هفت صبح|در تقویم رسمی ایران، پانزدهم اردیبهشت با نام روز شیراز ثبت شده است. روزی که با شکوفایی بهار در این شهر پیوند خورده و هر سال با برنامه‌های فرهنگی همراه است. اما همزمان با روز شیراز، یک مناسبت قدیمی‌تر نیز قرار دارد. جشنی که زمانی در میان مردم جایگاهی مهم داشت و امروز کمتر از آن یاد می‌شود. جشن بهاربد یا میانه بهار.


جشن بهاربد به گفته پژوهشگران یکی از آیین‌های فصلی ایران باستان است. جشن زمانی برگزار می‌شد که بهار به نیمه می‌رسید و طبیعت به اوج سرسبزی خود نزدیک می‌شد. در آن دوره، زندگی بسیاری از مردم به کشاورزی و دامداری وابسته بود و تغییر فصل‌ها اهمیت زیادی داشت. به همین دلیل، جشن‌هایی شکل گرفت که با چرخه طبیعت هماهنگ بود.


جشن میانه بهار در میان این آیین‌ها جایگاه ویژه‌ای داشت. این جشن در چارچوب گاهنبارها برگزار می‌شد. گاهنبارها در سنت‌های ایران باستان، جشن‌های فصلی بودند که سال را به شش دوره تقسیم می‌کردند. هر گاهنبار زمان خاصی از دگرگونی طبیعت بود و مردم در آن، برای شکرگزاری، گردهمایی و کمک به دیگران جشن می‌گرفتند. بنابراین معنی آن می‌شود تقسیم‌بندی کهن سال به شش بخش. هر بخش با یک جشن همراه بود و مردم در پایان آن گرد هم می‌آمدند. گاهنبار نخست، «میدیوزرم» نام داشت؛ به معنای میانه بهار. این زمان، حدود چهل‌وپنج روز پس از آغاز سال بود و با پانزدهم اردیبهشت هم‌خوانی دارد.


در این روز، زمین به مرحله‌ای از رشد می‌رسید که امید به محصول افزایش می‌یافت. کشتزارها جان می‌گرفتند و دام‌ها در مراتع تازه تغذیه می‌کردند. به همین دلیل، این جشن جدای از یک مناسبت نمادین،با زندگی روزمره مردم پیوند داشت و نقش عملی در روحیه و همکاری اجتماعی ایفا می‌کرد.در کنار این کارکرد طبیعی، روایت‌های دینی نیز به این روز افزوده شد.

 

در برخی منابع آمده است که زرتشت در همین زمان به پیامبری برگزیده شد. این باور باعث شد جشن بهاربد رنگ و بوی مذهبی بگیرد. گفته می‌شود در دوره‌های بعد به‌ویژه در زمان ساسانیان این جنبه پررنگ‌تر شد و آیین‌های نیایش و ستایش اهورامزدا به مراسم افزوده شد.با این حال همه پژوهشگران بر یک نکته تأکید دارند که بهاربد و میانه بهار در اصل دو جشن جداگانه بودند. یکی به چرخه طبیعت مربوط بود و دیگری به باورهای دینی. هم‌زمانی این دو در یک روز باعث شد به مرور در ذهن مردم یکی شوند. امروز این دو نام اغلب به جای یکدیگر به کار می‌روند.


از جزئیات دقیق آیین‌های این جشن، اطلاعات زیادی در دست نیست. اما بر اساس منابع تاریخی، مردم در این روز گرد هم می‌آمدند. مراسم با نیایش آغاز می‌شد. موبدان زرتشتی دعا می‌خواندند و از اهورامزدا طلب خیر و برکت می‌کردند. پس از آن، بخش شادمانه مراسم آغاز می‌شد. موسیقی، پایکوبی و صرف خوراکی‌های جمعی و دید و بازدید از جمله برنامه‌ها بود.


یکی از بخش‌های مهم این جشن، توجه به نیازمندان بود. کمک به دیگران جایگاه ویژه‌ای داشت. خانواده‌ها بخشی از دارایی خود را به کسانی که در تنگنا بودند می‌بخشیدند. این کار بخشی از فرهنگ عمومی به شمار می‌رفت.چون جشن‌های گاهنباری بیش از آنکه فردی باشند، جمعی بودند. مردم در کنار هم غذا می‌خوردند و در کارها مشارکت می‌کردند. این آیین‌ها به تقویت پیوندهای اجتماعی کمک می‌کرد.

 

در جامعه‌ای که بر پایه همکاری شکل گرفته بود، چنین مراسمی نقش مهمی داشت. با گذشت زمان، بسیاری از این سنت‌ها کم‌رنگ شد. تغییر شیوه زندگی، گسترش شهرنشینی و دگرگونی‌های فرهنگی باعث شد جشن‌های کهن جای خود را به مناسبت‌های جدید بدهند. بهاربد نیز از این روند جدا نبود. به تدریج از حافظه عمومی فاصله گرفت و تنها در منابع تاریخی باقی ماند. با این حال نام این جشن به‌طور کامل از میان نرفت. در دهه‌های اخیر، پانزدهم اردیبهشت به عنوان روز شیراز ثبت شده است. شاید انتخاب روز شیراز بی‌ارتباط با پیشینه این روز نباشد. اردیبهشت، زمان اوج زیبایی شیراز است. باغ‌ها سرسبز می‌شوند و هوای معتدل، گردشگران زیادی را جذب می‌کند.


در این روز، برنامه‌های فرهنگی و هنری در شیراز برگزار می‌شود. نمایشگاه‌ها، کنسرت‌ها و رویدادهای شهری بخشی از این برنامه‌ها هستند. گاهی بازدید از مکان‌های تاریخی رایگان می‌شود و فضاهای عمومی حال‌وهوای جشن به خود می‌گیرد. هرچند این برنامه‌ها ارتباط مستقیمی با آیین‌های باستانی ندارند، اما به نوعی ادامه همان روحیه شادی و گردهمایی هستند.


برخی ایران‌شناسان معتقدند می‌توان از این فرصت برای معرفی دوباره جشن‌های کهن استفاده کرد. کارشناسان بر این باورند که شناخت این آیین‌ها به درک بهتر تاریخ فرهنگی ایران کمک می‌کند. باید توجه داشته باشیم که در سال‌های اخیر، توجه به میراث ناملموس افزایش یافته است. آیین‌ها و سنت‌ها به‌عنوان بخشی از سرمایه فرهنگی مورد توجه قرار گرفته‌اند. در این میان، جشن‌هایی مانند بهاربد نیز دوباره مورد بحث قرار گرفته‌اند. هرچند هنوز راه زیادی تا بازگشت آن‌ها به زندگی روزمره باقی مانده است.

 

برخی مناطق ایران هنوز نشانه‌هایی از این سنت‌ها را حفظ کرده‌اند. در این مناطق، مردم در میانه بهار گرد هم می‌آیند و مراسمی ساده برگزار می‌کنند. این مراسم بیشتر جنبه محلی دارد و با گذشته تفاوت‌هایی پیدا کرده است. اما همین نشانه‌ها نشان می‌دهد که این آیین‌ها به‌طور کامل از میان نرفته‌اند.احیای چنین جشن‌هایی نیازمند برنامه‌ریزی دقیق است. باید میان سنت و زندگی امروز تعادل برقرار شود. بازسازی آیین‌ها بدون توجه به شرایط کنونی، نتیجه‌ای نخواهد داشت.  بی‌توجهی به این مراسم نیز باعث از دست رفتن بخشی از هویت فرهنگی می‌شود.