هفت صبح، رها قویدل| فشار مداوم اخبار و اطلاعات ذهن را خسته کرده است. حجم بالای داده‌ها، شایعات و اخبار نادرست باعث سردرگمی، اضطراب و کاهش توان تصمیم‌گیری شده است. این خستگی ذهنی نه تنها تمرکز و آرامش را تهدید می‌کند، بلکه رفتار، روابط اجتماعی و حتی اعتماد عمومی را هم تحت تاثیر قرار داده است. خب این مسئله مطرح می‌شود که وقتی اطلاعات بیش از حد است، چگونه می‌توان آگاه ماند و ذهن را سالم نگه داشت؟ در واقع شاهد پدیده‌ای نوظهور با عنوان «خستگی ناشی از اطلاعات» هستیم.

 

فوران بی‌وقفه داده‌ها، به‌ویژه گسترش اطلاعات نادرست و اخبار جعلی در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های غیررسمی، ذهن انسان را در وضعیتی از اضطراب دائمی، بی‌اعتمادی و فرسودگی شناختی قرار داده؛ وضعیتی که در آن فرد نه توان پردازش درست اطلاعات را دارد و نه امکان فاصله‌گرفتن از آنها را دارد.  روانشناسان هشدار می‌دهند که این خستگی ذهنی، به‌تدریج قدرت تمرکز، تصمیم‌گیری و حتی احساس امنیت روانی افراد را کاهش داده و پیامدهایی چون بی‌حوصلگی مزمن، انزوا، پرخاشگری پنهان و گریز از اخبار را به همراه دارد.

 

‌نگاهی به تعریف علمی یک پدیده


براساس تعاریف روانشناختی، « خستگی از اطلاعات» به وضعیتی گفته می‌شود که در آن فرد به دلیل مواجهه مداوم با اخبار نادرست، شایعات و اطلاعات گمراه‌کننده، دچار سردرگمی، بی‌اعتمادی یا عدم تمایل به پردازش اطلاعات جدید می‌شود.در واقع مواجهه مداوم با اطلاعات نادرست می‌تواند اضطراب، استرس و سردرگمی ایجاد کند و توانایی فرد را در تصمیم‌گیری کاهش دهد. در چنین شرایطی شهروندان ممکن است احساس ناتوانی کنند و نسبت به اخبار جدید یا فعالیت‌های اجتماعی بی‌تفاوت شوند، امری که می‌تواند باعث انزوای اجتماعی و کاهش اعتماد به جامعه و منابع معتبر شود.


این خستگی شناختی، می‌تواند تأثیرات بلندمدتی بر سلامت روان داشته باشد، از جمله اختلال در تمرکز، کاهش انگیزه، احساس سردرگمی مداوم و افزایش سطح استرس. همچنین در جوامع بزرگ، این پدیده می‌تواند سلامت روان جمعی را تحت تأثیر قرار دهد و منجر به کاهش مشارکت اجتماعی، سیاسی و فرهنگی شود.

 

از خستگی تا تاثیرات روی سبک زندگی


 دکتر محمدرضا ایمانی، روانشناس اجتماعی، معتقد است یکی از مخرب‌ترین عوامل فرسودگی روانی در شرایط کنونی، همین پدیده‌ای است که از آن با عنوان «خستگی ناشی از اطلاعات» یاد می‌شود؛ پدیده‌ای که ذهن انسان را در معرض بمباران بی‌وقفه اخبار، داده‌ها و اطلاعات تنش‌زا قرار می‌دهد.
ایمانی در گفت و گو با «هفت صبح» توضیح می‌دهد که جامعه امروز، به‌ویژه در ماه‌های اخیر، با انباشت بحران‌ها مواجه است؛ از مشکلات اقتصادی و معیشتی گرفته تا تنش‌های اجتماعی و روانی که به شکل مستمر در زندگی روزمره مردم حضور دارد. به گفته او، این شرایط باعث شده است که حجم اخبار منفی و تنش‌زا به‌طور چشمگیری افزایش پیدا کند؛ اخباری که از طریق شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌های خبری و حتی گفت‌وگوهای روزمره و زبان‌به‌زبان شدن اطلاعات وارد ذهن افراد می‌شود.


مسئله اینجاست که ذهن انسان آمادگی پذیرش این حجم از داده‌ها را ندارد. ذهن نیاز دارد اطلاعات را دریافت کند، تجزیه و تحلیل کند، اولویت‌بندی کند و در نهایت بر اساس آن به یک کنش یا رفتار معنادار برسد. اما وقتی این حجم اطلاعات با سرعت بالا و بار هیجانی شدید وارد ذهن می‌شود، این فرآیند مختل می‌شود.
به باور این روانشناس اجتماعی، نتیجه این اختلال، چیزی جز خستگی، فرسودگی و ناتوانی ذهن نیست.

