روزنامه اعتماد نوشت: صبح پنجشنبه ششم بهمن ماه امسال، یک خانم حدودا ۵۳ ساله در «فنوج» استان سیستان و بلوچستان به علت استرس ناشی از مشاهده «صف دریافت سهمیه نفت» دچار «سکته قلبی» شد. پس از این حادثه او را به بیمارستان «ولیعصر» فنوج منتقل کردند اما او جانش را از دست داد.
درخصوص مرگ این زن گفته شده؛ او سابقه بیماری قلبی داشته، اما باید گفت؛ استرس ناشی از این صف ناتمام و مشکلات زندگی منجر شد او سکته قلبی کند. برخی اهالی این شهرستان به این خبر واکنشهای متعددی نشان دادند، اما عطاالله شهبخش معاون امنیتی و سیاسی فرماندار فنوج در مورد این خبر گفت: «ششم بهمن ماه یک بانوی فنوجی که برای دریافت سهمیه نفت به یکی از جایگاهها مراجعه کرده بود بر اثر عارضه قلبی درگذشت. یکی از مشکلات شهرستان فنوج کمبود مراکز عرضه سوخت است. این کمبود باعث میشود عرضه سوخت به کندی انجام شود.»
یکی از پزشکان بیمارستان ولیعصر فنوج هم درباره این زن به «اعتماد» میگوید: «اگر چنانچه کسی دچار عارضه قلبی باشد نباید به طور مداوم از خانه بیرون بیاید یا کارهای سنگین انجام دهد خصوصا در این فصل، اما این زن با وجود عارضه قلبی که داشت در این شرایط قرار گرفت و در نتیجه سکته قلبی کرد. عملیات احیا هم برای بیمار در بخش اورژانس بیمارستان صورت گرفت، اما خب فایدهای نداشت و پس از ۴۷ الی ۵۰ دقیقه بیمار هیچ واکنشی به احیای قلب نشان نداد و فوت کرد.»
حالا «اعتماد» با توجه به شرایط حاکم بر استان سیستان و بلوچستان خصوصا شهرستان فنوج و شرایط دشوار زندگی این زن گزارشی را براساس صحبتهای برادر متوفی، مولویالله بخش قاضی نایب امام جمعه شهرستان فنوج و یک منبع مطلع تنظیم کرده است.
هزار و یک جور فلاکت
عبدالوهاب نصرتی، برادر متوفی در مورد این حادثه میگوید: «ساعت ۷ صبح پنجشنبه بود. من هم خانه بودم. تلفنم زنگ خورد. پشت خط، یکی از همسایههایمان بود. خودش هم در همان صف نفت ایستاده بود به من گفت که خواهرتان حالش بد شده است. وقتی رسیدم به محل توزیع نفت، دیدم خواهرم روی زمین افتاده بود. خواهرم را به بیمارستان رساندیم، اما متاسفانه تمام کرد.
سه روز بود که برای گرفتن سهمیه نفتشان در صف بود و آخر هم نتوانست سهمیه نفتشان را بگیرد. بچههایش ازدواج کردند و شوهرش هم برای کارگری به بندرعباس رفته بود. برای همین مجبور بود برای دریافت سهمیه نفت خودش اقدام کند.»
او در ادامه میگوید: «حدود هفت، هشت سال پیش خواهرم قلبش را عمل کرد. مشکل خاصی هم به لحاظ قلبی نداشت، چون تحت درمان بود، اما آن روز به خاطر استرس و سرما قلبش میگیرد و سکته میکند. سه روز بود که برای دریافت سهمیه نفت به شرکت نفت میرفت، اما نوبت به او نمیرسید.
در این سه روز دبههایی که با خود برده بود را پیش یکی از آشنایان گذاشته بود تا روز بعد آنها را بگیرد و دوباره وارد صف شود. روز حادثه وقتی صف طولانی را که میبیند حالش بد میشود و این اتفاق برایش میافتد. این مشکلاتی است که ما در شهرستان و استان داریم.» او به چند سوالم پاسخ میدهد:
آیا شهرستان فنوج گازکشی نشده است؟
نه خانم گازمان کجا بود. برای گاز هم باید در صف بایستیم تا «کپسول گاز» را برایمان پر کنند. ما تمام عمرمان در این صفها میگذرد؛ صف نان، صف گاز، صف بنزین، صف نفت و… که صف نفت از تمام صفهای دیگر بدتر است.
