روزنامه هفت صبح - فرید عطار زاده | طی چند ماه گذشته پنج پرونده جنجالی در اذهان ما ثبت شده است ؛ اسیدپاشی اصفهان، غرق شدن دختر قایقران انزلی، بازی تراکتور - نفت تهران، تخریب پاساژ علاءالدین و غرق شدن دختران دانشجو در شورابیل .
بد ندیدیم بعد از گذشت چند ماه فرجام این پرونده ها را پیگیری کنیم و سوالی در ذهن مان باقی نماند.
بازی تراکتور - نفت تهران
خرداد ۱۳۹۴
*ماجرا چه بود؟
همه داستان را از حفظ هستیم و جریان اتفاقات ۱۰ دقیقه آخر بازی تراکتور با نفت را میدانیم. در اواخر این بازی، توسط افراد ناشناسی شایعه شد بازی دیگری که به صورت همزمان در حال برگزاری بوده مساوی شده و بنابراین تیم تراکتور قهرمان لیگ برتر شده است…
* سرنوشت پرونده چه شد؟
در حدود یک ماه پیش، نتایج بررسی کمیته حقیقتیاب اتفاقات دیدار تیمهای فوتبال تراکتورسازی تبریز و نفت تهران در ۹ بند اعلام شد که البته در آن هیچ اشارهای به اتفاقات حاشیهای نشده و تنها به ذکر این نکات از سوی فدراسیون فوتبال بسنده شده بود: «برکناری رئیس دپارتمان داوری، محرومیت داور مسابقه تااطلاع ثانوی، محرومیت ناظر سازمان لیگ در مسابقه مربوطه، تذکر کتبی، توبیخ با درج در پرونده برای مسئول برگزاری این دیدار در سازمان لیگ، تذکر کتبی، توبیخ با درج در پرونده برای مسئول روابط عمومی سازمان لیگ، محرومیت گوینده ورزشگاه یادگار امام(ره) تبریز تا اطلاع ثانوی، تذکر کتبی، توبیخ با درج برای هیات فوتبال تبریز به دلیل بروز مشکلات در زمان برگزاری مسابقه، خرابی اسکوربورد ورزشگاه، عدم نظارت مناسب برگوینده ورزشگاه، اطلاع رسانی نادرست درباره نتیجه دیدار همزمان و …» مازیار ناظمی، سخنگوی وزارت ورزش در پاسخ به این سوال که آیا مشخص شد چه کسانی شایعه نتیجه مسابقه همزمان را منتشر کرده بودند، به هفت صبح میگوید: «همه چیز در آن اطلاعیه که در حدود یک ماه پیش منتشر شده، آمده است.» او در توضیح این سوال که در آن اطلاعیه اشارهای به
مسئولان اتفاقات آن ۱۰ دقیقه پایانی و اعلام نتیجه مساوی نشده، میگوید: «فدراسیون فوتبال مسئول رسیدگی به این ماجرا بود و وزارت ورزش تنها نظارت بر این ماجراها و این پرونده را بر عهده داشت.» سخنگوی وزارت ورزش به این سوال که آن بیسیم به دستها که در برنامه ۹۰ نیز به آنها اشاره شده بود که نتیجه مساوی را اعلام کردند، چه کسانی بودند، اینگونه پاسخ میدهد: «آنها از مسئولان روابط عمومی سازمان لیگ بودند که همگی توبیخ و جریمه شدند.» ناظمی در خصوص قطع شدن سیستمهای مخابراتی، ارتباطی و تلویزیونی در دقایق پایانی مسابقه نیز میگوید: «چنین موضوعی صحت ندارد. بنده خودم با مسئولان مختلف و مدیرکل مخابرات استان نیز صحبت کردم که چنین ادعایی را تکذیب کردند. همچنین مرجع اعلام رسیدگی به این پرونده فدراسیون فوتبال بود و وزارت ورزش تنها نظارتکننده بر آن پرونده بود.» او در پاسخ به این سوال که آیا این پرونده در واقع بسته شده است، میگوید: «بله این پرونده بسته شده و با خاطیان نیز همانطور که اعلام شد، برخورد شده است.»
