
هفت صبح| اگر از یک دانشآموز پایه یازدهمی یا دوازدهمی بپرسید این روزها کابوس شبانهاش چیست، قطعاً به شما نمیگوید غول مرحله آخر کنکور؛ بلکه از واژهای به نام «تأثیر قطعی معدل» حرف میزند. واژهای که مثل یک سایه سنگین روی سر دانشآموزان افتاده و حالا با اظهارات جدید فرشاد ابراهیمپور، عضو کمیسیون آموزش مجلس، وارد فاز جدیدی از ابهام و هیجان شده است. داستان ساده است: مجلس میگوید «نه»، شورای عالی انقلاب فرهنگی میگوید «بله» و در این میان، دانشآموز است که باید هزینه این لجبازی ساختاری را بدهد. اما چرا این موضوع تا این حد به یک بحران اجتماعی تبدیل شده است؟
یازدهمیها؛ قربانیان جدید ویترین کنکور
تا همین چند سال پیش، سال یازدهم برای خیلیها سال «استراحت قبل از توفان» بود. دورانی که دانشآموزان با فراغ بال بیشتری درس میخواندند تا خود را برای ماراتن سال دوازدهم آماده کنند. اما حالا با مصوبه جدید، امتحانات نهایی این پایه هم قرار است در سرنوشت صندلیهای دانشگاهی تأثیر «قطعی» داشته باشد. فرشاد ابراهیمپور در تازهترین اظهارنظرش آب پاکی را روی دست همه ریخته و گفته که کمیسیون آموزش مجلس کماکان با این تأثیر قطعی در پایه یازدهم مخالف است.
حرف مجلس این است: «بگذارید بچهها در پایه دوازدهم به اندازه کافی استرس بکشند، دیگر از پایه یازدهم آنها را وارد این بازی مرگ و زندگی نکنید.» در واقع مجلس نگران فرسودگی زودهنگام نسلی است که قرار است چرخهای کشور را بچرخاند. وقتی یک نوجوان ۱۶ ساله میداند که نمره سلامت و بهداشت یا تاریخش میتواند راه او را برای رسیدن به رشته پزشکی یا مهندسی سد کند، دیگر مجالی برای یادگیری واقعی باقی نمیماند و همه چیز به «حفظ کردن برای نمره» خلاصه میشود.
مرزی بین امید و ناامیدی
بسیاری از خانوادهها تفاوت «تأثیر قطعی» و «تأثیر مثبت» را به درستی نمیدانند، اما همین یک کلمه تفاوت، مرز بین پیروزی و شکست است. در مدل «تأثیر مثبت»، اگر شما دانشآموز سختکوشی باشید و معدل خوبی کسب کنید، این معدل مثل یک موتور کمکی به رتبه کنکورتان کمک میکند تا جایگاه بهتری پیدا کنید اما اگر به هر دلیلی، از بیماری گرفته تا مشکلات شخصی در روز امتحان، نمرهتان بد شود، آن نمره نادیده گرفته میشود و رتبه کنکورتان ملاک قرار میگیرد.
اما در «تأثیر قطعی»، بازی کاملاً متفاوت و بیرحمانه است. حتی اگر در کنکور عالی باشید ولی یک روز در امتحان نهایی پایه یازدهم حالتان خوب نبوده باشد، آن نمره پایین مثل یک وزنه سربی شما را به پایین میکشد و هیچ راه جبرانی هم وجود ندارد. حالا مجلس به دنبال این است که حداقل برای امسال، این تأثیر را از «قطعی» به «مثبت» تبدیل کند تا کمی از بار روانی روی دوش خانوادهها کم شود. ابراهیمپور معتقد است که اعمال تأثیر قطعی در سالی که کشور شرایط خاصی را از سر گذرانده، دور از انصاف است.
شورای عالی انقلاب فرهنگی؛ سد محکم مقابل بهارستان
اما گره اصلی کار کجاست؟ مشکل اینجاست که شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان نهاد بالادستی، فعلاً با پیشنهاد مجلس مخالفت کرده است. این شورا معتقد است که برای حذف مافیای کنکور و تستزنی، راهی جز تکیه بر نمرات تشریحی وجود ندارد. اما تضاد اینجاست که مجلس میگوید زیرساختهای اجرایی برای این کار فراهم نیست. ابراهیمپور میگوید آنها به دنبال استفاده از تمام ظرفیتها، حتی مکاتبه با رئیسجمهور هستند تا این گره را باز کنند.
