هفت صبح| جنگ، همواره یکی از تلخ‌ترین و مخرب‌ترین تجربیات بشری بوده است. ورای ویرانی‌های مادی و تلفات جانی، جنگ زخم‌های عمیقی بر روح و روان انسان‌ها بر جای می‌گذارد که گاهی التیام آن‌ها سال‌ها و یا حتی دهه‌ها به طول می‌انجامد. زخم‌هایی که اغلب از آن‌ها با عنوان «تروما» یاد می‌شود. جنگ تنها ویرانی ساختمان‌ها و شهرها نیست، بلکه ویرانی روح و روان انسان‌هاست. تحقیقات نشان می‌دهد جنگ اثرات عمیقی بر سلامت روان افراد می‌گذارد. مطالعات انجام شده روی بازماندگان جنگ در اوکراین و خاورمیانه نشان می‌دهد که بیش از ۴۰ درصد افراد درگیر جنگ، دچار مشکلات روانی جدی نوسانات خلقی مکرر و بی‌ثباتی هیجانی شدید و رفتارهای خودتخریب‌گرانه مانند خودزنی و اقدام به خودکشی می‌شوند.

 

‌ جنگ؛ بستری برای خلق تروما


تروما، تجربه‌ای است که فرد در آن احساس خطر شدید، وحشت و ناتوانی مطلق می‌کند؛ تجربه‌ای که از توانایی معمول فرد برای کنار آمدن فراتر می‌رود. جنگ، به دلیل ماهیت خشونت‌آمیز، غیرقابل پیش‌بینی و فراگیرش، یکی از قوی‌ترین عوامل ایجاد کننده تروما در مقیاس وسیع است. از سویی ترومای ناشی از جنگ، صرفاً یک حس ترس گذرا نیست، بلکه می‌تواند در عمق وجود فرد ریشه دوانده و باعث بروز طیف وسیعی از آسیب‌های عاطفی شود که درک و مدیریت آن‌ها دشوار است. آسیب‌هایی که شاید بخشی از آن را بتوان در زیر مرور کرد:


ترس و اضطراب فراگیر: یکی از اولین و بارزترین اثرات تروما، برانگیختگی شدید سیستم هشداردهنده بدن است. فرد ممکن است دچار ترس‌های مداوم، اضطراب شدید، حملات پانیک (وحشت‌زدگی ناگهانی) و بیش‌هوشیاری شود؛ حالتی که در آن فرد به طور مداوم محیط اطراف خود را برای یافتن تهدیدات احتمالی زیر نظر دارد. این حالت، حتی در زمان صلح نیز فرد را مضطرب و ناآرام نگه می‌دارد.


غم عمیق و سوگ پیچیده: از دست دادن عزیزان، خانه، شغل، امنیت و حتی آینده‌ای که تصور می‌شد، ضربه روحی شدیدی به فرد وارد می‌کند. در شرایط جنگی، فقدان‌ها ممکن است آنقدر متعدد و ناگهانی باشند که فرد نتواند فرایند طبیعی سوگ را طی کند. این «سوگ پیچیده» می‌تواند منجر به غم و اندوهی مزمن، احساس پوچی و ناتوانی در لذت بردن از زندگی شود.


خشم، پرخاشگری و کینه‌توزی: تجربیات دردناک جنگ می‌تواند فرد را سرشار از خشم و پرخاشگری کند. این خشم ممکن است متوجه عاملان جنگ، جامعه، یا حتی خود فرد باشد. گاهی این احساسات به صورت فوران‌های غیرقابل کنترل بروز کرده و روابط فرد را با دیگران مختل می‌سازد.
احساس گناه و شرم: بسیاری از بازماندگان جنگ، حتی اگر هیچ تقصیری نداشته باشند، با احساس گناه دست و پنجه نرم می‌کنند. این «گناه بازماندگی» ناشی از زنده ماندن در حالی است که عزیزان از دست رفته‌اند. همچنین، ممکن است فرد به خاطر کارهایی که ناگزیر به انجامش بوده یا نتوانسته انجام دهد، احساس شرم و حقارت کند.


بی‌حسی عاطفی و گسستگی: در واکنش به حجم بالای درد و رنج ناشی از جنگ، مغز گاهی برای محافظت از خود، ارتباط فرد با احساساتش را قطع می‌کند. این حالت منجر به بی‌تفاوتی، احساس خالی بودن، یا گسستگی از واقعیت و حتی از بدن خود می‌شود. فرد ممکن است احساس کند که زندگی‌اش شبیه یک فیلم است و او صرفاً نظاره‌گر آن است.