 

واکنش مغز در مواجهه با حجم زیاد اطلاعات


در شرایط هجوم اطلاعات،  افراد با هیجاناتی مثل خشم، اندوه، ترس، احساس تهدید، ناراحتی و حتی نوعی سوگ جمعی مواجه می‌شوند. این هیجانات فقط در سطح ذهن باقی نمی‌ماند؛ بلکه بر خورد و خوراک، سبک زندگی، روابط اجتماعی، واکنش‌ها و تصمیم‌گیری‌های ما اثر می‌گذارد و در نهایت کیفیت زندگی را به‌شدت کاهش می‌دهد.


دکتر ایمانی با اشاره به سازوکارهای مغز در مواجهه با فشار اطلاعاتی توضیح می‌دهد که ذهن، در برابر این حجم و شدت، به‌تدریج توان تحلیل و معنا دادن به مسائل زندگی را از دست می‌دهد. به گفته او، «مغز به جای فهم و پردازش عمیق، وارد یک مکانیزم دفاعی می‌شود.» این مکانیزم دفاعی، به‌زعم او، معمولاً در قالب سه وضعیت بروز پیدا می‌کند، ناامنی مزمن ذهنی، پیگیری بی‌وقفه اخبار و احساس ناتوانی در اثرگذاری مطلوب بر زندگی.»


او می‌افزاید: «ذهن انسان برای آگاهی طراحی شده، اما نه برای بمباران اطلاعاتی. وقتی ذهن مدام تحت فشار اخبار و داده‌های تنش‌زا قرار می‌گیرد، احساس کنشگری مطلوب را از دست می‌دهد؛ یعنی فرد نمی‌داند کجا و چگونه باید واکنش درست و موثر داشته باشد تا بتواند چرخه زندگی را در سطحی پایدار و منطقی پیش ببرد.»


به گفته این روانشناس اجتماعی، پیامد این وضعیت، بروز نشانه‌هایی مانند کاهش تمرکز، زودرنجی، بی‌حسی عاطفی و نوسان‌های شدید هیجانی است. او توضیح می‌دهد: «برخی افراد در این شرایط به شکل وسواس‌گونه اخبار را دنبال می‌کنند؛ مدام موبایل دستشان است و اسکرول می‌کنند تا از هیچ خبری جا نمانند. برخی دیگر دقیقاً به نقطه مقابل می‌رسند و به‌طور کامل اخبار را کنار می‌گذارند.»


 هر دو واکنش، نشانه خستگی ذهن است. در هر دو حالت، ذهن دیگر قادر نیست فرمان‌های لازم برای کنش‌های درست زندگی را صادر کند.او در عین حال به یک احساس متناقض اما رایج اشاره می‌کند: «بسیاری از افراد وقتی از اخبار فاصله می‌گیرند، دچار احساس بی‌مسئولیتی می‌شوند؛ انگار که وظیفه اجتماعی خود را کنار گذاشته‌اند.»


اما از نگاه دکتر ایمانی، این برداشت لزوماً درست نیست. او می‌گوید: «من فکر می‌کنم این بی‌مسئولیتی نیست، بلکه یک واکنش دفاعی سالم برای محافظت از روان است. ما نیاز داریم از ذهن خودمان دفاع کنیم.» به باور او، راه‌حل نه در رها کردن کامل اخبار است و نه در غرق شدن در آن، بلکه در «هوشمندانه دریافت کردن اطلاعات» نهفته است.

 

تأثیر رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی


رسانه‌های دیجیتال و شبکه‌های اجتماعی نقش دوگانه‌ای درشکل گیری پدیده خستگی اطلاعات دارند. از یک سو، این رسانه‌ها دسترسی سریع و آسان به اطلاعات را فراهم می‌کنند و امکان ارتباط بین افراد و گروه‌ها را افزایش می‌دهند. از سوی دیگر، به دلیل الگوریتم‌های انتشار محتوا و تمایل به نمایش محتواهای جذاب و پرتعامل، انتشار اخبار نادرست تسهیل می‌شود و کاربران به صورت مداوم با اطلاعات متناقض مواجه می‌شوند. این مواجهه مداوم باعث ایجاد خستگی شناختی و کاهش توانایی تشخیص حقیقت می‌شود.


