به گزارش هفت صبح، هرچند ژنو زیر رصد هزاران دوربین رسانههاست، اما در فاصله هزاران کیلومتر آنطرفتر، در آبهای نیلگون خلیجفارس، صحنه دیگری در جریان است. نفتکشها با شتابی بیسابقه از جزیره خارگ بارگیری میکنند و یکی پس از دیگری راهی آبهای بینالمللی میشوند. صادرات ایران در فوریه افزایش یافته اما روزهای اخیر به بیش از ۳ میلیون بشکه در روز رسیده که تقریباً سه برابر میانگین معمول است. این همزمانی عجیب دیپلماسی و شتاب صادراتی، روایتگر معمای امروز ایران است: آیا تهران برای روزهای دشوار آماده میشود و آخرین فرصتها برای فروش نفت است؟
سومین دور مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در حالی پنجشنبه ۷ اسفند در ژنو آغاز شد که دو طرف پیش از این، چارچوبی از «اصول راهنما» را تدوین کرده بودند. اما این بار فضا متفاوت است. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، پیش از آغاز مذاکرات هشدار داده که برنامه موشکهای بالستیک ایران یک «مشکل بزرگ» است و تهران از مذاکره بر سر آن سرباز میزند. در سوی دیگر، دونالد ترامپ در سخنرانی اخیر خود گفته است: «ترجیح من حل این مسئله از طریق دیپلماسی است، اما یک چیز قطعی است؛ هرگز اجازه نمیدهم که ایران به سلاح هستهای دست یابد.» این اظهارات در حالی مطرح میشود که بزرگترین تجمع نظامی آمریکا در خاورمیانه از زمان حمله به عراق در ۲۰۰۳ تکمیل شده است.
افزایش صادرات نفت ایران
در میانه این آتشافروزی نظامی، دادههای رهگیری نفتکشها تصویر متفاوتی را نشان میدهد. بر اساس آمار شرکت تحلیلی کپلر، اخیر صادرات نفت ایران از جزیره خارگ به بیش از ۳ میلیون بشکه در روز رسید. این رقم تقریباً سه برابر مدت مشابه در ماه ژانویه است. سامیر مادانی، یکی از بنیانگذاران تانکر ترک رز، میگوید: «ایران در حال بارگیری هر چه بیشتر نفت است. اگر آمریکا دست به حمله بزند، این نفتکشها احتمالاً در نقاط مختلف پراکنده خواهند شد.» این الگو در ماههای گذشته نیز تکرار شده است. پیش از حملات هوایی آمریکا در ژوئن ۲۰۲۵ و همچنین در دورههای تنش در سال ۲۰۲۴، ایران ذخایر نفت خود را با شتاب بیشتری به نفتکشها منتقل میکرد.
دو تحلیل از افزایش حرکت نفتکش ها
دو تحلیل متفاوت از این شتاب صادراتی ارائه شود. تحلیل نخست اینکه ایران میخواهد در صورت وقوع حمله، هر چه بیشتر نفت خود را به آبهای بینالمللی منتقل کند تا در معرض آسیب نباشد. نفت شناور روی آب، هم امنیت بیشتری دارد و هم میتواند در زمان مناسب به فروش برسد. تحلیل دوم به تسریع صادرات به چین اشاره دارد. نزدیک به ۹۰ درصد نفت صادراتی ایران به چین میرود. افزایش تنش میتواند خریداران چینی را محتاط کند. برخی معتقدند تهران در تلاش است پیش از آنکه تحریمها یا جنگ مانع صادرات شود، محمولههای بیشتری راهی چین کند. بسته شدن احتمالی تنگه هرمز میتواند این مسیر را برای مدت نامعلومی مسدود کند.
اهمیت این شتاب صادراتی وقتی روشن میشود که بدانیم نفت همچنان ستون فقرات اقتصاد ایران است. این بخش در سال ۲۰۲۳ حدود ۲ واحد درصد به رشد اقتصادی کشور کمک کرده است. ایران با وجود تحریمها و تخفیفهای سنگین، در نوامبر ۲۰۲۵ حدود ۲.۷ میلیارد دلار درآمد نفتی داشته است. دریای عمان تا خلیجفارس، روزانه حدود ۱۶.۵ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور میکند که سهم بزرگی از صادرات عربستان، عراق، امارات و قطر نیز هست. بسته شدن این آبراه میتواند نه تنها صادرات ایران، بلکه بخش مهمی از انرژی جهان را مختل کند.
در میان این نگرانیها، یک چالش پنهان نیز وجود دارد. تراستیها یا همان واسطههای فروش نفت که در سالهای تحریم شکل گرفتهاند، این روزها دوباره به بازیگران اصلی تبدیل شدهاند. نگرانی این است که در شرایط اضطراری کنونی، منابع ارزی کشور به دست این واسطهها سپرده شود بیآنکه سازوکار شفافی برای بازگشت ارز وجود داشته باشد. تجربه سالهای اخیر نشان داده که تراستیها گاهی ماهها پول نفت را در حسابهای خود نگه میدارند یا با وعدههای وصول نشده، «خالیخوانی» میکنند. در شرایط جنگی که احتمال به هم ریختن سیستمهای بانکی و نظارتی بالاست، این نگرانی دوچندان میشود. دولت باید دو راهبرد موازی را دنبال کند: از یک سو، در صورت جنگ، ذخایر نفتی را پیش از حمله به نقاط امن منتقل کند و از سوی دیگر، مراقب باشد که این شتاب صادراتی و اضطراب جنگ، بهانهای برای دور زدن نظارتهای مالی و سپردن ارز کشور به دست افراد نامشخص نشود.