ناامیدی و درماندگی: وقتی فرد تروما و بخصوص ترومای ناشی از جنگ را تجربه می‌کند، حس امید به آینده و باور به توانایی خود برای کنترل زندگی، اغلب از بین می‌رود. این ناامیدی عمیق می‌تواند به احساس درماندگی منجر شود؛ احساسی که فرد هیچ کاری از دستش برنمی‌آید و شرایط هرگز بهتر نخواهد شد.


فرسایش اعتماد: جنگ، اعتماد فرد به دیگران، به نظم اجتماعی و حتی به قضاوت خود را از بین می‌برد. وقتی انسان‌ها شاهد خیانت، بی‌عدالتی، یا خشونت از سوی کسانی بوده‌‌اند که زمانی به آن‌ها اعتماد داشته‌اند، باور به خوبی و انسانیت زیر سوال می‌رود. این بی‌اعتمادی می‌تواند فرد را به انزوا بکشاند و روابط آینده او را با مشکل مواجه سازد.


از دست دادن حس معنا و هدف زندگی: جنگ، ارزش‌ها و باورهای قبلی فرد را متزلزل می‌کند. وقتی همه چیز از دست می‌رود یا زیر سوال می‌رود، فرد ممکن است احساس کند زندگی‌اش دیگر معنا و هدفی ندارد. این پوچی وجودی می‌تواند بسیار طاقت‌فرسا باشد.


مشکلات در روابط بین فردی: تروما و از جمله ترومای ناشی از جنگ، اساساً توانایی فرد برای برقراری ارتباط امن و سالم را مختل می‌کند. ترس از صمیمیت، دشواری در اعتماد کردن، ترس از رها شدن، یا حتی پرخاشگری که در بالا ذکر شد، همگی باعث می‌شوند برقراری و حفظ روابط نزدیک، چه خانوادگی و چه دوستانه، بسیار دشوار شود. فرد ممکن است احساس کند دیگران او را درک نمی‌کنند یا نتواند نزدیکی عاطفی را تجربه کند.
سوءمصرف مواد و رفتارهای خودآسیب‌رسان: گاهی برای تحمل درد شدید عاطفی ناشی از تروما، افراد به سمت راه‌های ناسالم برای «بی‌حس کردن» خود می‌روند. سوءمصرف الکل و مواد مخدر، یا رفتارهایی مانند خودزنی، می‌توانند به صورت موقتی احساسات دردناک را سرکوب کنند، اما در بلندمدت وضعیت را بدتر کرده و به چرخه آسیب دامن می‌زنند.


اثرات بر کودکان و تروما بین نسلی: کودکان از جمله آسیب‌پذیرترین قشر در جنگ‌ها هستند. آن‌ها نه تنها خود ممکن است دچار تروما شوند، بلکه شاهد بودن مشکلات روانی والدینشان نیز می‌تواند بر آن‌ها تأثیر بگذارد. «تروما بین نسلی» پدیده‌ای است که طی آن، تروما از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود. والدینی که خودشان تروما دیده‌اند، ممکن است در تنظیم هیجانات خود یا برقراری ارتباط عاطفی امن با فرزندانشان دچار مشکل شوند و ناخواسته این الگوی آسیب را به فرزندانشان منتقل کنند.

 

 دیدگاه کارشناسان و یافته‌های علمی


متخصصان برجسته در حوزه روانشناسی و جامعه‌شناسی، سال‌هاست که بر عمق و گستردگی آسیب‌های عاطفی ناشی از جنگ صحه گذاشته‌اند.
دکتر بسل ون در کولک، روانپزشک و پژوهشگر برجسته در زمینه تروما، در کتاب معروف خود «بدن، خاطره را نگه می‌دارد»، توضیح می‌دهد که چگونه تجربیات تروماتیک، به‌ویژه آن‌هایی که در اثر خشونت و جنگ رخ می‌دهند، نه تنها بر ذهن، بلکه بر ساختار و عملکرد مغز و بدن نیز تأثیر می‌گذارند. او تأکید می‌کند که تروما باعث می‌شود فرد در یک حالت «آماده‌باش دائمی» قرار گیرد و قادر به بازگشت به حالت آرامش نباشد.

 

این وضعیت، به شدت بر توانایی فرد برای تنظیم هیجانات، احساس تعلق و برقراری ارتباط تأثیر می‌گذارد. ون در کولک معتقد است که درمان تروما نیازمند رویکردهایی است که به «بدن» و «تجربه حسی» فرد توجه کنند، نه فقط به خاطرات ذهنی. دکتر جودیت هرمان، یکی دیگر از پیشگامان در مطالعه تروما، در کتاب «تروما و بهبود»، مراحل مختلف تجربه و بهبود از تروما را شرح داده است.

