
هفت صبح، کاوه همتی| بوی کاه و گل، بوی چوب و علف، صدای احشام و پرندگان، صدای پدر بزرگ و مادر بزرگانی که فرزندان و نوهها و نتیجهها و حتی ندیدههای خود را دور هم جمع میکردند تا به زندگی اصیل ایرانی معنا ببخشند، همه و همه اجزایی از روستاهایی هستند که روزگاری نمادی از طبیعت و زندگی سالم و ساده بودند. روستاهایی که در ذهن بچههای دیروز، با عکسها و تصاویر و داستانهای کتب مقطع دبستان دهه شصتیها مثل قصه «حسنک کجایی؟»، «روباه و خروس» و «تابستانی که گذشت» به عنوان سکونتگاههایی که مظهر آرامش و سادگی هستند و صمیمیت را تداعی میکنند نقش بستهاند. روستاهایی که حالا دیگر بسیاری از آنها یا خالی از سکنه شدهاند و متروکه یا همپای رشد شهرها، آنها نیز توسعه پیدا کردهاند و امروز خود به شهرهایی کوچک تبدیل شدهاند.
آبان سال 1403 بود که عبدالکریم حسینزاده، معاون رئیسجمهور در امور توسعه روستایی و مناطق محروم کشور؛ اعلام کرد از سال ۵۵ تاکنون جمعیت روستاها و شهرها روند معکوسی را طی کرده بهطوریکه اگر در گذشته ۷۰ درصد جمعیت در روستاها و ۳۰ درصد در شهرها سکونت داشتند، اما اکنون این نسبت برعکس شده است؛ به گونهای که از ۶۹ هزار روستای کشور، تنها ۳۸ هزار روستا دارای سکنه هستند و ۳۱ هزار روستا خالی از سکنه شدهاند.
آماری به شدت تامل برانگیز که نشان میدهد در رونق روستانشینی و تامین نیازهای روستانشینان کارنامه موفقی داشته باشیم.مطالعه و بررسی نظام استقرار و الگوی پراکندگی جمعیت در نقاط شهری و روستایی کشور به خوبی نشان میدهد که بین توزیع منابع و امکانات از یک سو و توزیع جمعیت از سوی دیگر تناسبی وجود ندارد و بروز سه تحول عمده در 6 دهه اخیر موجب شده است تا جابهجاییهای جمعیتی از اهمیتی بیش از پیش برخوردار شود و به این عدم تناسب دامن بزند. سه تحولی که شامل اصلاحات ارضی در سال 1342 و سال 1357 و نیز جنگ تحمیلی در فاصله سالهای 1359 تا 1367 میشود که به خاطر آنها، روند تخلیه روستاهای کوچک و جذب جمعیت آنها در روستاهای بزرگتر، روستاهای مجاور شهرها و خود شهرها شدت بیشتری گرفت.
صدور مجوز تاسیس دهیاری برای 39 هزار و 543 روستا
طبق قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری، روستا به جایی گفته میشود که 20 خانوار یا 100 نفر جمعیت دارد و اکثریت ساکنان به شغل کشاورزی، دامپروری، شکار، ماهیگیری و امثالهم مشغول باشند و در صورتی که این سکونتگاهها زیر 20 خانوار جمعیت داشته باشند به آنها «آبادی» دارای سکنه گفته میشود.علی قربانی، معاون امور دهیاری سازمان شهرداریها و دهیاریها با اشاره به تقسیمات کشوری و اقدامات انجام شده در حوزه روستایی کشور به «هفتصبح» میگوید: طبق آخرین سرشماری رسمی کشور در سال 1395 از حدود 20 میلیون و 730 هزار جمعیت روستایی کشور، حدود 23 هزار آبادی زیر 20 خانوار با مجموع جمعیت 967 هزار نفر و 40 هزار روستا بالای 20 خانوار در کشور بودهاند. همچنین تاکنون به 39 هزار و 543 روستا مجوز تاسیس دهیاری اهدا شده است و بیش از 19 میلیون نفر یعنی حدود 8.5 درصد جمعیت کشور تحت پوشش نهاد دهیاری و شورا قرار دارند.
تبدیل 1200 روستا به شهر از 1335 تا 1404
گزارشهایی که قربانی روایت میکند حکایت از آن دارد که در سال 1335 حدود 75 درصد جمعیت کشور در روستا ساکن بودهاند، درحالیکه این نسبت حالا، یعنی 60 سال بعد دقیقا برعکس شده است. یعنی حدود 74درصد جمعیت کشور را جمعیت شهری و 26 درصد را ساکنین روستاها تشکیل میدهند. به زبان ساده در شرایطی که کل جمعیت کشور طی شش دهه گذشته نزدیک پنج برابر شده است، جمعیت ایرانیهای شهرنشین 10 برابر شده و جمعیت روستاییهای کشور 1.5 برابر شده است.
