
هفت صبح| سالهاست که در نشستها، همایشها و گزارشهای خبری، یک کلمه مثل زنگ خطر مدام تکرار میشود: «بحران سالمندی». همه ما شنیدهایم که ایران دارد پیر میشود، اما انگار این شنیدنها باعث نشده که تکانی به خودمان بدهیم. حقیقت این است که با وجود تمام هشدارهای کارشناسان، هنوز که هنوز است اقدام عملی و ملموسی در این زمینه ندیدهایم.
نه تنها خبری از جهش در آمار ازدواج و موالید نیست، بلکه برعکس، آمارهای رسمی نشان میدهند که شیب موالید و میل به تشکیل خانواده همچنان رو به پایین است. ما در حالی به سمت اوج بحران میانسالی و سالمندی در دو سه دهه آینده حرکت میکنیم که انگار فقط ایستادهایم و تماشا میکنیم. اما آمارهای جدیدی که مجید فولادیان، رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان کشور ارائه داده، نشان میدهد که دیگر فرصتی برای تماشا کردن باقی نمانده است.
سال ۱۴۳۰ و تصویر یک ایرانِ متفاوت
مجید فولادیان در تازهترین اظهارات خود، تصویری از آینده نه چندان دور ایران ترسیم کرده که باید لرزه بر تن سیاستگذاران بیندازد. او میگوید بر اساس برآوردهای جمعیتی، تا سال ۱۴۳۰ حدود یکسوم جمعیت کشور را سالمندان تشکیل میدهند. این یعنی تا کمتر از ۳۰ سال دیگر، از هر سه نفری که در خیابان میبینید، یک نفر بالای ۶۰ سال سن دارد.
فولادیان معتقد است که تحولات جمعیتی در ایران با سرعتی باورنکردنی در حال رخ دادن است. کاهش نرخ باروری از یک طرف و افزایش امید به زندگی از طرف دیگر، باعث شده که ساختار سنی کشور به کلی تغییر کند. او تاکید میکند که وقتی از یکسوم جمعیت سالمند حرف میزنیم، در واقع داریم از تغییر چهره کل جامعه صحبت میکنیم. جامعهای که دیگر آن شور و جوانی دهههای گذشته را ندارد و هرم جمعیتیاش از شکل مثلثی خارج شده و شبیه یک «ستون» شده است؛ یعنی تعداد بچهها و جوانها کمتر و سهم سالمندان به شکل چشمگیری بیشتر شده است.
بحران در جیب دولت و سفره مردم
یکی از جدیترین هشدارهای رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان، مربوط به اقتصاد و بازار کار است. فولادیان میگوید اولین جایی که از این پیر شدن جمعیت ضربه میخورد، ساختار اقتصادی کشور است. وقتی جمعیت سالمند زیاد شود، نسبت جمعیت فعال (یعنی کسانی که کار میکنند و چرخ اقتصاد را میچرخانند) کم میشود.
در مقابل، تعداد بازنشستگان روز به روز بیشتر میشود و این یعنی فشار خردکننده بر نظامهای بیمهای و صندوقهای بازنشستگی. در چنین شرایطی، هر فرد شاغل باید سهم خیلی بیشتری در تأمین هزینههای اجتماعی ایفا کند تا چرخ بازنشستگی نچرخد. فولادیان صراحتاً هشدار میدهد که اگر همین امروز اصلاحات در ساختار صندوقهای بازنشستگی و سیاستهای اشتغال انجام نشود، در آینده با یک چالش مالی و بودجهای روبهرو میشویم که جمع کردنش کار هر کسی نیست.
نظام سلامتی که برای پیرها ساخته نشده است
بخش دیگری از صحبتهای فولادیان به موضوع سلامت برمیگردد. او میگوید سالمندان بیشتر از بقیه گروههای سنی در معرض بیماریهای مزمن و غیرواگیر هستند؛ چیزهایی مثل دیابت، بیماریهای قلبی، فشار خون و اختلالات ذهنی مثل آلزایمر. حالا سوال اینجاست: آیا بیمارستانها و درمانگاههای ما برای این جمعیت آمادهاند؟ جواب فولادیان منفی است. او معتقد است که ما باید به سرعت به سمت توسعه خدمات «مراقبتهای طولانیمدت»، «مراقبت در منزل» و «توانبخشی» برویم. نظام سلامت ما باید یاد بگیرد که به جای تمرکز صرف بر درمانهای اورژانسی، به فکر نگهداری و کیفیت زندگی سالمندان باشد. بدون تربیت نیروی متخصص در حوزه سالمندی، در آینده حتی برای یک معاینه ساده هم با مشکل مواجه خواهیم شد.