 

او تأکید می‌کند که در تروماهای پیچیده ناشی از جنگ یا سوءاستفاده طولانی‌مدت، ابتدا ایجاد «امنیت» حیاتی است. سپس، مرحله «یادآوری و سوگ» فرا می‌رسد که در آن فرد باید با خاطرات دردناک خود روبه‌رو شود و آن‌ها را پردازش کند. در نهایت، مرحله «بازسازی هویت و ارتباط» آغاز می‌شود که در آن فرد می‌تواند با احساسات سرکوب‌شده خود کنار آمده و دوباره به جامعه و روابط سالم بپیوندد. هرمان اشاره می‌کند که جنگ، بسیاری از این مراحل را پیچیده و طولانی می‌کند، زیرا گاهی امنیت هرگز به طور کامل باز نمی‌گردد.

 

تروما بر کالبد جامعه 


تروما را می‌توان از منظر جامعه شناختی نیز مورد بررسی قرار داد، کمااینکه دکتر اریک گلدمن که در زمینه تأثیرات اجتماعی جنگ تحقیق کرده است  به مفهوم «آسیب اجتماعی» در این زمینه اشاره می‌کنند. وی و همکارانش توضیح می‌دهند که جنگ نه تنها بر فرد، بلکه بر تار و پود جامعه نیز آسیب وارد می‌کند. فروپاشی نهادهای اجتماعی، از دست دادن اعتماد عمومی و ایجاد شکاف‌های عمیق بین گروه‌ها، خود به تشدید آسیب‌های عاطفی فردی کمک می‌کند. وقتی جامعه‌ای دچار «بیماری اجتماعی» می‌شود، بازسازی روانی افراد بسیار دشوارتر خواهد بود.

 

راهکارهای مقابله و ایجاد تاب‌آوری


مقابله با چنین آسیب‌های عمیقی نیازمند رویکردهایی جامع، چندوجهی و بلندمدت است که هم بر فرد و هم بر جامعه تمرکز داشته باشد. هدف نهایی، صرفاً «بازگشت به حالت عادی» نیست، بلکه «رشد پس از تروما» و ایجاد تاب‌آوری پایدار است.

 

 درمان تخصصی تروما 


برای درمان تروما راهکارهای عملی بسیاری پیشنهاد می‌شود که تعدادی از آنها شامل راهکارهای زیر هستند: 

روان‌درمانی متمرکز بر تروما: درمان‌هایی مانند «درمان شناختی-رفتاری متمرکز بر تروما»  بسیار مؤثرند. این شیوه درمانی به افراد کمک می‌کند تا خاطرات دردناک را در محیطی امن پردازش کرده، الگوهای فکری تحریف‌شده را اصلاح کنند و مهارت‌های مقابله‌ای سالم را بیاموزند.

درمان روایتی: این رویکرد به افراد کمک می‌کند تا داستان زندگی خود را بازنویسی کنند و هویت خود را از تجربه‌های تروماتیک جدا سازند. برای بازماندگان جنگ، این به معنای ساختن روایتی از بقا، شجاعت، و قدرت است، نه صرفاً داستانی از قربانی بودن.

گروه‌درمانی: همانطور که دکتر جودیت هرمان اشاره کرده، ارتباط با دیگرانی که تجربیات مشابهی داشته‌اند، می‌تواند فوق‌العاده قدرتمند باشد. گروه‌های حمایتی، حس انزوا را کاهش داده، درک متقابل را افزایش می‌دهند و حس تعلق را تقویت می‌کنند. اشتراک‌گذاری تجربیات در فضایی امن، روند بهبودی را تسهیل می‌کند.

 

‌لزوم فهم و درک عمیق از تروما


همانطور که گفته  شد، جنگ، زخمی عمیق بر روان انسان و تار و پود جامعه می‌زند. آسیب‌های عاطفی ناشی از تروما، طیفی وسیع از ترس، غم، خشم و بی‌اعتمادی را در بر می‌گیرد که می‌تواند سال‌ها بر زندگی فرد سایه افکند. اما تاریخ بشر، گواه این است که انسان‌ها توانایی خارق‌العاده‌ای در تاب‌آوری و بهبود دارند. به همین دلیل همان گونه که متخصصان نشان داده‌اند، فهم عمیق از مکانیسم‌های تروما و پیامدهای آن، اولین گام به سوی درمان است.

 

با ایجاد محیط‌های امن، ارائه درمان‌های تخصصی، تقویت شبکه‌های حمایتی و تشویق به خودمراقبتی و رشد شخصی، می‌توان به بازماندگان جنگ کمک کرد تا زخم‌هایشان التیام پیدا کند. و بالاخره اینکه در این مسیر اگر نیاز دارید، درخواست کمک کنید و تردید نکنید. متخصصان بسیاری در این درمان‌های مختلف وجود دارند که می‌توانند ابزارهای لازم برای تغییر را در اختیار شما قرار دهند.