روزنامه هفت صبح، نگین باقری | اگر گذشت زمان باعث نشده که پرونده آرمان و غزاله را فراموش کنید، باید این را هم بدانید که این پرونده شاید از لحاظ قضایی بسته شده باشد اما در شبکههای اجتماعی هنوز هم بحث و گفتوگو درباره آن ادامه دارد.آرمان عبدالعالی سال ۱۳۹۲ پسر حدودا ۱۸سالهای بود که اعتراف کرد غزاله را در خانهشان هل داده و بعد با ضربه میله بارفیکس او را کشته است. او بعدا اعتراف خود را پس گرفت ولی دیگر فایده نداشت.
بعد از ۸سال زندان، همین سوم آذر امسال اعدام شد. با اینکه تصور میشد داستان پرونده آرمان و غزاله مثل همه نوجوانهای عاشقی که یک شبه به قاتل و مقتول تبدیل میشوند تمام شود، در ۱۲روز گذشته هر روز حاشیهای باعث شده که اسم آرمان هنوز هم سر زبانها بماند؛ این بار اما با یک روش و خط مشی دیگر.
از همان روزی که آرمان اعدام شد، خانواده او گفته بودند ناگفتههای زیادی در این چند سال داشتند که هیچ وقت درباره آن حرف نزدند و قصد دارند حالا با از دست دادن عزیزشان آن را روایت کنند؛ همه به انتظار سند و مدارک جدیدی نشسته بودند ولی به نظر میرسد آن سند و مدرک چیزی نبوده جز سرزنش کردن غزاله و انداختن بار گناه بر دوش دختر جوان. ماجرا از کجا شروع شد؟
آگهی تسلیت آرمان و داغ دل خانواده مقتول
خانواده آرمان حالا که دیگر چیزی برای از دست دادن نداشتند که بخواهند رعایت حال خانواده مقتول را بکنند، در اولین قدم آگهی تسلیت آرمان را طوری تنظیم کردند که به عقیده بسیاری از افراد داغ دل خانواده مقتول (غزاله) را تازهتر میکرد. در آگهی تسلیت این مرد جوان نوشته شده بود:«ما را ترک کرده و به دنیای زیباییها و مهربونیها پرکشیده. عمر با عزتش کوتاه ولی به مثابه صد سال عمیق و اثرگذار بود. مظلوم زیست و مظلوم رفت. او اسوه متانت، شخصیت، مهربانی، بخشندگی، ادب، امید و انگیزه بود. تا ابد به تو افتخار میکنیم.»
اینستاگرام برادر آرمان
آرمان برادری هم به اسم آرتین دارد که از هفته گذشته فعالیتش را در فضای مجازی شروع کرده است. آرتین با عکس پروفایلی که از او و برادرش گرفته شده در یک استوری غزاله را متهم و آرمان را قربانی جلوه داده بود. او نوشت: «پافشاری یک دختر برای رابطه با پسر کمسن چه معنی میده؟ پس چرا اون دختر در آریاشهر پیاده شده؟ شاید منتظر مرد جاافتادهای بوده؟»
این در حالی بود که پیش از این خود آرمان گفته بود: «من وقتی دیدم کسی در خانه نیست، غزاله را به خانه دعوت کردم. اما او وقتی به خانهمان آمد و گفت که قصد دارد برای همیشه مرا فراموش کند، خیلی عصبانی شدم، بین ما مشاجره لفظی درگرفت و وی را هل دادم، سرش به جایی خورد و … »
بزرگداشت برای آرمان
بعد از اعدام، خانواده عبدالعالی برای پسر ارشد خود مراسم یادبودی در یکی از بهترین مساجد شهرک غرب تهران برگزار کردند. دو روز پیش همچنین دانشگاه تربیت مدرس مراسمی با حضور اساتید و مسئولان برگزار کرد تا از او تقدیر کنند. آرمان در دوران حبس ابتدا یک مدرک کارشناسی کامپیوتر میگیرد و بعد در رشته مهندسی پزشکی این دانشگاه قبول میشود و تحصیل میکند.