همچنین تعداد شهرهای کشور از 235 شهر در سال 1335 به 1460 شهر در سال 1404 رسیده است که بیانگر اضافه شدن بیش از 1200 شهر طی همین مدت است. به بیان دیگر اینها روستاهایی بودند که به شهر تبدیل شدند ضمن آنکه طی همین مدت صدها روستا هم به شهرها «الحاق» شدهاند. بنابر گفتههای معاون امور دهیاری سازمان دهیاریها و شهرداریها چنین رویهای موجب کاهش جمعیت روستایی افزایش جمعیت شهری دخیل بوده است. الحاق 7 روستای اطراف «یاسوج» با جمعیت مجموع 100 هزار نفر به این شهر در سال گذشته، تنها مصداق کوچکی از وضعیت اسفبار کنونی و چیزی است که بر سر روستاهای ما آمده است!
اشتغال و درآمد، مهمترین عامل مهاجرت روستاییان به شهرها
قربانی مهمترین عامل مهاجرت روستاییان به شهرها را مسئله اشتغال و درآمد و اختلاف در ارزش افزوده بین شهر و روستا و البته کمبود آب و خشکسالیهای پیدرپی عنوان میکند. موضوعی که برای کند کردن روند شتابزده آن؛ در دوران مجلس دهم با موافقت مقام معظم رهبری 1.5 میلیارد دلار از محل صندوق توسعه ملی برای ایجاد اشتغال روستایی و پرداخت تسهیلات کم بهره برداشت شد.
قربانی همچنین معتقد است که اگر همین حالا هم به روستاییان و تولیدکنندگان روستایی کمک شود، خواهیم دید که چقدر برای ماندن و رفتن دچار تردید خواهند بود. به گفته وی، با به روزکردن فناوریهای آبیاری و یکپارچه کردن اراضی کشاورزی، استفاده روشهای نوین کشت گلخانهای و ارتقا بهرهوری در استفاده از آب و خاک با توجه به وجود محدودیت هر دو، توسعه و اشتغالزایی در روستاها اتفاق میافتاد و در کنار آن کسب و کارهای جدید و استارتاپها شکل میگیرد که به تبع آن سکونت در روستاها نیز با کمیت و کیفیت بسیار متفاوت و بهتری ادامه پیدا خواهد کرد.
شکلی نوین از مهاجرت معکوس
اما در برههای مهاجرت از روستاها تا حدودی معکوس شد. موضوعی که جریان آن به اواسط دهه 80 بر میگردد که پرداخت تسهیلات مسکن و وامهای کم بهره به روستاییان باعث شد تا گروهی از آنها که از شهرنشینی خسته شده بودند دوباره به روستاها بازگردند. با این حال، قربانی از شکل جدیدی از مهاجرت نام میبرد. شکلی که شاید حتی نتوان نام آن را روستانشینی گذاشت! وی در این زمینه میگوید: در سالهای اخیر شکل جدیدی از مهاجرت معکوس به روستاها به وجود آمده است که باعث شده تا جمعیت روستاهای اطراف شهرها چند برابر شود. در این شیوه، ساکنان روستاها که در شهرها کار میکنند، به خاطر ارزان بودن قیمت مسکن و اجاره بهای خانههای روستایی شبها به روستاها میروند و صبحها برای کار دوباره به شهرها کوچ میکنند!
خشکترین دوره تاریخی ایران در 50 سال گذشته
همانطور که گفته شد؛ عوامل مختلفی در زمینه «مهاجرفرستی» روستاها دخیل بودهاند؛ کمبود فرصتهای شغلی، کاهش کیفیت زندگی، تحولات اجتماعی، کمبود درآمد و تغییرات اقلیمی، در واقع شرایط را برای مهاجرت روستاییان فراهم کرده است. با این حال تغییرات اقلیمی نیز نقش بسیار مهمی در شدت گرفتن فرآیند مهاجرت از روستاها به شهرها داشته است. در این رویه، از آنجاییکه ایران کشوری خشک و نیمه خشک است و در معرض خشکسالی و تغییرات اقلیمی قرار دارد امکان اینکه به کاهش تولیدات کشاورزی و تخریب منابع طبیعی وجود داشته باشد هم وجود دارد؛ که مستقیم معیشت و رفاه خانوارهای روستایی را نیز به مخاطره میاندازد و باعث میشود تا روستاییها، جلای وطن کنند و به شهرهای شلوغ و پرازآلودگی مهاجرت کنند.
