هفت صبح| اسرائیل از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ تاکنون درگیر طولانی‌ترین و پرهزینه‌ترین جنگ‌های چندجبهه‌ای تاریخ خود بوده است. آنچه با حمله حماس آغاز شد، به تدریج به جنگی تمام‌عیار با حزب‌الله لبنان و نهایتاً رویارویی مستقیم با ایران در اسفند ۱۴۰۴ انجامید. اما پرسش اساسی اینجاست: آیا اسرائیل می‌توانست بدون حمایت بی‌دریغ مالی و تسلیحاتی غرب، به ویژه آمریکا، این جنگ‌ها را ادامه دهد؟ بررسی ارقام و اعداد نشان می‌دهد که ممکن نیست. 

 

پس از ماه‌ها مذاکره و کشمکش بین وزارت دفاع و وزارت دارایی، دولت اسرائیل در ۵ دسامبر ۲۰۲۵ بودجه سال ۲۰۲۶ را تصویب کرد. بر اساس این مصوبه، بودجه دفاعی اسرائیل برای سال ۲۰۲۶ معادل ۱۱۲ میلیارد شکل یعنی حدود ۳۴۷ میلیارد دلار با نرخ ارز آن زمان تعیین شد. این رقم نسبت به بودجه ۹۰ میلیارد شکلی سال‌های قبل افزایش قابل توجهی داشت. بر اساس گزارش رویترز در ژوئیه ۲۰۲۵، پیش از تصویب بودجه نهایی، توافق شده بود که هزینه‌های دفاعی اسرائیل در سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ به میزان ۴۲ میلیارد شکل (۱۲.۵ میلیارد دلار) افزایش یابد تا نیازهای امنیتی ناشی از جنگ‌های چندجبهه تأمین شود.

 

این افزایش بودجه عمدتاً برای جبران ذخایر تسلیحاتی و تقویت سیستم‌های دفاع موشکی مانند «آرو» اختصاص یافت. بر اساس گزارش وزارت دارایی اسرائیل، هزینه‌های دفاعی بزرگ‌ترین بخش از بودجه دولتی را تشکیل می‌دهد. در سال ۲۰۲۴، اسرائیل حدود ۵۳.۷ میلیارد دلار (معادل ۹ درصد تولید ناخالص داخلی) صرف جنگ‌های خود با حماس و حزب‌الله کرد. این رقم نشان‌دهنده افزایش ۱۱۵ درصدی نسبت به سال ۲۰۲۳، یعنی پیش از آغاز جنگ غزه است. این ارقام به وضوح نشان می‌دهد که اقتصاد اسرائیل به تنهایی توان تحمل چنین بار سنگینی را ندارد و بدون کمک‌های کلان غرب، ادامه جنگ غیرممکن بود.


هزینه‌های انباشته جنگ از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ تا پیش از جنگ اسفند ۱۴۰۴


بر اساس اظهارات بتسلئیل اسموتریچ، وزیر دارایی اسرائیل، در نوامبر ۲۰۲۵، دو سال جنگ‌های مداوم (اکتبر ۲۰۲۳ تا نوامبر ۲۰۲۵) حدود ۲۵۰۰ میلیارد شکل (معادل ۷۷۰ میلیارد دلار) به اقتصاد اسرائیل خسارت وارد کرده است. از این مقدار، حدود ۱۸۰۰ میلیارد شکل (۵۵۰ میلیارد دلار) هزینه‌های مستقیم دفاعی و امنیتی بوده است. این ارقام شامل هزینه‌های عملیات نظامی در غزه (بیش از ۱۵ ماه جنگ مداوم)، هزینه‌های درگیری با حزب‌الله لبنان، هزینه‌های جنگ ۱۲ روزه هوایی با ایران در ژوئن ۲۰۲۵ و هزینه‌های احتیاط و آماده‌باش در سایر جبهه‌ها می‌شود. بر اساس گزارش بلومبرگ، استقراض دولت اسرائیل از زمان آغاز جنگ در اکتبر ۲۰۲۳ به شدت افزایش یافته است.