تخریب پاساژ علاءالدین
دی ماه ۱۳۹۳
* ماجرا چه بود؟
عوامل اجرایی شهرداری تهران در ساعتهای پایانی روز پنجشنبه ۱۱ دی ماه، با ورود به ساختمان معروفترین مرکز خرید گوشی تلفن همراه پایتخت، حکم تخریب طبقه هفتم را اجرا کردند. حادثه بهاندازهای شوککننده بود که حتی فروشندگان طبقه هفتم نیز که امضای حاج علاءالدین برای آنها سند بود نیز، این اتفاق را باور نمیکردند و تصاویر اشکهای فروشندگان تا مدتها میان کاربران شبکههای اجتماعی دست به دست میچرخید. ماجرا از این قرار بود که طبق رای کمیسیون ماده ۱۰۰، این ساختمان استانداردهای لازم در بحث ایمنی را اخذ نکرده بود و تخلفاتی نیز در بحث ساختمانسازی داشت. در ۱۷ شهریور سال گذشته رأی کمیسیون ماده ۱۰۰ در جهت رفع تخلفات ساختمانی در طبقه هفتم این پاساژ و تغییر کاربری در طبقه منفی ۳ صادر شد که این حکم پس از چند بار تعویق، سرانجام در دی ماه اجرا شد و کل طبقه دهم این پاساژ تخریب شد و این پاساژ نیز در حدود دو هفته تعطیل شد.
* سرنوشت پرونده چه شد؟
در حال حاضر فعالیت پاساژ علاءالدین به جز طبقه هفتم، به صورت عادی در جریان است و خرید و فروشها در جریان است. البته کسبه این پاساژ اعتقاد دارند از زمانی که آن اتفاقات رخ داده این پاساژ خلوتتر از گذشته شده و تعداد مشتریانش مثل سابق نیست. پیگیری مکرر هفت صبح برای تماس با وکیل حاج علاءالدین نتیجه نداد و فعلا ترجیح میدهند در رابطه با این موضوع صحبت نکنند. آخرین اظهارنظرها وخبرهای رسمی هم به هفته اول تیرماه باز میگردد. رئیس دیوان عدالت اداری در رابطه با این موضوع گفته بود: «سعی میکنیم ظرف یک ماه آینده وضعیت آن را مشخص کنیم؛ زیرا یک بخش از این پرونده به نظر کارشناسان بر میگردد و ما تلاش میکنیم این زمان را کوتاه کنیم.» ابوالفضل قناعتی، عضو هیات رئیسه شورای شهر تهران نیز در مورد آخرین وضعیت تخریب طبقه هفتم پاساژ علاءالدین درتاریخ ۷ تیرماه گفته بود: «۲۰ روز پیش رئیس سازمان عدالت اداری در جلسهای عنوان داشت که قصد دارند سریعا موضوع پرونده این پاساژ را تعیین تکلیف کنند تا مالک و شهرداری تکلیف خود را بدانند. پنج کارشناس بررسی این پرونده را برعهده دارند. البته کارشناسها مبلغ بالایی را پیشنهاد کردهاند اما با این
حال جدیت زیادی در اجرای حکم وجود دارد.» البته شنیدههای هفت صبح حکایت از آن دارد که ابعاد ماجرا کمی پیچیده شده و احتمال کمی برای بازگشایی طبقه هفت این پاساژ وجود دارد. از سوی دیگر شنیده میشود که حاج علاءالدین سرمایهگذاری روی مراکز تجاری دیگری از شهر را آغاز کرده است.