این تقابل میان دو نهاد تصمیمگیر، داوطلبان را در وضعیتی قرار داده که به قول معروف «نه راه پس دارند و نه راه پیش». دانشآموز نمیداند باید تمام توانش را روی نهایی بگذارد یا تست زدن. این تشتت آرا باعث شده که مشاوران تحصیلی هم گیج شوند و نتوانند برنامه درستی به شاگردانشان بدهند. در واقع، سیاستگذاران در حال تست کردن نظریههای خود روی نسلی هستند که هر روز با یک خبر جدید از خواب بیدار میشود.
عدالت آموزشی یا فشار مضاعف بر مناطق محروم؟
موافقان تأثیر قطعی معدل معتقدند این کار باعث میشود دانشآموزان کتابهای درسی را بهتر بخوانند و مافیای کنکور ضعیف شود. اما منتقدان، از جمله اعضای کمیسیون آموزش مجلس، به یک نکته کلیدی اشاره میکنند: «عدالت آموزشی». آیا زیرساختهای برگزاری امتحانات نهایی، تصحیح اوراق و کیفیت تدریس در سراسر کشور یکسان است؟ دانشآموزی در یک روستای دورافتاده که حتی معلم تخصصی برخی دروس را ندارد، چطور میتواند با دانشآموز تهرانی که در مدارس خاص با شهریههای نجومی درس میخواند، در یک آزمون نهایی با تصحیح سلیقهای رقابت کند؟
در کنکور، حداقل همه سر یک جلسه مینشینند و با یک پاسخنامه تستی که توسط ماشین تصحیح میشود روبهرو هستند، اما در امتحانات نهایی، خطای انسانی در تصحیح اوراق و تفاوت کیفیت آموزش در استانهای مختلف، میتواند سرنوشت یک جوان را تغییر دهد. مجلس معتقد است تا زمانی که این شکاف آموزشی پر نشود، تأثیر قطعی معدل پایه یازدهم یعنی قربانی کردن استعدادهای مناطق محروم.
تقویم آموزشی که با اضطراب ورق نمیخورد
بخش دیگری از دغدغههای ابراهیمپور، مربوط به تقویم آموزشی است. با توجه به وقایع و تنشهای اخیر در منطقه و کشور، تمرکز دانشآموزان به شدت آسیب دیده است. تعطیلیهای ناخواسته، اختلال در اینترنت و فضای روانی حاکم بر جامعه، باعث شده که بسیاری از داوطلبان از برنامه درسی خود عقب بمانند.
ابراهیمپور صراحتاً از وزرای مربوطه خواسته که هرچه زودتر تکلیف تقویم آموزشی و زمان برگزاری آزمونها را مشخص کنند. بلاتکلیفی بدترین سمی است که میتوان به بدنه آموزشی تزریق کرد. داوطلبی که نمیداند ماه آینده باید سر جلسه امتحان باشد یا نه، یا اصلاً امتحانی که میدهد چقدر در سرنوشتش سهم دارد، دچار یک «تعلیق روانی» میشود که خروجی آن چیزی جز افسردگی و اضطراب نیست.
چشمانتظار تصمیم نهایی
در نهایت، ابراهیمپور به نکتهای اشاره کرده که شاید کلید حل معما در روزهای آینده باشد: «باید اجازه دهیم شرایط کشور در روزهای آینده مشخص شود.» این یعنی نهتنها سیاستهای آموزشی، بلکه ثبات عمومی کشور هم روی سرنوشت کنکور ۱۴۰۵ سایه انداخته است. حالا چشم صدها هزار داوطلب یازدهمی و خانوادههایشان به ساختمان بهارستان و نهاد ریاست جمهوری دوخته شده است.
آیا دولت و شورای عالی انقلاب فرهنگی صدای مجلس را خواهند شنید؟ آیا قرار است امسال هم داوطلبان قربانی آزمون و خطای مسئولان شوند یا بالاخره یک تصمیم واحد برای نجات آرامش روانی دانشآموزان گرفته میشود؟ فعلاً تنها چیزی که قطعی است، خودِ «عدم قطعیت» است. دانشآموزان فعلاً باید با این فرض درس بخوانند که هر نمرهشان حیاتی است، اما در دل امیدوار باشند که رایزنیهای مجلس برای «مثبت» کردن تأثیر معدل به ثمر برسد. تا آن روز، این ماراتنِ پُر از ابهام ادامه دارد.