در حقیقت شبکه‌های اجتماعی با انتشار محتواهایی که احساسات کاربران را تحریک می‌کند، تمایل دارند توجه کاربران را جلب کنند، حتی اگر این محتوا نادرست باشد. این ویژگی باعث می‌شود «خستگی اطلاعات» به یک پدیده فراگیر تبدیل شود و افراد دچار سردرگمی و بی‌اعتمادی نسبت به منابع اطلاعاتی شوند.
روانشناس اجتماعی مخاطب ما دکتر ایمانی نیز ضمن تایید این نکته، پیشنهاد می‌کند که شهروندان برای مواجهه با حجم بالای اخبار، بخصوص در فضای مجازی، نوعی «رژیم رفتاری» یا «دروازه‌بانی خبر»، تعریف کنند: «باید مشخص کنیم چه اخباری را، از چه مراجعی، در چه ساعاتی و به چه شکلی دنبال می‌کنیم. قرار نیست ذهن ما میدان جنگ اخبار و داده‌ها باشد. کمتر خبر گرفتن، گاهی نشانه بلوغ روانی است.»


دکتر ایمانی در ادامه هشدار می‌دهد که وقتی حجم اطلاعات افزایش پیدا می‌کند اما فرد فرصت و امکان واکنش موثر ندارد، پیامد روانی خطرناکی شکل می‌گیرد:«احساس درماندگی». به گفته او، در این حالت ذهن به این نتیجه می‌رسد که دانستن هم فایده‌ای ندارد و این یکی از مخرب‌ترین پیامدهای روانی خستگی اطلاعاتی است.

 

ورود به عرصه بحران


ایمانی در ادامه گفت‌وگو، تأکید می‌کند که ناتوانی ذهن در پردازش و واکنش مناسب به حجم انبوه اطلاعات، افراد را ناخواسته وارد زنجیره‌ای از بحران‌های روانی می‌کند؛ بحران‌هایی که مستقیماً بر خلق‌وخو، سبک زندگی و رفتارهای هیجانی اثر می‌گذارد. به گفته او، وقتی نمی‌توانیم واکنش درست ایجاد کنیم، ذهن و روان ما زیر فشار فرسوده می‌شود و این فرسودگی خود را در رفتار، روابط و کیفیت زندگی نشان می‌دهد.

 

بررسی یک پدیده در سه سطح


این روانشناس اجتماعی نیز مانند دیگر همکارانش معتقد است که نتیجه این جابه‌جایی، اختلال جدی در تصمیم‌گیری و قضاوت است. تمرکز کاهش پیدا می‌کند، قدرت تحلیل پایین می‌آید و فرد دچار قضاوت‌های صفر و یکی می‌شود؛ یعنی همه‌چیز یا کاملاً سیاه دیده می‌شود یا کاملاً سفید. این نوع نگاه، آسیب‌های رفتاری متعددی به دنبال دارد.دکتر ایمانی برای روشن‌تر شدن ابعاد این پدیده، نشانه‌های خستگی ناشی از اطلاعات را در سه سطح شناختی، هیجانی و رفتاری تشریح می‌کند:

-  در سطح شناختی کاهش تمرکز، بی‌نظمی ذهنی، ناتوانی در تصمیم‌گیری و احساس «ذهن شلوغ» یا حتی «ذهن خالی» ایجاد می‌شود، حالتی که فرد احساس می‌کند افکار زیادی در ذهنش جریان دارد اما هیچ‌کدام به نتیجه نمی‌رسد.

-  در سطح هیجانی،  بی‌حسی عاطفی، تحریک‌پذیری، خشم ناگهانی و احساس گناه پیش می‌آید.  برخی افراد بابت اینکه اخبار را کم دنبال می‌کنند احساس گناه دارند و برخی دیگر بابت اینکه بیش از حد در معرض اخبار هستند. این احساس گناه خود به فشار روانی مضاعف تبدیل می‌شود.

-  در سطح رفتاری، نشانه‌ها ملموس‌تر و گاه نگران‌کننده‌تر است. یا با وسواس خبری مواجه می‌شویم؛ یعنی فرد مدام اخبار را از منابع مختلف دنبال می‌کند، اسکرول‌های وسواسی دارد و نمی‌تواند از موبایل و شبکه‌های اجتماعی فاصله بگیرد، یا به نقطه مقابل می‌رسد و به‌طور کامل از اخبار اجتناب می‌کند. پرخاشگری کلامی، تنش در بحث‌ها، کناره‌گیری اجتماعی و پناه بردن به نوعی انزوا نیز از دیگر پیامدهای رفتاری این وضعیت است.