غرق شدن دختر قایقران انزلی
آبان ۱۳۹۳
* ماجرا چه بود؟
شادی سرخیل، قایقران ۲۱ ساله اهل بندر انزلی، ۱۷ آبان در پیست قایقرانی تالاب انزلی در حال تمرین برای اعزام به مسابقات کشوری بود که قایق او به دلایل نامعلوم واژگون شد و قبل از اینکه قایق به زیر آب رود، پیکر این قایقران به زیر آب رفت. تلاش غواصان جمعیت هلال احمر، نیروی دریایی و بنادر و کشتیرانی مستقر در بندرانزلی پس از ۱۰ روز نتیجه داد و سرانجام جسد این قایقران جوان در محدوده یک کیلومتری پل ولایت انزلی پیدا شد. شادی پس از پیوستن به تیم هیأت قایقرانی در مسابقات کایاک و همچنین دراگونبت استانی و کشوری شرکت کرد و چند مقام قهرمانی کسب کرده بود. خواهر شادی در همان زمان در تشریح حادثه گفته بود: «چند روزی بود که شادی و هم تیمیهایش برای حضور در رقابتهای انتخابی قهرمانی کشور اردوی ۱۰ روزهای را در باشگاه ملوان برپا کرده بودند. در این اردو ۱۰ قایقران حضور داشتند و هر روز در تالاب انزلی تمرین میکردند. آن روز صبح زود شادی برای حضور در تمرینات به باشگاه ملوان رفت. قرار بود دو روز دیگر تیم برای مسابقات انتخابی به تهران اعزام شود. شادی تصمیم داشت در مسافتهای ۲۰۰ متر، ۵۰۰ متر و هزار متر این رقابتها شرکت کند. ساعت ۸ صبح
همه اعضای تیم در کنار تالاب حاضر شدند و نیم ساعت بعد سوار بر قایقهای کایاک به آب زدند. جریان آب در آن روز برخلاف روزهای قبل بسیار تند بود و در این شدت زیاد آب تمرین کردن بسیار دشوار بود. شادی ۲۰۰ متر از دیگر اعضای تیم فاصله داشت و به گفته شاهدان حادثه وقتی میخواست دور بزند قایق او واژگون شد و شادی به داخل آب افتاد. آب خیلی سرد بود و شادی با فریاد از همتیمیها و همچنین سرنشینان تنها قایق موتوری که درآب بود درخواست کمک کرد اما متأسفانه کسی به کمک او نرفت. هم تیمیهای او میگفتند چون آب سرد بود نتوانستند داخلآب بروند. متأسفانه در حالی که باید دو قایق موتوری و همچنین دو مربی و غریق نجات در زمان تمرینات حضور داشته باشند تنها یک سرباز داخل قایق موتوری بود که او هم نتوانسته بود کاری برای نجات خواهرم انجام دهد…»
* سرنوشت پرونده چه شد؟
پدر مرحوم شادی سرخیل به هفت صبح میگوید: «از آن روزی که دخترم غرق شده هیچ پاسخ قانعکنندهای از سوی مسئولان ذیربط نشنیدهام. من شکایت کردم اما فعلا نوبت رسیدگی به دادگاه شروع نشده است. کارشناس دادگستری رئیس دفتر بازپرسی شعبه یک بندرانزلی به من گفته است ۷۵ درصد باشگاه قایقرانی و رئیس هیات قایقرانی استان گیلان مقصر بوده است. از آنجایی که رئیس هیات قایقرانی استان گیلان نماینده مجلس نیز هست این پروسه کمی طول میکشد و چند روز پیش دادگستری به من گفت که این پرونده باید به تهران و سپس به مجلس فرستاده شود. تا امروز هیچ پاسخ قانعکنندهای از مسئولان نگرفتهام. هر زمان که برای بررسی این موضوع به دادگستری میروم داغ دلم تازه میشود. من را اصلا در جریان ماجرا قرار نمیدهند و فقط میگویند یکسری نامه و اخطار دادهایم. پزشکی قانونی هم هنوز به من جواب نداده است. بچه من زمانی که داشت غرق میشد داد و فریاد کرده اما هیچ کس نبوده که او را نجات دهد، مربی نبوده، نجات غریق وجود نداشته و… آن روز حادثه قایقرانی در دریاچه ممنوع بوده و نباید آنها را تمرین میدادند. در آن روز حادثه حتی مربی شادی نیز حضور نداشته است.» او در انتهای
صحبتهای خود با بغض میگوید: «من احساس میکنم برخی مسئولان نمیخواهند این پرونده مورد بررسی قرار بگیرد. من فقط آن بالا خدا را دارم… من با بدبختی بچههای خودم را بزرگ کردم با همه جا هم تماس گرفتم و درد و دلم را گفتم اما هیچ کس پاسخگوی من نبود.» همچنین شنیدههای هفت صبح حکایت از آن دارد که از آن زمان تاکنون تقریبا قایقرانی انزلی به حالت نیمه تعطیل درآمده و فقط چند نوبت تمرین برای مردان و زنان صورت گرفته است.
