هفت صبح| 1) راستش خودم را اصلا درگیر ظهور دوباره گشتهای ارشاد در خیابانها نمیکنم. دیگر هر چیزی که دولت و حاکمیت و پلیس باید میفهمید و میتوانست بفهمد، طی این سالها باید دانسته باشد. راستش اینکه تا فشار یک گروه از مردم زیاد میشود و بیست، سی و یا اصلا هزار نفر از آن مردم گرامی تحصن میکنند، مسئولین عزیز همه دانستهها و ایدههای قبلی را کنار میگذارند و به تکرار همان روشهای قبلی میپردازند، دیگر در حیطه تحلیل ما نیست. شواهد و بازتابها و رفتارها کاملا مشخص است. روزگار و فلک و آسمان نیز نشان داده هیچ ارفاقی برای مسئولین و نظام ما قائل نمیشود و آنان بازتاب هر عملی را در قاموس قوانین این دنیا و به شکلی طبیعی متوجه خواهند شد. اگر تصمیمشان همان فرمول قدیمی است ما چه بگوییم. لابد کار علمی انجام شده، تحقیق کردهاند، پژوهش کردهاند و از اتفاقات گذشته عبرت گرفتهاند و بدون آنکه تحتتاثیر فضاسازیها قرار گرفته باشند به این مرحله رسیدهاند. لابد دیگر. موفق باشند!
اما تصویر دستگیری یک دختر در خیابان فاطمی و انداختنش در یک اتومبیل شخصی یک پژوی دودی، اتفاق خوبی نیست. امیدواریم فیلم قدیمی باشد؛ اما اگر جدید است و اگر مسئله بر سر حجاب باشد که اصلا خوب نیست. یعنی حضور ماشینهای شخصی در خیابانها و دخالت در مسئله برخورد با مسئله پوشش و حجاب دیگر آخر هرجومرج است. دوستان بدانند که حتی آن خانواده مذهبی طرفدار ایران در لبنان، عراق و یا تاجیکستان، از دیدن تصاویر چنین اتفاقی غمگین و ناراحت خواهد شد. سرشت و فطرت آدمها این را میگوید. با مخابره چنین تصاویری، همانگونه که سرمایه اجتماعی نظام را در داخل کاهش میدهید، به حیثیت نظام ضربه میزنید. بدجور هم ضربه میزنید. اصلا ردخور ندارد.
2) آقا ما امروز میخواستیم از طریق سایت «پلیس من» پیگیر وضعیت کارت سوختمان بشویم. آدرس داشتیم و کد رهگیری و کدی که پلیس به اضافه ده به ما داده بود تا بتوانیم ببینیم که کارت سوخت ما بالاخره به دست پست رسیده یا نه. از ساعت 9 و 15دقیقه تا ساعت 11 تلاش کردم که وارد این سایت بشوم و بهخصوص در قسمت پیگیری کارت سوخت. خدا شاهد است که موفق نشدم. سایت هنگ میکرد و همینطور سر ما را به طاق میکوبید. بقیه سایتها باز میشدند اما سایت «پلیس من» هیچ التفاتی به ما نداشت. هیچی دیگر پشیمان شدیم و رفتیم حضوری ببینیم کارتمان را کجا میتوانیم پیدا کنیم.
3) قضات عزیز در مورد بحث حجاب چه حکمهای عجیبی دادهاند. مراجعه به روانشناس و شستن اموات و… به خدا اگر جرات کنم یک کلمه دیگر هم در اینباره بنویسم. یکدفعه چنان ماجرا حقوقی و قانونی میشود و چنان ریزهکاریهای قانونی را توی چشم و چال ما میکنند که توی منتقد راه پس و پیش نداری. همان جمله اول: قضات عزیز در مورد بحث حجاب چه حکمهای عجیبی دادهاند.