 

این استقراض در سال ۲۰۲۴ به اوج خود یعنی حدود ۲۸۰ میلیارد شکل رسید و در سال ۲۰۲۵ نیز در سطح بالای ۲۰۰ میلیارد شکل باقی ماند. بهره پرداختی بابت وام‌های جنگی سالانه حدود ۱۰ میلیارد شکل (بیش از ۳ میلیارد دلار) برآورد شده است. دولت اسرائیل برای تأمین مالی این جنگ‌ها، اقدامات ریاضتی به ارزش حدود ۳۰ میلیارد شکل (حدود ۹ میلیارد دلار) اعلام کرد که شامل کاهش هزینه‌های دولتی و افزایش برخی مالیات‌ها بود. این اقدامات تا پایان سال ۲۰۲۷ ادامه خواهد داشت. اما سوال اینجاست: آیا این اقدامات ریاضتی و استقراض‌های داخلی می‌توانست کسری بودجه عظیم ناشی از جنگ را جبران کند؟ بدون کمک‌های مالی و تسلیحاتی غرب، پاسخ منفی است.

 

 جنگ با ایران عامل افزایش هزینه‌های مستقیم


در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ (۹ اسفند ۱۴۰۴)، حملات ترکیبی اسرائیل و آمریکا علیه ایران آغاز شد. این جنگ که به بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران انجامید، به سرعت به یک درگیری تمام‌عیار تبدیل شد. بر اساس گزارش ارتش اسرائیل، نیروی هوایی این کشور روزانه بیش از ۲۰۰ هدف را در خاک ایران مورد اصابت قرار می‌دهد.


به گفته برخی رسانه‌های عبری برآوردهای وزارت دارایی اسرائیل، هزینه جنگ با ایران حدود ۳ میلیارد دلار در هفته تخمین زده شده‌است. همچنین روزنامه القدس در ۵ مارس ۲۰۲۶ به نقل از منابع آگاه در وزارت دارایی اسرائیل گزارش داد که خسارت‌های اقتصادی ناشی از تشدید تنش با ایران حدود ۹.۴ میلیارد شکل (۲.۹ میلیارد دلار) در هفته است. این گزارش تأکید می‌کند که این خسارت‌ها ناشی از فلج شدن بخش‌های تولیدی به دلیل محدودیت‌های تردد کارگران و تعطیلی مراکز آموزشی است.


مهم‌ترین سند رسمی، مصوبه دولت اسرائیل در ۱۰ مارس ۲۰۲۶ است. بر اساس این مصوبه، بودجه دفاعی اسرائیل از ۱۱۱ میلیارد شکل برنامه‌ریزی شده در بودجه اصلی ۲۰۲۶ به حدود ۱۴۰ میلیارد شکل افزایش یافت. این افزایش ۲۹ میلیارد شکلی (حدود ۸.۵ میلیارد دلار) به دو بخش تقسیم می‌شود؛ ۲۸ میلیارد شکل افزایش مستقیم بودجه دفاعی و ۱۰ میلیارد شکل ذخیره احتیاطی برای نیازهای احتمالی آتی است.

 

برخی منابع این رقم را ۴۰ میلیارد شکل (حدود ۱۳ میلیارد دلار) گزارش کرده‌اند که با احتساب بودجه احتیاطی ۱۰ میلیارد شکلی، جمعاً ۳۸ میلیارد شکل می‌شود.
علت اصلی این افزایش بودجه، سه عامل مهم است؛ جبران ذخایر تسلیحاتی به دلیل استفاده گسترده از موشک‌ها و مهمات در حملات به ایران، هزینه نیروهای ذخیره یعنی بودجه قبلی حداکثر ۴۰ هزار نیروی ذخیره با ۵۵ روز خدمت را پیش‌بینی کرده بود، اما از زمان جنگ ایران، بیش از ۱۰۰ هزار نیروی ذخیره فراخوانده شده‌اند و پرداخت به خانواده‌ها و هزینه بازسازی زیرساخت‌ها افزایش یافته است.


بر اساس گزارش گلوبس، هدف کسری بودجه که پیش‌تر ۳.۹ درصد تعیین شده بود، به ۵.۱ درصد افزایش یافته است. وزارت دارایی اسرائیل همچنین پیش‌بینی رشد اقتصادی برای سال ۲۰۲۶ را از ۵.۲ درصد به ۴.۷ درصد کاهش داده است. بدون افزایش ۱۰ میلیارد شکلی در پیش‌بینی درآمدهای مالیاتی  کسری بودجه می‌توانست به ۵.۵ درصد برسد.


