی چندلایه است که هم تورم داخلی را مهار می‌کند، هم هزینه تولید و حمل‌ونقل را ثابت کند و هم رقابت صنعتی با چین را افزایش می‌دهد. در مقابل، درآمد کشورهای نفت‌محور کاهش می‌یابد، فشار اقتصادی بر ایران و روسیه تشدید می‌شود، بازارهای صادراتی ایران محدودتر می‌شود و هزینه‌های حمل‌ونقل و تولید در ایران افزایش می‌یابد. به بیان دیگر، این سیاست همزمان اقتصاد داخلی آمریکا را تقویت می‌کند، تورم را مهار می‌کند و رقبای ژئوپلیتیکی را تضعیف می‌سازد.