
هفت صبح| در ادامه گزارشهای تصویریمان از این شبهای همبستگی ملی، امروز به دو سوژه منتخب از انبوهی از واکنشهای وطندوستان و وطنپرستان میپردازیم. اکثرا جوان هستند و با پوششها و عقاید متفاوت... رویهمان در هفتصبح همین بوده به سوژههای میپردازیم که در فضای مجازی دیده میشوند. بریم سر اصل مطلب...

عینک ترند این روزها را زده با موهایی فر که شالش را هم در گردنش انداخته. به خبرنگار همشهری میگوید فکر میکردم به خاطر حجابم و سگم، در تجمعات راهم نمیدهند! میگوید : «شبهایی اولی که میاومدم خیلی استرس داشتم. به خاطر حجابم گفتم با سگم که دارم میرم احساس میکردم شاید پس زده بشم.

به خاطر اینکه شاید پوششهامون متفاوته. خیلی خوشحالم که بعد از جنگ میدونم همه مردم کنار هم هستیم، با هر قومیتی، با هر پوششی و با هر تفکری که دارن. از این خیلی خوشحالم و با آرامش میخوام زندگی کنم. جنگ زمینی هم بشه خیلی مهم نیست. ما هستیم دیگه. تمام تلاشمونو میکنیم کوچکترین خاک از وطنمونو ندیم. همهمون هستیم...
هر چی هستی باش اما وطنفروش نباش...
اسمش ماریشا است. نوشته که آرتیست است. کاری نداریم... موضوع مطلب ما عکسی است که ما با جزئیات آن کار داریم. در این روزهایی که برخی محافظهکار شدهاند و به دلایل واضح، میترسند از وطنشان در برابر تهاجم ائتلاف آمریکایی-صهیونی جنایتکار دفاع کنند، اینها با هر پوشش و هر عقایدی وطنپرستیشان را نشان میدهند.

خانم ماریشا در این عکس سربند لبیک یا خامنهای بر پیشانی بسته. پرچم ایران را هم با از آن پیکسلها هست که جوانان به کوله خود میزنند، بر دوش خود آویزان کرده؛ رویش عکس رهبر شهید نقش بسته... پشت سرش یک خانم چادری ایستاده. ببینید با هر عقایدی در کنار هم پای کار ایستادهاند.

دست راستش یک روحانی را میبینیم که کنار ماریشا ایستاده. ماریشا که موهایش را دم اسبی بسته... ببینید همه به هم احترام میگذارند؛ با هر عقایدی که دارند... چون پای وطن در میان است... ماریشا کپشن خوبی را برای این عکسها نوشته: «هرچی هستی باش ولی وطنفروش نباش.» همین دیگر... تا قابی دیگر از شبهای همبستگی خدا نگهدارتان باشد....






