هفت صبح| بازار طلای جهانی نفس‌هایی بریده و نگاه‌هایی مضطرب به دو صحنه‌ی به ظاهر دور از هم دارد: میز مذاکراتی بین ایران و آمریکا، در عمان حساس است و البته نرخ بهره در ساختمان بانک مرکزی فدرال رزرو نیز در بازار اثرگذار است. طلا که همیشه نماد امنیت و ثبات بوده، این روزها خود بر لبه‌ی تیغ نوسان ایستاده است. تصویری که پیش روی معامله‌گرها قرار دارد، حکایت نوسان است صعودی خیره‌کننده به قله‌ی تاریخی ۵۶۰۰ دلار و سپس سقوطی سریع به دامنه‌ی ۴۸۵۰ دلاری سناریوی مقطعی است اما در بلندمدت هیچ چیزی فعلا مشخص نیست.

 

طنین پایکوبی طلا بر طبل جنگ یا نوای صلح

روند اخیر بازار، داستان جذابی از تاثیر شوک‌های سیاسی بر سرمایه را روایت می‌کند. زمانی که آتش تنش‌ها در خاورمیانه زبانه می‌کشید و ابهامات اقتصادی سراسر جهان را فراگرفته بود، سرمایه‌گذاران، گریزان و هراسان، به آغوش امن طلا پناه بردند و آن را تا آستانه‌ی ۵۶۰۰ دلار به اوج جدیدی بالا بردند. اما این پایکوبی بر طبل جنگ، با صدای آغاز مذاکرات مستقیم ایران و آمریکا به زمزمه‌ای ملایم تبدیل شد. امید به کاهش درگیری‌ها و بهبود ثبات، همان نیرویی شد که طلا را از قله به دره‌ی اصلاح کشاند. 

 

 ستون اصلی بازار در گردباد تحولات سیاسی

طلا  بر سه ستون اصلی تکیه دارد؛ ستون اول، رفتاری شکننده و سیاسی است که خروجی آن مذاکرات ایران و آمریکاست. این مذاکرات همچون تیغی دولبه است؛ موفقیت آن می‌تواند سایه جنگ را کمرنگ و فشار بر طلا را بیشتر کند، اما شکست آن می‌تواند در چشم برهم زدنی، بازار را به سوی هراس گذشته و اونس را به بالای ۵ هزار دلار بازگرداند.
ستون دوم، ستونی مستحکم و اقتصادی است؛ سیاست‌های بانک مرکزی آمریکا تعیین کننده است نفس‌های فدرال رزرو برای طلا گرم‌تر از هر چیز دیگری است. چشم‌انداز توقف افزایش نرخ بهره یا حتی آغاز کاهش آن، موهبتی برای طلای بدون سود است. اگر نرخ‌های بهره پایین بیایند، جذابیت رقبایی مانند اوراق قرضه کم می‌شود و طلا درخشش بیشتری پیدا می‌کند. این ستون با قدرت دلار و بازده واقعی اوراق خزانه گره خورده که هر ضعفی در دلار، پرشی برای طلاست.

ستون سوم، ستونی فنی و مبتنی بر تاریخ معاملات است سطح‌های کلیدی قیمت مهم هستند و حتی  طلا اکنون در میانه‌ی میدان نبرد بین مقاومت سرسخت ۵۰۵۰ دلار و حمایت جدی ۴۸۵۰ دلار گرفتار است. پایین‌تر از این، مناطق دفاعی استراتژیک دیگری در ۴۷۵۰ و ۴۶۰۰ دلار قرار دارند که شکسته شدنشان می‌تواند خبر از تغییر روند اصلی دهد.

 

پیش‌بینی صعود یا سقوط

با ترکیب این عوامل، سه سناریوی اصلی برای سرنوشت طلا در  ۲۰۲۶ متصور است. محتمل‌ترین راه با ۵۰ درصد احتمال راه میانه و احتیاط است، تثبیت قیمت در محدوده‌ای وسیع بین ۴۷۵۰ تا ۵۰۰۰ دلار قوی‌ترین سناریو است. در این سناریو، مذاکرات ادامه می‌یابد ولی به نتیجه قطعی نمی‌رسد و فدرال رزرو نیز در وضعیت انتظار می‌ماند. در پایان ماه، طلا ممکن است حول محور ۴۹۰۰ دلار آرام گیرد.

اما طلا می‌تواند راه صعود خروشان را نیز با ۳۰ درصد احتمال در پیش بگیرد. این اتفاق نیاز به جرقه‌ای بزرگ دارد؛ یا شکست مذاکرات و بازگشت آتش جنگ، یا اعلام قاطع فدرال رزرو برای کاهش نرخ بهره. در این صورت، دروازه‌های اونس  ۵۳۵۰ و حتی ۵۵۰۰ دلار به روی طلا گشوده می‌شود.
در سوی دیگر، راه نزولی و سرد با ۲۰ درصد احتمال قرار دارد که طلا را به عمق ۴۶۰۰ دلار می‌کشاند. این مسیر در گرو دو شرط بعید اما ممکن است؛ انعقاد توافقی پایدار و اعتمادآفرین در خاورمیانه، و عملکردی قوی از اقتصاد آمریکا که فدرال رزرو را مجبور به حفظ نرخ‌های بالا کند.

 

آماده‌باش در میانه میدان

بنابراین وضعیت کنونی طلا، وضعیت تثبیت پس از یک طوفان است. در کوتاه‌مدت، اخبار سیاسی ریتم حرکت آن را تنظیم می‌کند، اما روند بلندمدت این سمفونی را بانک مرکزی آمریکا تعیین می‌کند. پیش‌بینی محوری برای بهمن ماه، نوسان در گستره‌ی ۴۷۵۰ تا ۵۰۵۰ دلار و بسته شدن قیمت در حوالی ۴۹۰۰ دلار است. با این حال، بازار زنده است و هر لحظه ممکن است با یک خبر غیرمنتظره از واشنگتن یا میز مذاکرات، به جهشی ناگهانی یا سقوطی سریع دست بزند. سرمایه‌گذار خردمند، چشم و گوشش به دو چیز است؛ ادبیات سیاستمداران در میز مذاکره، و لحن اعضای فدرال رزرو در بیانیه‌های آینده. در این میانه، طلا فقط یک فلز درخشان نیست بلکه آیینه‌ای است که اضطراب‌ها و امیدهای جهان را در خود بازمی‌تاباند.