
هفت صبح، مهسا قویقلب| در روزهایی که فشار بر منابع آب، برق و گاز کشور بیش از هر زمان دیگری احساس میشود، رئیسجمهور در سخنانی صریح، از ۳۰ میلیون جانفدایی گفت که سالهاست بار اصلی ایستادگی این سرزمین را بر دوش کشیدهاند و از آنان خواست در خط مقدم یک مسئولیت تازه با محوریت صرفهجویی آگاهانه در مصرف انرژی قرار گیرند. او تأکید کرده است که مدیریت مصرف، به معنای محرومیت و کمگذاشتن از زندگی روزمره نیست، بلکه نوعی هوشمندی جمعی برای حفظ آیندهای است که هم اقتصاد و هم محیطزیست کشور به آن گره خورده است.
در این نگاه، قبضهای آب، برق و گاز تنها چند عدد نیستند و حالا آینهای از شیوه زیست ما در خانهها، محل کار و شهرها به شمار میروند. هر شیر آبی که بیدلیل باز میماند، هر لامپی که بیجهت روشن است و هر شوفاژ یا کولری که بیحساب کار میکند، بخش کوچکی از منابعی را میبلعد که میتوانست برای نسلهای بعدی بماند یا به توسعه زیرساختهای حیاتی کشور کمک کند. بخش بزرگی از بودجه عمومی صرف یارانه انرژی میشود؛ هزینهای که در نهایت همه مردم آن را میپردازند، در حالی که بخشی قابلتوجه از این انرژی تنها به دلیل عادتهای نادرست، هدر میرود.
تأکید بر «۳۰ میلیون جانفدا» در واقع تاکید بر همان سرمایه اجتماعی است که در لحظات سخت، پشت کشور را خالی نکرده است. اینبار اما میدان فداکاری نه جبهه جنگ است و نه صف بحران؛ میدان، زندگی عادی مردم است و ابزار، انتخابهای روزمرهای است که میتواند مصرف را منطقیتر کند.
از استفاده از وسایل کممصرف و تنظیم هوشمندانه وسایل گرمایشی و سرمایشی گرفته تا کاهش اسراف در شستوشو و توجه به هر کیلووات برق و هر مترمکعب گاز را در زمره انتخابهای درست دانست. اگر هر خانواده تنها 10درصد از مصرف خود بکاهد، حجم صرفهجویی در سطح ملی، معادل ساختن یک پشتوانه عظیم برای اقتصاد و زیرساختهای کشور خواهد بود.
برای آینده ایران
در طول چهار دهه در ایران وقوع سه جنگ، تحریم، نوسانات اقلیمی و فرسودگی زیرساختها، کشور ما در وضعیت بسیار حساسی قرار گرفته است؛ اما همانطور که تاریخ نشان داده، ملت ایران هیچگاه از سختیها نمیهراسد. اکنون نیز با اتکا به همان روحیه، میتوان با بهبود بهرهوری، تغییر عادات مصرف و نوسازی هوشمندانه زیرساختها، تابآوری ملی را افزایش داد و فشارهای خارجی و اقلیمی را به فرصتی برای نوسازی و پیشرفت پایدار تبدیل کرد.
به گفته نظری، پیام مهم اخیر رئیسجمهور، برای همکاری مردم در مدیریت مصرف انرژی، میتواند نقطه عطفی در تاریخ مشارکت ملی باشد؛ حرکتی که نه فقط یک برنامه دولتی، بلکه یک فرهنگ ملی و سبک زندگی نوین ایرانی را رقم بزند.طی جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران و در میانه جنگ پویش «جانفدا» نمادی از ایثار و عشق به ایران شکل گرفت و اینک نیاز است تا برای ایران پویشی دیگر به راه افتد. پویشی با عنوانی تحت معنای برای آینده ایران که مفهوم آن گسترش یابد و وارد عرصه زندگی روزمره شود.
اگر پویش« جان فدا» برای ایران یعنی حفاظت از ذره ذره و وجب به وجب خاک ایران شکل گرفت، پویش ملی جدید هم به معنای مسئولانه زیستن، در برابر آینده فرزندانمان، احساس وظیفه داشتن و با خلاقیت، کمبودها را به فرصت تبدیل کردن و حفظ انرژی و بهرهوری انرژی است. این همان عزم بزرگ ملی است که نیاز به فرهنگ ملی دارد.
اگر هر خانواده ایرانی تنها ۱۰ درصد از مصرف برق، گاز و آب خود بکاهد، کشور از نیاز به ساخت چندین نیروگاه جدید بینیاز میشود. این حرکت جمعی یک فریاد ملی برای اقدامی آگاهانه است و فقط یک توصیه به صرفهجویی شمرده نمیشود.باید بپذیرفت بحران انرژی در ایران فقط به امور فنی مربوط نمیشود، بلکه یک مقوله فرهنگی است. نسلهای حاضر که با فراوانی بیپایان منابع طبیعی بزرگ شدهاند باید بدانند یارانههای بلندمدت انرژی سبب شده بهای واقعی مصرف پنهان بماند و در نتیجه، احساس کمبود یا مسئولیت شکل نگیرد.