برای درک بهتر مقیاس هزینه‌ها، می‌توان به برآورد پنتاگون اشاره کرد که هزینه یک هفته جنگ برای آمریکا را حدود ۱۱.۳ میلیارد دلار اعلام کرده است. این رقم نشان می‌دهد که اسرائیل با وجود بودجه بسیار کوچک‌تر، سهم قابل توجهی از تولید ناخالص داخلی خود را صرف این جنگ می‌کند، اما نکته کلیدی اینجاست که این هزینه‌ها بدون پشتیبانی مالی و تسلیحاتی غرب قابل تأمین نبوده است.

 

   نقش غرب در تأمین هزینه‌های جنگ


ارقام و آمار ارائه شده به وضوح نشان می‌دهد که اسرائیل به تنهایی توانایی مالی برای ادامه این جنگ‌های چندجبهه‌ای را ندارد. اقتصاد این کشور با جمعیتی حدود ۹ میلیون نفر و تولید ناخالص داخلی در حدود ۵۰۰ میلیارد دلار، تحت فشار هزینه‌های سرسام‌آور جنگی در حال فروپاشی است. استقراض‌های بی‌سابقه، افزایش مالیات‌ها، اقدامات ریاضتی و کسری بودجه فزاینده همگی نشانه‌هایی از یک اقتصاد جنگی هستند که بدون کمک خارجی دوام نمی‌آورد.


اینجاست که نقش غرب، به ویژه ایالات متحده، در تأمین اعتبار و تسلیحات برای اسرائیل به موضوعی قابل تأمل تبدیل می‌شود. کمک‌های نظامی سالانه آمریکا به اسرائیل (حدود ۳.۸ میلیارد دلار) و بسته‌های کمکی اضافی در زمان جنگ، عملاً نفس این رژیم را برای ادامه درگیری‌ها تأمین می‌کند. بدون این کمک‌ها، اسرائیل نه تنها قادر به جایگزین سریع ذخایر تسلیحاتی خود نبود، بلکه با کسری بودجه غیرقابل مدیریتی مواجه می‌شد که می‌توانست به فروپاشی اقتصادی‌اش بینجامد.


غرب با این حمایت‌های بی‌دریغ، نه تنها به تداوم جنگ و کشتار مردم بی‌گناه در غزه و لبنان کمک می‌کند، بلکه با دامن زدن به تنش‌ها و تشدید درگیری با ایران، ثبات منطقه خاورمیانه را به خطر می‌اندازد. این سیاست‌ها که تحت عنوان «حق دفاع از خود» توجیه می‌شوند، در عمل به اشغال، تجاوز و بی‌ثباتی دامن می‌زنند. هزینه‌های سرسام‌آور جنگی که اسرائیل متحمل می‌شود، در نهایت از جیب مالیات‌دهندگان آمریکایی و اروپایی تأمین می‌شود تا ماشین جنگی‌ای را روشن نگه دارد که صلح و امنیت را در منطقه از بین می‌برد.


به عبارت روشن‌تر، اسرائیل نمی‌توانست و نمی‌تواند این حجم از هزینه‌های جنگی را بدون حمایت مالی و تسلیحاتی غرب تأمین کند. این حمایت‌ها نه تنها به تداوم اشغال و تجاوز کمک می‌کند، بلکه با تشدید درگیری‌ها و دامن زدن به آتش جنگ، خاورمیانه را به ورطه بی‌ثباتی عمیق‌تری فرو می‌برد. غرب باید در قبال این سیاست‌های خود پاسخگو باشد و بداند که هر دلاری که صرف جنگ‌افروزی در خاورمیانه می‌کند، در نهایت به قیمت جان انسان‌های بی‌گناه و نابودی آینده منطقه تمام می‌شود.


نکته مهم اینکه این برآوردها تنها هزینه‌های مستقیم بودجه‌ای را شامل می‌شود و خسارت‌های غیرمستقیم مانند کاهش سرمایه‌گذاری، مهاجرت سرمایه‌های انسانی و کاهش درآمدهای گردشگری را در بر نمی‌گیرد. اسرائیل برای تأمین این هزینه‌ها ناچار به ادامه استقراض و افزایش مالیات‌ها خواهد بود که خود می‌تواند چرخه معیوبی از رکود و بدهی را تشدید کند. اما تا زمانی که غرب حاضر است هزینه‌های این جنگ‌افروزی را بپردازد، انگیزه‌ای برای پایان دادن به درگیری‌ها وجود نخواهد داشت. این همان نکته تلخی است که نشان می‌دهد صلح و ثبات در خاورمیانه، قربانی منافع ژئوپلیتیکی غرب و صنعت تسلیحات‌سازی آن شده است.