
هفت صبح| تصور کنید صبح یک روز عادی، با خبر درگذشت یکی از نزدیکان یا دوستانتان روبهرو میشوید. پس از گذشت روزهای تلخ سوگواری، طبق روال سنتی، وراث به دنبال تقسیم اموال فیزیکی مثل خانه، ماشین یا حسابهای بانکی میروند اما در دنیای امروز، بخش بزرگی از زندگی متوفی در جایی خارج از خانه و بانک جا مانده است؛ در پوشههای رمزگذاری شده گوشی موبایل، پیامهای خصوصی پیامرسانهایی مثل بله و تلگرام و هزاران قطعه عکس و ویدیو که در سرورهای ابری ذخیره شدهاند.
اینجاست که با پدیده نوظهوری به نام «میراث دیجیتال» روبهرو میشویم؛ موضوعی که این روزها به یکی از چالشبرانگیزترین پروندههای حقوقی و اجتماعی در جهان و البته ایران تبدیل شده است. ما در عصری زندگی میکنیم که نیمی از وجودمان در دنیای فیزیکی و نیمی دیگر به صورت کدهای صفر و یک ذخیره شده است؛ اما سوال اینجاست که وقتی تپش قلب یک کاربر متوقف میشود، تکلیف این حجم عظیم از دادهها چیست؟
قبرستانهایی که در سرورها رشد میکنند
پژوهشگران دانشگاه آکسفورد در مطالعهای قابل تامل و تکاندهنده اعلام کردهاند که اگر روند فعلی عضویت در شبکههای اجتماعی ادامه یابد، تا پایان قرن بیست و یکم، تعداد کاربران فوتشده در پلتفرمی مثل فیسبوک از تعداد کاربران زنده پیشی خواهد گرفت. این بدان معناست که فضای مجازی در حال تبدیل شدن به یک «قبرستان دیجیتال» عظیم است که هیچ مرز جغرافیایی نمیشناسد اما این موضوع فقط جنبه عاطفی و یادبود ندارد.
به گفته کارشناسان، میراث دیجیتال در واقع شامل سه لایه حیاتی است: نخست داراییهای مالی مثل رمزارزها و کیفپولهای الکترونیک، دوم داراییهای معنوی مثل عکسها و نوشتهها و سوم هویت دیجیتالی که شامل اکانتهای کاربری و سوابق فعالیتهای فرد در فضای وب میشود. سه لایهای که هر کدام میتوانند به تنهایی چالشهای حقوقی فراوانی را به همراه داشته باشند. بهخصوص وقتی که فردی فوت میکند و ممکن است هر یک از این اطلاعات دستمایه سوءاستفاده با حتی کلاهبرداری شود!
اولین پرونده قضایی حوزه دیجیتال دنیا
یکی از نخستین و در عین حال پیچیدهترین پروندههای قضایی در مورد میراث دیجیتال در سال ۲۰۱۸ در آلمان تشکیل شده است؛ جایی که والدین یک دختر نوجوان برای دسترسی به پیامهای خصوصی فرزند فوت شدهشان علیه فیسبوک اقامه دعوا کردند. دادگاه در حکمی تاریخی اعلام کرد که دادههای دیجیتال تفاوتی با نامههای کاغذی قدیمی ندارند و باید مشمول قانون ارث شوند. به زبان ساده براساس این حکم، وراث قانونی حق دارند بر محتوای دیجیتال متوفی نظارت داشته باشند.
این موضوع به حدی مهم است که در کشورهای توسعهیافته، غولهای فناوری مانند گوگل و اپل تحت فشارهای حقوقی و افکارعمومی، پروتکلهای مشخصی را برای رویارویی با این مشکلات احتمالی تدوین کردهاند. برای مثال، گوگل ابزاری به نام «مدیریت حساب غیرفعال» ارائه داده که به کاربر اجازه میدهد پیش از فوت، سناریوی دقیقی برای دادههایش بنویسد؛ اینکه پس از چند ماه بیخبری، دادهها پاک شوند یا به دست فرد خاصی برسند. اپل نیز قابلیتی با عنوان «وارث دیجیتال» را طراحی کرده که براساس آن، انتقال کلیدهای دسترسی به عکسها و پیامها را تحت شرایط امنیتی خاص ممکن میشود.
