روزنامه هفت صبح، مرتضی كليلی | با قاب تاريخ به ایران قدیم سفر و یادی از گذشته ميكنيم. در تهیه این مجموعه، از تصاویر كمتر ديده شدهاي استفاده شده که تماشاي آنها خالی از لطف نيست. عكسهايي از مشاهير تاريخ معاصر ايران، شهرهاي ايران، خودروهای نوستالژیک، عكسهاي فوتبالي و… براي ديدن تصاوير و شرح آن ادامه مطلب را بخوانيد.
قاب مشاهیر 1
مرکب سیاهی که نام شاه را از حوض حرم ابوالفضل(ع) شست؛ مهندس محمد توسلی در بخشی از خاطرات خود مینویسد: به اتفاق دکتر مصطفی چمران، دکتر ابراهیم یزدی و مهندس علینقی خاموشی برای زیارت به کربلا رفتیم. شنیدیم که به مناسبت ایام بعثت و نزدیکی ماه شعبان، شاه یک حوض سنگی بزرگ برای صحن حرم مطهر حضرت ابوالفضل(ع) فرستاده است. ما رفتیم و این حوض سنگی را که به قطر تقریبا دو متر و یکپارچه بود دیدیم.
ضخامت لبههای بیرونی سنگ حدود ۲۰ سانتیمتر بود و روی آن به خط بسیار زیبایی نوشته شده بود که این حوض توسط اعلیحضرت کذا و کذا، برای استفاده زوار حضرت ابوالفضل(ع) هدیه شده است. بعد از دیدن این سنگ تصمیم گرفتیم نوشته روی سنگ را از بین ببریم. مرحوم دکتر چمران گفت که اگر مرکب چینی قوی پیدا کنیم و روی نوشتههای سنگ بریزیم، مرکب به جسم سنگ رخنه میکند و نوشته را از بین میبرد و مرکب را هم نمیتوانند پاک کنند.
به هر حال برای تهیه مرکب به بغداد رفتیم و دوباره به کربلا برگشتیم. یک شب هم در مسافرخانه خوابیدیم و صبح بسیار زود که هنوز کسی وارد صحن نشده بود، به زیارت رفتیم و سپس مرکب را به همان ترتیبی که قرار بود روی نوشتههای سنگ ریختیم و از صحن بیرون رفتیم و کربلا را ترک کردیم. چند ساعت بعد، خبر آن به سرعت در شهر پیچید و روز بعد، بازتاب این کار را از نجف هم به ما خبر دادند.
منبع: شصت سال ایستادگی و مقاومت، خاطرات مهندس محمدتوسلی (ایرنا)
قاب نوستالژی
پوشش جوانان تهرانی در مسابقه هنرهای خیابانی و گرافیتی که 15 سال پیش در تابستان 1387 در مجموعه ورزشی انقلاب تهران توسط ردبول برگزار شد. عکس: بهروز مهری
قاب مشاهیر 2
داســــتان زندگی خانوم، زنی از خاندان قاجار، نوه مظفرالدین شاه و خواهرزاده محمدعلی شاه (قســمت 14)؛ چطور ممکن بود. یک زن را نمیشناختم که به فرنگ رفته باشد یا از این سرنوشتی که نزهت از آن مینالید، گریخته باشد. نزهت انگار فکر مرا خوانده بود که گفت بله. ممکن است، کی گفته فقط مردها میتوانند به سفر بروند.
در بقیه جاهای دنیا، زنها ملکه و رئیس و خان و امیر میشوند و ما فکر میکنیم که وظیفهمان فقط همین بدبختی است که برسرمان میآورند. مادر شرح داد که از همان اول پدرم را نمیخواسته و وقتی دستور همایونی صادر شده، اول رفته تا خود را چیزخور کند اما با دستور شابابا تن به این وصلت داده و از همان ابتدا آبروداری کرده تا کسی از راز درونش باخبر نشود. شرح روزهای سخت دختر جوانی که در این خانه بزرگ اسیر شده و کسی به حرف او گوش نداده، چنان جانگداز بود که مرا بیشتر از پیش از پدرم متنفر کرد.