تنهایی؛ پدیده نوظهور در خانوادههای ایرانی
یکی از بخشهای تلخ گزارش فولادیان، به تغییر در ساختار خانواده برمیگردد. در گذشته، خانوادههای پرجمعیت مثل یک چتر حمایتی دور سالمند را میگرفتند. اما حالا با کوچک شدن خانوادهها، کاهش تعداد فرزندان و مهاجرتها، آن الگوی سنتی مراقبت دیگر جواب نمیدهد. رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان کشور میگوید در سالهای آینده ما با پدیدهای به نام «سالمندان تنها» یا «سالمندان کمحمایت» مواجه خواهیم شد.
افرادی که نه فرزندی دارند که کنارشان باشد و نه سیستمی که از آنها حمایت کند. این موضوع لزوم تقویت نظامهای حمایت اجتماعی و خدمات جامعهمحور را بیش از پیش برجسته میکند. دولت و نهادهای مدنی باید از حالا به فکر روزی باشند که خانهها از صدای جوانها خالی شده و فقط پیرمردها و پیرزنهای تنها در آنها ماندهاند.
اقتصاد نقرهای؛ فرصتی که نباید سوخت شود
با وجود تمام این چالشها، رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان معتقد است که سالمندی جمعیت فقط یک تهدید نیست. او از مفهومی به نام «اقتصاد نقرهای» صحبت میکند. این یعنی ما میتوانیم از تجربه، دانش و سرمایه اجتماعی سالمندان به عنوان یک موتور محرک جدید استفاده کنیم. بسیاری از سالمندان آینده، افرادی تحصیلکرده و متخصص هستند که میتوانند در حوزههای مشاورهای، آموزشی و اجتماعی مشارکت فعال داشته باشند. علاوه بر این، بازارِ نیازهای سالمندان (از تکنولوژیهای کمکی گرفته تا گردشگری مخصوص سالمندان) میتواند فرصتهای شغلی جدیدی ایجاد کند. مشارکت فعال سالمندان در جامعه نه تنها به حفظ کرامت آنها کمک میکند، بلکه باعث میشود جامعه از حالت ایستایی خارج شود.
آمادگی پیشدستانه؛ تنها راه نجات
فولادیان در پایان صحبتهایش روی یک نکته کلیدی دست میگذارد: «برنامهریزی پیشدستانه». او میگوید پیری جمعیت واقعیتی است که کشورهای زیادی قبل از ما آن را تجربه کردهاند و ما باید از تجربه آنها درس بگیریم. اصلاح تدریجی نظام بازنشستگی، توسعه بیمههای مراقبت طولانی، مناسبسازی شهرها برای تردد سالمندان و آموزش گسترده نیروی متخصص، کارهایی است که باید از همین «امروز» در دستور کار قرار بگیرد. همچنین او تاکید میکند که نباید از سیاستهای حمایت از خانواده و فرزندآوری غافل شد؛ چون این تنها راهی است که میتواند در بلندمدت تعادل را به ساختار سنی جمعیت برگرداند.
آینده از همین حالا شروع شده است
بحران سالمندی چیزی نیست که متعلق به آینده دور باشد؛ بذرهای این بحران دههها پیش کاشته شده و حالا داریم به زمان دروی آن نزدیک میشویم. طبق گفتههای مجید فولادیان، پرسش اصلی این نیست که آیا ما پیر میشویم یا نه؛ بلکه پرسش این است که آیا وقتی پیر شدیم، کشوری داریم که بتواند از ما مراقبت کند؟ تصمیمهایی که امروز در حوزه سیاستگذاری اجتماعی و اقتصادی گرفته میشود، تعیین میکند که سالمندی جمعیت در ایران به یک فاجعه ملی تبدیل شود یا به فرصتی برای بهرهگیری از تجربه نسلهای پیشین. زمان برای حرفهای تکراری و شعارهای بیعمل تمام شده است. اگر امروز فکری برای ۳۰ سال آینده نکنیم، در سال ۱۴۳۰ با جامعهای روبهرو خواهیم بود که زیر بار تنهایی، بیماری و فقر، کمر خم کرده است. آینده سالمندی ایران از همین امروز و در همین اتاقهای تصمیمگیری ساخته میشود.