میلیاردها دلاری که دفن میشوند
ملموسترین ارثیههای دیجیتال اما قطعا در حوزه داراییهای مالی هستند. برخلاف سیستم بانکی سنتی که با ارائه گواهی فوت و حکم حصر وراثت، انتقال موجودی امکانپذیر است، در دنیای غیرمتمرکز رمزارزها، هیچ نهاد واسطی وجود ندارد. طبق گزارشهای تحلیلی، حدود ۲۰درصد از کل بیتکوینهای موجود در جهان (معادل میلیاردها دلار) به دلیل مرگ صاحبان و مفقود شدن «کلید خصوصی»، برای همیشه در شبکه بلاکچین قفل شده و از چرخه اقتصادی خارج شدهاند. این موضوع نشان میدهد که میراث دیجیتال کمکم میرود تا به چالشی جدی در دنیای عرضه و تقاضا بدل شود.
در جستوجوی قانون در لابهلای صفحات مجازی
اما در ایران، وضعیت چگونه است؟ نظام حقوقی ما در بخش ارث، برپایه مالکیت اموال فیزیکی متمرکز است و ماهیت اموال دیجیتال هنوز جزء قرار دارد. از منظر فقهی، بسیاری از صاحبنظران معتقدند که اگر دارایی دیجیتال (مثل یک کانال پرمخاطب یا مقداری رمزارز) دارای «ارزش اقتصادی» باشد، مشمول احکام ارث میشود. اما چالش اصلی زمانی است که موضوع از «مال» به «حریم خصوصی» تغییر میکند که در مورد آن هنوز حکم حقوقی خاصی تبیین نشده است. در حال حاضر، نهادهای قضایی به راحتی اجازه دسترسی به پیامهای خصوصی را به وراث نمیدهند و این موضوع باعث شده بسیاری از خاطرات و حتی اطلاعات مالی خانوادهها برای همیشه غیرقابل دسترس باقی بماند.
کسبوکارهای بیوارث
یک چالش بزرگ دیگر در فضای مجازی داخلی ایران، سرنوشت کسبوکارهای مجازی است. در پلتفرمهای بومی، هزاران کانال فروشگاهی و خدماتی فعالیت میکنند که ادمینهای آنها درآمد خانوادههای زیادی را تامین میکنند. در بسیاری از موارد، با فوت ادمین اصلی و در دسترس نبودن رمزها، کل آن کسبوکار عملا فلج میشود. از آنجا که سازوکار ثبت رسمی «مالکیت رسانههای دیجیتال» در سازمان ثبت اسناد و املاک هنوز به پختگی کامل نرسیده، فرآیند انتقال این رسانهها به وارثان آنها هنوز تدوین و تعیین تکلیف نشده است!
خطر «پروفایلهای زامبی»
علاوه بر ابعاد مالی، جنبه امنیتی اکانتهای رها شده در ایران به یک دغدغه جدی برای پلیس فتا و کارشناسان امنیت سایبری تبدیل شده است. این حسابهای کاربری که به اصطلاح «پروفایل زامبی» نامیده میشوند، به دلیل عدم فعالیت و نظارت، طعمههای بسیار جذابی برای هکرها هستند. کلاهبرداران با رصد آگهیهای ترحیم در فضای مجازی، به سراغ اکانتهای فرد فوت شده میروند و با نفوذ به آنها، از لیست مخاطبان و دوستان متوفی اخاذی میکنند. در بسیاری از پروندههای قضایی دیده شده که هکرها با نام و تصویر فرد درگذشته، پیامهایی مبنی بر نیاز فوری مالی یا درخواست قرض ارسال کردهاند و اطرافیان متوفی نیز به دلیل شرایط روحی خاص و اعتمادی که به آن شخص داشتند، مبالغ سنگینی را به حساب کلاهبرداران واریز کردهاند.
وصیتنامه از نوع دیجیتال
اما برای حل و فصل این چالشها چه باید کرد؟ کارشناسان معتقدند وقت آن رسیده که در کنار وصیتنامههای سنتی برای تقسیم ملک و املاک، به فکر «وصیتنامه دیجیتال» باشیم. این کار به معنای انتشار عمومی رمزهای عبور نیست، بلکه به معنای مدیریت هوشمندانه دسترسیهاست. استفاده از نرمافزارهای مدیریت «گذرواژه» که قابلیت «دسترسی اضطراری» دارند، یکی از هوشمندانهترین روشهاست. این نرمافزارها به شما اجازه میدهند فردی را تعیین کنید که اگر پس از مدتی (مثلا ۳ ماه) وارد حساب خود نشدید، دسترسیها به صورت خودکار برای او ارسال شود.
همچنین، نگهداری عبارات «بازیابی» مربوط به کیفپولهای رمزارز در مکانهای امنی مثل صندوق امانات بانک و اطلاعرسانی محل آن به وراث، از دفن شدن سرمایههای ملی و خانوادگی در سیاهچاله بلاکچین جلوگیری میکند.