غرق شدن دختران دانشجو در شورابیل
دی ماه ۱۳۹۳
* ماجرا چه بود؟
داستان از این قرار بود ۲۴ نفر از دانشجوهای ادبیات فارسی دانشگاه اردبیل بعد از آخرین امتحان خود، برای رفع خستگی به سمت دریاچه میروند و تصمیم به گرفتن عکسهای یادگاری میگیرند غافل از اینکه آرام آرام یخ دریاچه در حال ترک خوردن و شکسته شدن است. ساعت ۴ و ۲۰ دقیقه بعد از ظهر ناگهان یخها در هم میشکند و ۱۰ نفر دانشجوهایی که روی یخ بودند به زیر آب صفر درجه میروند. همگی به کمک مردم و امدادرسانها نجات پیدا میکنند اما متاسفانه دو نفر نمیتوانند در این حادثه جان سالم به در ببرند و غرق میشوند و امدادرسانها تنها جنازههایشان را میتوانند از آب بیرون بکشند. الهامه سلیمانزاده و لیلا یونسی از اهالی مراغه و پارس آباد مغان دو قربانی این حادثه تلخ بودند… پس از این حادثه، بستگان دختران دانشجو شکایتی را علیه شهرداری، سازمان گردشگری و شبکه امور آب تنظیم کردند. خانواده قربانیان در شکایت خود عنوان کردند هیچ گونه تابلو و علائم هشداردهندهای جهت وارد نشدن به دریاچه وجود نداشت و همچنین دریاچه جهت امنیت حال گردشگران فنس کشی هم نشده و حتی نجات غریق هم نداشته است.
*سرنوشت پرونده چه شد؟
در مورد اقدامات صورت گرفته و سرنوشت پرونده، بهروز سلیمانزاده وکیل قربانیان و عموی یکی از قربانیان به هفت صبح میگوید: «فاصله محل فرورفتن این جوانان از حاشیه دریاچه ۱۵ متر هم نبود. اگر نردبانی حداقل به طول ۱۰ متر داشت و یا اگر چند متر طناب یا چند حلقه تیوپ بیارزش در کنار دریاچه بود یا قایقی آماده در این دریاچه بود که به سرعت کمک کنند آنها الان زنده بودند… با شکایت اولیاءقانونی وارجاع دادستان دادسرای عمومی وانقلاب اردبیل به بازپرسی شعبه ۵، گزارش از محل وقوع حادثه تهیه گردید و با نظرکارشناس رسمی دادگستری، شهرداری اردبیل به میزان ۴۰ درصد واداره امورآب استان به میزان ۱۵ درصد و مرحومین به میزان۴۵ درصد مقصر حادثه شناخته شدهاند. لازم به توضیح است که هنوز پرونده به دادگاه ارسال نشده و حکم صادر نشده است.» سلیمانزاده در ادامه توضیح میدهد: «منطقه گردشگری تنها یک محیط زیبا و باجهای برای اخذ ورودی از مردم بازدیدکننده نیست. باید در یک محیط گردشگری با یک نگاه علمی، خطرات را هم پیشبینی و برای کاهش و مدیریت آن هم فکری انجام داد تاچنین حوادث ناگواری تکرار نشود. در این حادثه ماده ۶۱ و۶۲ آیین نامه اجرایی فدراسیون
نجات غریق وغواصی به دلیل عدم رعایت موارد متعدد نقض شده است. عدم نصب علائم هشدار دهنده از قبیل خطر، شکستگی یخ (حتی برابر گزارش مامورین نیروی انتظامی، تابلو شنا ممنوع، بعد از حادثه نصب گردیده است)، درج تلفن ونشانی نزدیکترین مراکز درمانی، آتش نشانی برابر آیین نامه اجرایی فدراسیون نجات غریق وغواصی الزامیبوده که در مورد این دریاچه، رعایت نشده بود. همچنین استخرها و دریاچههای پارک باید دارای گارد محافظ به ارتفاع ۱۵۰سانتی متر باحریم حداقل دومتر باشد و عمق دریاچه و استخر پارک نباید بیش از ۵/۱مترباشد. علاوه بر آن، استقرار ناجیان غریق دربهره برداری از تفرجگاههای آبی الزامی است و در صورت عدم رعایت موارد یادشده، تفرجگاه آبی حق بهره برداری نداشته و در صورت فعالیت به لحاظ عدم تامین امنیت جانی استفادهکنندگان، بهرهبردار مسئول جبران خسارات وارده اعم از جانی و مالی هستند.»
