
به گزارش هفت صبح، در آستانه اسفند ۱۴۰۴، بازار سرمایه ایران خود را برای پایانی نفسگیر آماده میکند. از یک سو، مقامات آمریکایی دو هفته را به عنوان آخرین فرصت برای توافق با ایران تعیین کردهاند و از سوی دیگر، موضعگیریهای نظامی آمریکایی ها بیش از هر زمان دیگری بوی باروت میدهد. در این میان، بورس تهران به بازاری منفی و بی رمق و رونق تبدیل شده که سرمایهگذارانش، نفسهای شمارششده آخرین روزهای سال را با نگرانی از فردایی نامعلوم دنبال میکنند.
اواخر بهمن ۱۴۰۴، خبرهایی از ژنو مخابره شد که میتوانست روزنهای از امید باشد. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، پس از دومین دور مذاکرات با نمایندگان آمریکا اعلام کرد که «پنجره جدیدی از فرصت» گشوده شده است. طرفین بر سر «مجموعهای از اصول راهنما» به توافق رسیده بودند. این خبرها، هرچند کوتاه، توانست برای ساعاتی بازارهای جهانی را تحت تأثیر قرار دهد و قیمت نفت را کاهش دهد. اما این آرامش دوام نیاورد. در همان روزها، اظهارات مقامات آمریکایی تصویری کاملاً متفاوت ترسیم میکرد. جیدی ونس اعلام کرد که تهران برخی خطوط قرمز تعیینشده از سوی دونالد ترامپ را به رسمیت نمیشناسد. همزمان، تهران از برگزاری رزمایش مشترک با روسیه در دریای عمان با هدف «حفاظت از کشتیهای تجاری» خبر داد؛ اقدامی که از سوی آمریکا به عنوان تحریکآمیز تلقی شد.
اکسیوس، وبسایت خبری آمریکایی، در گزارشی هشداردهنده نوشت: «دولت ترامپ به جنگ بزرگی در خاورمیانه نزدیکتر از آن چیزی است که بیشتر آمریکاییها تصور میکنند. این جنگ میتواند خیلی زود آغاز شود». بر اساس این گزارش، واشنگتن حضور نظامی خود در منطقه را به شدت افزایش داده است: دو ناو هواپیمابر، دوازده کشتی جنگی، صدها جنگنده و بیش از ۱۵۰ پرواز باری برای حمل سلاح و مهمات مستقر کرده. تنها در ۲۴ ساعت گذشته، ۵۰ فروند جنگنده به منطقه اعزام شدهاند. این آمار و ارقام، تصویری از آمادهباش کامل نظامی را ترسیم میکند که با فضای مذاکراتی ژنو در تضادی آشکار قرار دارد. بازارهای پیشبینی، احتمال وقوع حمله آمریکا به ایران تا قبل از ژوئن ۲۰۲۶ را بیش از ۷۰ درصد برآورد کردهاند.
نخستین بازتاب تنشهای ایران و آمریکا در بازارها
نخستین بازتاب تنشهای ایران و آمریکا، در بازارهای جهانی به وضوح قابل مشاهده بود. سهام شرکتهای دفاعی-امنیتی با جهش چشمگیری مواجه شدند؛ تالس ۵.۹ درصد، لئوناردو ۵.۴ درصد، راینمتال ۵ درصد و ساب ۴.۷ درصد رشد کردند. در آمریکا نیز ال۳هریس ۱.۶ درصد، جنرال داینامیکس ۱.۳ درصد و لاکهید مارتین ۱ درصد افزایش قیمت داشتند. طلای سرخ نیز از این تنشها بینصیب نماند. قیمت نفت برنت در پی تشدید تنشها تا ۶۷.۶۴ دلار در هر بشکه نوسان داشت و تحلیلگران هشدار میدادند که هرگونه درگیری نظامی میتواند قیمت نفت را تا ۷۲ دلار افزایش دهد. قیمت طلا نیز به عنوان پناهگاه امن سرمایهها، به سطوح بیسابقهای نزدیک شد. اما نکته قابل تأمل، واکنش بازارهای سهام جهانی بود. حتی در روزهایی که نشانههایی از پیشرفت مذاکرات مخابره میشد، شاخصهای آمریکایی مانند داو جونز ۰.۵ درصد، اساندپی ۵۰۰ ۰.۶۷ درصد و نزدک ۱.۱۷ درصد کاهش یافتند. این ارقام نشان میدهد که سرمایهگذاران بینالمللی، برخلاف ظاهر مذاکرات، به نتیجهبخش بودن آن خوشبین نیستند.
اما در داخل ایران، تصویر پیچیدهتر است. بورس تهران در بهمن ۱۴۰۴، بازاری در بهت فرو رفته، سرمایهگذاران که تجربه تلخ سالهای گذشته را از یاد نبردهاند، رویکردی کاملاً محتاطانه در پیش گرفتهاند. شاخص کل بورس در روزهای پایانی بهمن، تحت تأثیر تشدید تنشها، با کاهش مواجه شد. سیاستهای ارزی بانک مرکزی در ماههای اخیر توانسته تا حدودی از التهابات بازار سرمایه بکاهد، اما تأکید میکند که «ریسکهای ژئوپلیتیکی اکنون مهمترین عامل تأثیرگذار بر بورس هستند».
