هفت صبح، حمیدرضا محمدی| ظهر امروز پسران ایران‌زمین، شیران بیشۀ وطن، سپید جامگان نیروی دریایی، بچه‌های ناوشکن دنا، بدرقه می‌شوند تا به خانۀ ابدی. مردان مردی که بی‌هدف مخاصمه و منازعه، برای گذران دوران کارورزی دانشجویی دانشگاه علوم دریایی امام خمینی نوشهر، به دعوت هند، راهی رزمایش بین‌المللی «میلان ۲۰۲۶» شدند؛ اما در مسیر بازگشت، بی‌دفاع، هدف آمریکای جهان‌خوار قرار گرفتند، و بیش‌ترشان لاله‌های سرخی شدند، کیلومترها دور از وطن. از ۱۰۴ نفر شهید، ۸۴ تایشان را در آب‌های سریلانکا یافتند و بازگرداندند؛ اما آن ۲۰ تن خود حکایتی دگرند؛ آن جاویدالاثرهایی که اقیانوس به کام خود کشید و پس نداد و نزد خود نگاه داشت، چنان مهدی باکری که پیکرش از ۲۵ اسفند ۱۳۶۳ در آب‌های هورالعظیم ماند تا امروز، درست ۴۱ سال.


سروهای برنا و رعنایی که دل را به دریا زدند و با دریادلی، سربازی وطن را پیشۀ خود کردند تا پاسدار و پاسبان فراست دار و کیاست‌مند مرزهای آبی ایران باشند. درس‌هایشان را خوب خوانده بودند و می‌رفتند تا با ناوشکن تمام ایرانی که دو سال پیش، تمام دنیا را دور زده بود، آموخته‌هایشان را در این رویداد بین‌المللی مهم دوسالانه با حضور ۷۲ کشور جهان و مشارکت بیش از ۶۰ فروند کشتی جنگی و سه فروند هواپیمای خارجی بیازمایند و محکی بزنند.

 

چهارم بهمن از ناوگروه خود جدا شدند تا در ۲۶ بهمن، خود را به بندر بیشاخاپاتنام هند، واقع در خلیج بنگال برسانند. پس از پایان این برنامۀ ده‌روزه که شعارش «رفاقت، همکاری و تشریک‌مساعی» بود، ششم اسفند راهی کشورمان شدند که به دنبال حملۀ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه میهنمان، آنان نیز ناجوانمردانه به‌نوعی ترور شدند.

 

زیرا رزم دریایی که نیازمند یک گروه رزمی است، بینشان برقرار نشد و ناوشکن دنا که برای یک مأموریت آموزشی اعزام شده بود، اگرچه مسلح بود و قابلیت‌های نبرد دریایی را دارا بود، اما به‌عنوان یک یگان منفرد قادر به درگیری با یک گروه یا ناوگروه رزمی در دریا نبود. فاصلۀ این ناو از کشورمان به تقریبی دوهزار مایل دریایی می‌رسید که عملاً امکان هرگونه پشتیبانی را از آن سلب می‌کرد.


 اما اکنون دل‌ام پیش خانوادۀ این جوانان دلیر و رشید است که با هزار امید و آرزو، جگرگوشه‌ها و دسته‌گل‌هایشان را بدرقه کردند و به خدا سپردند و البته خدا هم خوب جوابشان را داد. اگرچه دیگر بازنگشتند و حتی پیکر بعضی‌هایشان هم در آن آب‌ها ماند، اما شربت شهادت نوشیدند، درحالی‌که در مأموریتی برای وطنشان بودند، و چه سعادتی و فلاحتی برتر و بهتر از این. حالا این نام و یادشان است که بر تارک تاریخ این کهن بوم می‌ماند و می‌درخشد، چنان کوه دنا، رفیع و منیع، و چنان ناوشکن دنا، گشاینده و شکافندۀ اقیانوس‌ها، با جایگاه و پایگاهی که در آن بالابالاهای کتاب ایران‌زمین می‌نویسندشان.