اسیدپاشیهای اصفهان
مهرماه ۱۳۹۳
* ماجرا چه بود؟
خبرها ضد و نقیض بودند و آمارها متناقض. خبر شوککننده بود و دردآور. در یک بازه زمانی کوتاه، بر روی صورت چند دختر جوان اسید ریخته شد. حتی تعداد قربانیان هم از سوی منابع مختلف متناقض بودند. تاکنون نه متهم و متهمان احتمالی شناسایی شدهاند و نه انگیزه این حوادث مشخص شده است. ارتباط این حوادث به یکدیگر نیز هنوز تایید نشده است. اسامی۴ دختر جوان قربانی اما تایید شد. «سمیه مسماریان» نخستین قربانی بود که در ۱۵شهریورماه مورد اسیدپاشی قرار گرفت، سپس «مینا آزاده» در پنجم مهر و «سهیلا جورکش» و «مرضیه ابراهیمی» قربانی این حادثه تلخ و دردناک شدند.
*سرنوشت پرونده چه شد؟
برادر مرضیه ابراهیمیکه آخرین قربانی اسیدپاشی اصفهان بود درمورد سرنوشت این پرونده به هفت صبح میگوید: «چند روز پیش شایعه شد متهمان این حادثه دستگیر شدهاند ولی چنین موضوعی صحت ندارد. تاکنون افراد زیادی را به عنوان مظنون مورد تحقیق و بازجویی قرار دادهاند اما اتهام هیچ کدام از آنها تا امروز ثابت نشده است. من با رئیس کل دادگستری اصفهان نیز به طور مرتب در تماس هستم اما مقامات قضایی و پلیس به این نتیجه نرسیدهاند مظنونینی که تاکنون دستگیر شدهاند همان متهم یا متهمان اصلی هستند یا خیر.» او درمورد وضعیت جسمی و روحی خواهرش میگوید: «مرضیه در حال حاضر دورههای درمانی خود را میگذراند و یک بازه زمانی دو تا سه ساله طول خواهدکشید تا به نتیجه برسد. از نظر روحی اما تا صحبتی از اسیدپاشی و این اتفاقات صورت میگیرد ناگهان به هم میریزد.» ابراهیمی درمورد سرنوشت سایر قربانیهای اسیدپاشیهای اصفهان میگوید: «خانم جورکش در حال حاضر برای درمان به اسپانیا رفته تا شاید بتواند دو تا سه درصد بینایی خود را به دست آورد. در این میان خانم سمیه مسماریان آسیب بسیار کمتری دیده است و توانسته چند ثانیه صورت فرد اسیدپاش را ببیند. به همین
دلیل برای شناسایی مظنونین احتمالی نیز اکثرا خانم مسماریان به دادگاه میرود.» روز گذشته همچنین رئیس پلیس آگاهی ناجا گفت: «بعضا اتفاقاتی افتاده و مظنونی دستگیرمیشود اما اگر به کشف برسیم اطلاعرسانی خواهیم کرد. اینکه وکیل شخصی یا احیانا فرد دیگری مطلبی بیان کرده در خصوص صحت آن یا عدم صحت خودش باید پاسخگو باشد. بعد از اینکه به صورت قطعی و با مستندات به نتیجه برسیم نظرات خود را اعلام خواهیم کرد.»