تحلیلگران بورس تهران سه سناریو را برای اسفند ۱۴۰۴ ترسیم میکنند. سناریوی اول، توافق است؛ در صورت حصول توافق در دو هفته پیش رو، بازارهای مالی میتواند با جهش قابل توجهی مواجه شود. کاهش ریسکهای سیستماتیک، افزایش امید به رفع تحریمها و بازگشت سرمایهگذاران خارجی، میتواند شاخصهای بورس ایران را سبزپوش کند. سناریوی دوم، تداوم وضعیت فعلی است؛ اگر مذاکرات بدون نتیجه قطعی ادامه یابد، بورس ایران در بلاتکلیفی باقی خواهد ماند. در این حالت، نوسانات محدود و جو منفی حاکم بر بازار تداوم مییابد. سناریوی سوم، جنگ است؛ در صورت وقوع درگیری نظامی، بورس تهران با ریزش سنگینی مواجه خواهد شد. تجربه سالهای گذشته نشان داده که در چنین شرایطی، سرمایهگذاران به سمت داراییهای امن مانند طلا و ارز میگریزند و بازار سهام قربانی اصلی این خروج نقدینگی خواهد بود.
رابطه معکوس دلار و بورس
یکی از پیچیدگیهای بازار ایران در اسفند ۱۴۰۴، رابطه معکوس دلار و بورس است. در شرایط عادی، افزایش نرخ ارز باید به رشد ارزش شرکتهای صادراتمحور بورسی منجر شود. اما اکنون، تشدید تنشها باعث شده دلار در بازار آزاد به سطوح بالایی برسد، بدون آنکه بورس از این افزایش بهرهمند شود. دلیل این پدیده در تحلیل نهایی سرمایهگذاران نهفته است: آنها افزایش نرخ ارز ناشی از تنشهای سیاسی را پایدار نمیدانند و معتقدند در صورت وقوع جنگ، نه دلار میماند و نه بورس. بنابراین، ترجیح میدهند داراییهای خود را به شکل نقدینگی نگه دارند یا به بازارهای موازی پناه ببرند. شرکتهای بزرگ صادراتمحور مانند فولاد مبارکه و ملی مس، گزارشهای سود قابل قبولی برای فصل پاییز منتشر کردهاند. اما این گزارشها نیز نتوانسته است جو منفی حاکم بر بازار را تغییر دهد. دلیل آن ساده است: در شرایط جنگی، حتی سودآوری شرکتها هم تضمینی برای بقای بازار نیست.
اسفند ۱۴۰۴ برای بورس تهران، ماهی دوگانه خواهد بود. از یک سو، فضای مذاکراتی و ضربالاجل دو هفتهای آمریکا میتواند هر لحظه به توافقی ناگهانی منجر شود و بازار را صعودی کند. از سوی دیگر، تجمع نیروهای نظامی و تشدید rhetoricهای تند، احتمال جنگ را بیش از هر زمان دیگری افزایش داده است. تحلیلگران فاندمنتال معتقدند ارزش ذاتی بسیاری از سهمهای بورسی اکنون پایینتر از قیمت واقعی آنهاست. اما ریسکهای سیستماتیک آنچنان سنگین است که هیچکس جرات خرید ندارد.
آیا بورس میتواند از زیر فشار سیستماتیک خارج شود
بورس تهران در این روزها، به بیماری تشبیه میشود که تب شدید تنشهای سیاسی آن را از پا درآورده، در این میان، تنها امید سرمایهگذاران، همان دو هفتهای است که مقامات آمریکایی به عنوان آخرین فرصت توافق تعیین کردهاند. اگر این دو هفته به نتیجه برسد، بورس میتواند نفس راحتی بکشد و شاید جهش پایان سال را تجربه کند. اما اگر مذاکرات شکست بخورد و تنشها به جنگ منجر شود، اسفند ۱۴۰۴ به ماه سیاه تاریخ بورس تهران تبدیل خواهد شد.
سیام بهمن ۱۴۰۴، بورس تهران در حالی پرونده ماهش را بست که هنوز تکلیف بسیاری از متغیرهای تأثیرگذار بر آن روشن نیست. نرخ ارز، قیمت نفت، تحولات منطقه و نتیجه مذاکرات، همه و همه عواملی هستند که میتوانند در یک لحظه مسیر بازار را تغییر دهند. آنچه در این میان مسلم به نظر میرسد، این است که بورس تهران تا روشن شدن تکلیف تنشهای ایران و آمریکا، در وضعیت انتظار به سر خواهد برد.
سرمایهگذاران حرفهای در این روزها دست به خرید و فروش نمیزنند و منتظرند ببینند که آیا دیپلماسی پیروز میشود یا شمشیر. برای سهامداران خرد، این روزها روزهای سختی است. آنها یا باید دارایی خود را با زیان بفروشند و از بازار خارج شوند، یا با امید به فردایی روشنتر، در صفهای فروش بنشینند و نظارهگر ریزشهای احتمالی باشند. قصه سال ۱۴۰۴ برای بورس تهران، قصهای ناتمام است که پایان آن را نه در تقویم، که در میدانهای دیپلماسی و جنگ باید جست.