آمارها هشدار میدهند مصرف برق و گاز خانگی در ایران دو تا سه برابر میانگین جهانی است. حدود 30 تا 35 درصد مصرف برق کشور مربوط به بخش خانگی است (کولرهای آبی و بهرهوری پایین ساختمانها و ...) نظری با اشاره به این که در بسیاری از مناطق، منابع آبی به مرز بحرانی رسیدهاند میافزاید: «مصرف بیرویه گاز نیز از دیگر مشکلات انرژی در ایران است. ادامه این روند، بهطور حتم آینده امنیت انرژی، محیط زیست و رفاهاجتماعی را با خطر جدی روبهرو میکند.
نقشی که زنان میتوانند داشته باشند
در این میان، زنان ایران نقشی بنیادین دارند. به اعتقاد نظری مدیریت خانه، تغذیه، آموزش فرزندان و شکلدهی به الگوهای مصرف، همه در دستان آنان است. زنان ایرانی، همانگونه که در جریان دفاع و مقاومت کشور دوشادوش مردان ایستادهاند، اینک در جبهه مهم انرژی قرار دارند. هر تصمیم آنها در آشپزخانه، در انتخاب نوع وسایل، در تنظیم گرما و نور خانه، تأثیری فراگیر بر اقتصاد ملی دارد.
در پویشی که برای کاهش مصرف انرژی در حال راهاندازی است، زنان به عنوان سنگبنای فرهنگ انرژی هستند. آموزش صرفهجویی نهتنها در مدرسه بلکه در فضای خانواده، با تدبیر مادرانه در جان کودکان توسط آنان باید شکل بگیرد. نسلی که باید با احترام به آب، برق و گاز بزرگ شود و آینده ایران را روشنتر از همیشه بسازد.
کودکان امروز مدیران فردای انرژی
کودکان امروز، مهندسان و مدیران انرژی فردا هستند. این را نظری میگوید و معتقد است؛ آنها باید از همین امروز یاد بگیرند و بیاموزند که هر قطره آب، هر شعله گاز و هر دقیقه روشنایی، بخشی از سرمایه ملی است.مدارس، رسانهها و خانوادهها باید دست در دست هم فرهنگ تازهای بسازند که فرهنگ «مسئولیت در برابر منابع و انرژی» شناخته میشود.
بازیهای آموزشی درباره صرفهجویی، مسابقات علمی در زمینه انرژیهای پاک، حتی دفترچههای کوچک ثبت مصرف خانوادگی میتواند به آموزش نسل نو کمک کند. وقتی کودکی در خانه یاد بگیرد چراغ اتاق خالی را خاموش کند، در واقع نخستین قدم را برای حفظ آینده کشور خود برداشته است.
پویشی برای همه
پیشنهاد حرکت جمعی کاهش مصرف انرژی برای آینده ایران و برای همه آحاد جامعه است. کشاورزان باید با روشهای نو آبیاری کنند، صنعتگران باید بهینهتر تولید کنند، معلمان آموزش صرفهجویی را به کلاس بیاورند، دانش آموزان و دانشجویان نوآوریهای انرژی را توسعه دهند. سالمندان با انتقال تجربیات خود و جوانان با انرژی و ایدههای نو، ستونهای این حرکت ملی هستند. هر ایرانی، در هر جایگاه و سن، میتواند بخشی از این پویش باشد. در این راه از پایههای مختلفی میتوان بهره برد.
نخستین پایه علم است که ارتقای دانش عمومی و تخصصی در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر و بهینهسازی مصرف برای همگان را به دنبال دارد. دوم خلاقیت است که استفاده از فناوریهای نو و ایدههای کوچک اما مؤثر در زندگی روزمره برای همگان را ایجاد میکند و سوم اخلاق و مسئولیتپذیری است چرا که تعهد در برابر نسلهای آینده و احترام به منابع مشترک را میآفریند.
این پژوهشگر اجتماعی معتقد است که اگر علم و خلاقیت و اخلاق در بستر این پویش جدید با پویش «جانفدا» یکپارچه شوند، دیگر کمبودها تهدید نخواهند بود، بلکه به فرصتی برای پیشرفت تبدیل میشوند. ما گریزی نداریم برای آینده روشن ایران؛ اقدام کنیم و این اقدام از خانوادهها آغاز میشود. تحول فرهنگی زمانی ماندگار است که از خانواده آغاز شود. همانگونه که ارزشهای ایمان، صداقت و احترام از خانه منتقل میشود، سواد انرژی و رفتار پایدار نیز باید از همین بستر پرورش یابد. هر خانه، یک مرکز آموزش کوچک است. هر مادر، یک معلم صرفهجویی است. هر کودک، یک پیامبر آیندهنگری محسوب میشود.
مردم ایران در این دو ماه با به راه انداختن پویش «۳۰ میلیون جانفدا» صدای همدلی ملی را ایجاد کردند و این بار زنان، مردان، کودکان و سالمندان، همه در یک صف قرار میگیرند و در یک پویش برای آینده ایران هم صدا میشوند. اینک ایران عزیز ما به ایرانی آگاه نیاز دارد. ایرانی که آینده را در چشمان فرزندانش میبیند و برای روشن نگهداشتن این چشمان، با خرد و ایثار، از نعمتهای وطن پاسداری میکند.