برای دریافت سهمیه نفت چند ساعت در صف هستید؟
(او با تعجب میپرسد) چند ساعت؟ بگویید چند روز! فقط یکی، دو روز میرویم تا سهمیهمان را ثبت کنیم. بعد هم باید در صف بایستیم تا نوبتمان شود. همه این صفها هم رقابتی است. هر چه زودتر برای گرفتن نوبت اقدام کنیم زودتر نوبتمان میشود.
سهمیه نفت هر خانواده چقدر است؟
تقریبا ۵۰ الی ۸۰ لیتر نفت میدهند، حتی اگر یک خانواده ۵ نفره هم باشد فرقی نمیکند و همین مقدار را میدهند. اگر خانواده سه نفره هم باشد این مقدار فرقی نمیکند. مثلا فصل پاییز و زمستان که میشود نهایت دو الی سه دفعه ۵۰ یا ۸۰ لیتر نفت به اهالی میدهند. همین فروش نفت هم «مافیایی» است. خودتان تا آخر حرفم را بگیرید. مثلا اگر من بخواهم سهمیه نفت خودم را در همان صف بفروشم ۱۵۰ الی ۲۰۰ هزار تومان است، اما اگر سهمیهام را بگیرم و در پیت نفت آماده بگذارم، بین ۳۰۰ الی ۵۰۰ هزار تومان میتوانم آن را به مردم بفروشم. حقیقت نظارتی هم بر این موارد نمیشود.
مولویالله بخش قاضی، نایب امام جمعه شهرستان فنوج هم درباره این خبر به «اعتماد» میگوید: «این خانم چندین سال پیش قلبش را عمل کرده بود. هر سه ماه هم برای درمان به کرمان میرفت و تحت نظر بود. آن روز هم حالش خوب بود، اما چون وضعیت صف نفت را دید، سکته کرد. یعنی اصلا هیچ بحث و دعوایی هم نداشته.
ببینید این خانم از یک خانواده فقیری بود که حتی خرج و مخارج درمانش به کرمان را هم اقوام و دوستانشان تهیه میکردند. این خانم مشکلات مالی و معیشتی زیادی داشت. با این مشکلات خودش هم باید دنبال سهمیه نفت میرفت. فشار ناشی از این مشکلات بر جسم این زن در آن صف طویل منجر به سکته قلبی او شد.
ببینید کلا به مردم استان سیستان و بلوچستان خیلی کملطفی میشود. حتی به زیرساختهای راهی این استان به خصوص شهرستان ما و شهرستانهایی که مسیرهای صعبالعبور دارند، رسیدگی و توجهی نمیشود. اهالی فنوج گاز ندارد و از طریق کپسول و سیلندر گاز تهیه میکنند که فقط برای آشپزی استفاده میشود. مردم از کپسول گاز که نمیتوانند برای گرم کردن خودشان استفاده کنند.
برخی از افرادی که توان مالی داشته باشند از وسایل گرمایشی برقی استفاده میکنند، اما اکثر مردم اینجا وسایل گرمایشی برقی ندارند و مجبورند از وسایل قدیمی که با نفت کار میکند برای گرمای خانههایشان استفاده کنند. شاید فکر کنید این موضوعی که میخواهم از آن صحبت کنم ربطی به این حادثه نداشته باشد، اما ربطش را میتوان پیدا کرد.
در این استان کار نیست. حتی افراد تحصیلکرده ما هم بیکار هستند و مجبورند برای پیدا کردن شغل و کار مناسب خانوادههایشان را ترک کنند. مثلا همین خانمی که در صف نفت سکته کرد و جانش را از دست داد شوهرش برای کار به بندرعباس رفته بود. برای همین این زن مجبور شد برای گرفتن نفت خودش در صف برود. سه روز متوالی در حال رفت و آمد بود. خب نتیجه هم همین حادثه دردناکی شد که از آن اطلاع پیدا کردید.»
یک منبع مطلع هم در مورد مشکلات استان سیستان و بلوچستان میگوید: «خبر مربوط به این خانم در صف نفت را در فضای مجازی دیدم و آن را پیگیری کردم. این خانم حدود سه روز در رفت و آمد برای دریافت سهمیه نفتش در این صف بود. بار آخر ۷ صبح وقتی به آنجا مراجعه میکند و آن صف عظیم را میبیند دچار شوک میشود و سکته میکند.