این مراسم درواقع همزمان با شب هفتم درگذشت او برگزار میشود و رئیس دانشکده فناوری در آن گفته که پروژه تحقیقاتی که آرمان مبدع آن بود ادامه خواهد داشت و نتایج آن در ژورنالهای معتبر بینالمللی منتشر خواهد شد. در ادامه آن هم دوستان و آشنایان شروع به صحبت کردن از سجایای اخلاقی و روحیات آرمان کردند. پدر او در این مراسم گفته است:«زیر دیپلم بود که رفت زندان و با آن اتهام سخت روبهرو شد. برای اینکه نشان دهد آن فردی نیست که بقیه میگویند، درس خواند، دانشگاه قبول شد، قرآن میخواند و پرس و جو میکرد.»
لایو پدر و اتهام به دختر
یک روز بعد از این مراسم پدر آرمان در اینستاگرام آرتین لایوی گذاشت که تا این لحظه آخرین قدم آنها نه فقط برای تبرئه کردن آرمان، بلکه برای متهم کردن قربانی اولیه این ماجرا بوده است. او با اظهاراتی عجیب گفت:«پدری را میشناسم که به دختر او تجاوز شده و به قتل رسیده بود. پدر گفت {متهم را} میبخشم ولی دلیل بخشیدنش را بعدا به من اینطور گفت که متوجه شده دختر خودش عامل این ارتباط بوده و {در تجاوز و مرگ خود} بیتقصیر نبوده است.
حالا برخی میآیند فردی را قدیسه میکنند و میگویند اگر شما جای خانواده مقتول بودید میبخشیدید؟ خانوادههایی هستند که اگه ساعت آمدن دخترشان از ۹ بگذرد، او را به صلابه میکشند و از او سوال میکنند. پدر مادرهایی هستند که اگر یک شکلات یا گل دست دخترشان باشد از او سوال میکنند و میگویند از چه کسی این را گرفتی؟ دخترها جرأت نمیکنند که این چیزها را به خانه ببرند. پدرمادرهایی هستند که اگر بفهمند دخترشان به خانه نامحرمی رفته {با او برخورد میکنند.} که این را هم برعکس کردند و گفتند آرمان، غزاله را به زور به خانه کشانده است. بعدا با سند این را روشن خواهم کرد.»
آرمان اولین و احتمالا آخرین نوجوانی نیست که یک شروع عاشقانه را روی چوبه دار به پایان رسانده است. بسیاری از افراد بخشیده نشدن آرمان را حاصل سیاستهای اشتباه والدین و از سوی دیگر کمپینسازیهای اجتماعی برای او میدانند. برای مثال عبدالصمد خرمشاهی، وکیل آرمان و بسیاری دیگر از متهمان مشهور مانند شهلا جاهد، دلارا دارابی و … هفت سال پیش در گفت و گو با نشریه زنان امروز به این کمپینسازیها انتقاد کرده و گفته بود: «در پروندهای مثل دلارا دارابی….تشکیل کمپینهای متعدد در خارج از کشور پرونده را از روند درست خود خارج کرد.
همین دخالت نابجا باعث شد که دلارا اعدام شود. {…} در مورد برخی از پروندهها بیش از حد اغراق میشود و ما شاهد زیادهروی برخی رسانهها و حتی وکلای پروندهها هستیم که اصول را رعایت نمیکنند.» او این بار در این رابطه به روزنامه هفت صبح میگوید: «ما آمار قطعی نداریم که بگوییم این کمپینها تا به حال چقدر روی پروندهها تاثیرگذار بوده یا چقدر عکس عمل کرده است و منجر به لجبازی اولیای دم شده. اما مسئلهای که هست این است که نمیشود مانع اظهار افکار عمومی شویم.
افکار عمومی هم به مثابه دادگاهی است که وارد میشوند و خیلی از پروندهها را تحت تاثیر خود به بخشش میرسانند. در مورد آرمان من از ابتدا در جریان بودم و فکر نمیکنم کمپینها تاثیری در پرونده گذاشته باشند. چرا که اولیای دم از همان ابتدا مصر بودند ( و البته هم حقشان بود) که حکم قصاص اجرا شود.
اگرچه شاید بهتر بود که گذشت میکردند، ولی اظهار نظر دیگران در عزم آنها تاثیری نداشته است.» او همچنین میگوید پس از اجرای حکم آرمان دیگر خانواده او را ندیده و درجریان حاشیههای پس از مرگ او نیست و سپس ادامه میدهد:«در مورد حواشی پرونده جای ابهام هنوز وجود دارد ولی اگر بعدا هم اسنادی رو شود دیگر تاثیرگذار نیست. »