احد وظیفه، رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی سازمان هواشناسی کشور در این زمینه به «هفت صبح» میگوید: تشدید خشکسالیها و کم آبیها در مهاجرت روستاییانی که به غیر از کشاورزی درآمد دیگری ندارند از جمله موثرترین عوامل مهاجرت آنهاست. به طور مثال طی سالهای گذشته شاهد مهاجرت مردم از استان سیستان و بلوچستان به استان گلستان و نیز از استانهای واقع در فلات مرکزی ایران به استانهای ساحلی دریای خزر که از آب و هوا و منابع آبی بهتری برخوردار هستند، بودهایم. این درحالی است که سال گذشته میزان بارش در جنوب فارس، بوشهر، هرمزگان و سیستان و بلوچستان حدود 80 درصد کمتر از نرم بارشها بوده است و طی سال آبی 1404 تا نیمه آذرماه خشکترین دوره تاریخی ایران در 50 سال گذشته رقم خورده است.
تامین آب شرب 5 هزار روستا و شهر کوچک با استفاده از تانکر
وظیفه معتقد است که به شکل ریشهای مهاجرت روستاییان به سمت شهرها و حتی حاشیهنشینی شهرها از دهه 40 شمسی و با شروع «انقلاب سفید» و تقسیمات اراضی در کشور آغاز شده است. اما در ادامه مسائل دیگری مانند توسعه صنایع و کارخانجات صنعتی که نیازمند کارگر و نیروی کار بودهاند نیز برای روستاییان وسوسهانگیز و جذاب بوده تا اینکه کمبود منابع آبی، کاهش بارشها و افزایش دما طی دو دهه اخیر معیشت روستاییان را تحت تاثیر قرار داده و به مهاجرت مجبور کرده است. وی همچنین در ادامه به تامین آب شرب پنج هزار روستا و شهر کوچک با استفاده از تانکر توسط وزارت نیرو اشاره میکند و مدعی میشود که کاهش بارشها، افزایش دما و تشدید تبخیرها فشار بیشتری بر سفرههای آب زیرزمینی وارد میکند.
ایران مناسب توسعه کشاورزی نیست
رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی سازمان هواشناسی کشور با توجه به قرار داشتن ایران در کمربند بیابانی، اثرپذیری نسبت به گرمایش کرهزمین و سایر پارامترهای اقلیمی راهکار موجود را در سازگاری و تاب آوری میداند و تصریح میکند که ایران به لحاظ اقلیمی مناسب کشاورزی نیست. زیرا مناطق قابل کشت مرغوب محدودی با توجه به منابع محدود آبی دارد؛ بنابراین یکی از راهکارها تغییر الگوی کسب و کار روستاهاست.
آبادیهای خالی از سکنه کجا هستند؟
اما شاید بهترین حالت برای بهبود وضعیت روستاها و رونق گرفتن دوباره آنها زمینه سازی برای «مهاجرت معکوس» باشد. به اعتقاد کارشناسان مهاجرت معکوس میتواند به عنوان یک فرصت برای توسعه در نظر گرفته شود و اگر برنامهریزی مناسبی برای جذب و حمایت از این مهاجران شود آنها میتوانند به ایجاد کسبوکارهای جدید، افزایش اشتغال، رونق گردشگری محلی و کشاورزی کمک کنند. همچنین بهبود زیرساختها و ارائه تسهیلات حمایتی از سوی دولت میتواند این روند را تقویت کند و مهاجرت معکوس را به یک راهکار موثر برای مقابله با مشکلات روستاها تبدیل کند که توسعه روستایی و محرومیت زدایی نقش مهمی در این زمینه دارد.
«آبادی» اما همانطور که گفته شد با «روستا» تفاوت دارد گرچه «آبادی»ها نیز امروز با موجهایی از مهاجرت مواجه شدهاند. درست مانند روستاها. علیرضا نخعی، مدیرکل امور زیربنایی معاونت توسعه روستایی و مناطق محروم کشور در این خصوص به «هفتصبح» میگوید؛ شاید بد نباشد که بدانید در زمان آمارگیری، به برخی از نقاط و سکونتگاههای متروکه یا موقت و خاص هم کدهای آبادی داده میشود. مانند کد آبادیهایی که برای سکونتگاههای فصلی صادر میشود یا کدهایی که به قلعه و پادگانها به عنوان «آبادی» داده میشود. از سویی گروهی از ساکنان آبادیها نیز بنا بر همان دلایلی که ساکنان روستاها مهاجرت میکنند، راهی شهرها میشوند. عواملی مانند خشکسالی، رانش زمین، قرار داشتن در مسیر سیلابها به ویژه در حوزه زاگرس، همچنین مسائل معیشتی و اقتصادی و کمبود امکانات. طبق آمار ما، بیش از 30 هزار آبادی خالی از سکنه است.