نزهت گفت از این پس باید با پولتیک و تدبیر با قضایا روبهرو شویم. آن وقت نقشهاش را فاش کرد اما اول از همه از مادر پرسید آیا به راستی خان را نمیخواهد، آیا راستی به این دخترک که هووی او شده حسادت نمیکند. وقتی مادرم قسم خورد که هیچ مهر و محبتی نسبت به پدرم ندارد و حتی خوشحال است که او سرگرمی پیدا کرده و دست از سر ما برمیدارد، نزهت از شادمانی از جا پرید. میگفت ما با فراهم آوردن وسایل عشرت خان، آزادی خودمان را به دست میآوریم و فرصت پیدا میکنیم که برای جنگ مهیا شویم.
پدرم با عروس خود به باغ فردوس رفت، باغی بزرگ که ساختمان فرنگی نوسازی در وسط آن بود و نزهت مالک آن بود .با رفتن پدر، خانه بزرگ در اختیار ما افتاد. حتی کلاه فرنگی و بیرونی پدرم هم نصیب ما شد. پدرم قسمتی را که اتاق خواب و کتابخانهاش در آن قرار داشت بست. به آن قفل بزرگی زدند، حتی پنجرههای کلاه فرنگی رو به پشت باغ هم که چند باری از آن سرک کشیده بودم تا بدانم که در اتاقهای آن چه میگذرد، با کرکرههای چوبی بسته شد و به شکل قلعهای در آمد …. ادامه دارد…
قاب تاریخ 1
ماجرای «سربازان عروسکی» صدام چه بود؟ محمد غلامعلی از رزمندگان تخریبچی لشکر ۱۰ سیدالشهدا(ع) دوران جنگ در خاطرهای درباره نیروهای عروسکی دشمن روایت میکند: دشمن برای اینکه مواضع از دست رفتهاش را روی ارتفاعات حاج عمران در عملیات «والفجر ۲» پس بگیرد، با هلیکوپتر توی آسمان چرخ میزد. آنها با این کار اینطور وانمود میکردند که قصد هلیبرن دارند. هلیکوپترهای دشمن بالای ارتفاعات فتح شده توسط تیپ سیدالشهدا(ع) چرخ میزدند و پشت «تپه سرخه» اقدام به هلیبرن کردند.
از بالا که به نیروهای عملکننده دشمن نگاه میکردیم مثل کماندوها، لباسهای سبز با کلاههای سرخ به سر داشتند. با عدهای از بچهها تا قبل از اینکه کاری کنند، سروقتشان رفتیم تا دخلشان را بیاریم اما فهمیدیم دشمن برای فریب و ترساندن رزمندهها، سربازهای عروسکی پیاده کرده است. دشمن با این کارش ما را سرکار گذاشت اما از سوی دیگر هم اسباب خنده بچهها را فراهم کرد.(خبرآنلاین)
قاب تاریخ 2
تعلیم و تربیت به سبک بهاییها؛ در آیین فرقه ضاله بهاییت کلاسهای فرهنگی درس اخلاق که از سنین ۴ تا ۵ سالگی آغاز میشود، زیر نظر مربیان بهایی ایفاگر نقش مهمی در سازندگی کودکان معصوم بهگونه دلخواه تشکیلات است. این کلاسها معمولا ۱۲ سال بهطول میانجامد و سراسر زندگی پیش از تسجیل یک بهاییزاده را پر میکند
و در نتیجه تاثیر همین کلاسها است که عضویت در حزب بهایی یعنی تسجیل سرنوشت حتمی همه بهاییزادههاست. مهمترین وظیفه کلاسهای درس اخلاق ساختن ذهن کودکان براساس معتقدات بهایی و دمیدن روح اطاعت از محفل و سایر تشکیلات بهایی و بیگانهسازی نسبت به محیط است، محیطی که در آینده باید آن را اشغال کرده و بر آن تسلط یابد !(کافه تاریخ)
در شرح عکس نوشته شده: هیات مربیان کلاسهای دروس اخلاقی طهران فرقه بهائیت در سال 101 و 102 تاریخ بدیع.



