هفت صبح | آمار بیکاری‌های اخیر عجیب و غریب است. براساس گزارش‌های رسمی، ۱۶۵ هزار نفر در بازه زمانی بهار تا تابستان ۱۴۰۴ و زمان جنگ ۱۲روزه از جمعیت شاغلان کم شده و به لیست بیکاران اضافه شده‌اند اما اینها تنها آمار موجود در مورد بیکاری نیستند. ادامه تورم‌ها و تداوم فراز و فرودهای اقتصادی، باعث شده تا موج‌های تازه‌ای از بیکاری، تعدیل نیرو و کوچک شدن کسب‌وکارها به راه بیفتد. 


آمارهای شاغلان و بیکاران نیز در نوع خودش به اندازه کافی عجیب و غریب است. در حالیکه 39میلیون و ۱۰۸ هزار نفر از جمعیت ایران تا تابستان ۱۴۰۴ به عنوان غیرفعال اقتصادی ثبت شده‌اند، آمار شاغلان ۲۴ میلیون و ۹۵۸ هزار نفر تعداد شاغلان عنوان شده است. براساس همین گزارش ۴۰.۸ درصد از جمعیت مشارکت اقتصادی داشته‌اند که نسبت به سال قبل ۰.۹ واحد درصد کاهش یافته است. جالب اینجاست که این اعداد در حالی مطرح می‌شود که نرخ بیکاری کل کشور ۷.۴ درصد اعلام شده و نسبت به سال گذشته کاهش ۰.۱ واحد درصدی داشته است. اما کاهش اندک نرخ بیکاری همراه با افت مشارکت اقتصادی، از دید کارشناسان اتفاق خوبی نیست بلکه بیانگر خروج بخشی از جمعیت از بازار کار است؛ نه الزاما افزایش فرصت‌های جدید شغلی.


وضعیت کنونی اشتغال زمانی ملموس‌تر می‌شود که آن را با آمارهای سال‌های قبل مقایسه کنیم. آمار قبلی که مربوط به بهار ۱۴۰۴ می‌شود نشان می‌دهد ۲۵ میلیون و ۱۲۳ هزار نفر در آن بازه زمانی شاغل بوده‌اند؛ یعنی از بهار تا تابستان ۱۶۵ هزار نفر از جمعیت شاغلان ایران کم شده است. با این حال برخی کارشناسان از جمله  علیرضا کدیور، تحلیلگر داده، معتقد هستند که اگر جنگ رخ نمی‌داد، احتمالا آمار اشتغال به چیزی در حدود ۴۵۰ هزار نفر بیشتر از مقدار فعلی می‌رسید.


این آمار در حالی مطرح می‌شود که به نظر می‌رسد ارقام واقعی بسیار بیشتر از اینها باشد چرا که این گزارش‌ها براساس آمار شاغلان بیمه شده یا کارگرانی که اعلام بیکاری کرده‌اند منتشر شده است در حالیکه بسیاری از کارگرانی که بیمه ندارند و روزمزد هستند نیز طی این مدت از کار اخراج و بیکار شده‌اند که در لیست کارگران رسمی نام و نشانی از آنها نیست.  

 

​​​​​​قصه‌ای عینی از کسب و کارهای در شرف تعطیلی


«وقتی مشتری برای خرید وسیله‌ای برقی می‌آید و می‌بیند که فلان وسیله قیمتش در عرض یک ماه از یک‌میلیون شده دومیلیون، معلوم است که شوکه می‌شود و از همان راهی که آمده بیرون می‌رود!» این روایت منصور 45 ساله، صاحب فروشگاه لوازم خانگی درخیابان امین حضور است. منصور همچنین در توصیف وضعیت بازار از چک‌های برگشتی‌اش می‌گوید که باعث شده تا نه فقط یکی از کارگرانش را اخراج کند که حتی به فکر افتاده تا بعد از تسویه چک‌ها، کار و کاسبی‌اش را جمع کند: «دیگر کارکردن در این شرایط اصلا به صرفه و صلاح نیست! وقتی جنسی را می‌فروشی و بعد مجبوری با کلی افزایش فیمت؛ همان را بخری و در مغازه جایگزین کنی، وقتی مردم دیگر توان خرید کردن ندارند و اولویت اول‌شان سیر کردن شکم‌هایشان و مایحتاج ضروری‌شان است،  عملا کار کردن فقط ضرر است و چک‌های برگشتی شما را زیاد می‌کند. پس بهتر است که قیدش را بزنیم!» 


صحبت‌های منصور را آمار چک‌های برگشتی آبان ۱۴۰۴ نیز تایید می‌کند:  حدود ۷۳۹ هزار فقره چک به ارزشی بالغ بر ۱۶۳۲ هزار میلیارد ریال به دلایل کسری یا فقدان موجودی برگشت خورده‌اند. به بیانی دیگر در کل کشور از نظر تعداد ۹۷.۲ درصد و از نظر مبلغ ۹۳.۷ درصد چک‌های برگشتی به دلایل ذکر شده بوده‌اند.مهرداد ناظری، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه، وضعیت بیکاری در ایران را با دیدی جامعه‌شناختی بررسی کرده و اشاره دارد موضوع بیکاری دیگر صرفا یک مسئله اقتصادی نیست، بلکه پدیده‌ای چندوجهی است که باید از منظرهای جامعه‌شناختی، فرهنگی، فلسفی و سایر حوزه‌ها بررسی شود، نه با نگاهی تک‌بعدی. 

 

 ​​​​​​پارکینگ‌هایی به نام دانشگاه‌


از نظر این جامعه‌شناس، از مهم‌ترین انواع بیکاری می‌توان به بیکاری در انتظار فارغ‌التحصیلی و بیکاری فارغ‌التحصیلان دانشگاهی اشاره کرد. او می‌گوید: «در شرایط فعلی، فردی با مدرک دیپلم راحت‌تر از فردی با مدرک لیسانس و بالاتر جذب بازار کار می‌شود. فضای موجود این پیام را به دانشجو منتقل می‌کند که دیگر از مسیر علم نمی‌توان به پول رسید.دانشگاه‌ها به جای آنکه پله‌های ترقی باشند، به پارکینگ بیکاران تبدیل شده‌اند. بسیاری از رشته‌ها دیگر دانشجو ندارند و تنها تعداد معدودی از رشته‌ها مانند روان‌شناسی، حقوق و معلمی و حسابداری با وجود اشباع بازار، همچنان امیدی برای استخدام در ذهن دانشجویان ایجاد می‌کنند. در نتیجه، امید به تحصیل برای دستیابی به شغل از بین رفته است.

 

در چنین فضایی، تب ورود به مقطع کارشناسی کاهش یافته، به این دلیل که دیگر با مدرک کارشناسی نمی‌توان شغل مناسبی پیدا کرد و گرایش به تحصیل در مقاطع تکمیلی افزایش پیدا کرده است؛ هرچند با ادامه این روند، این تب نیز فروکش خواهد کرد. به این دلیل که هم اکنون در برخی از رشته‌ها حتی با اخذ مدرک فوق لیسانس و دکترا شغل مناسبی وجود ندارد.» ناظری به نوع دیگری از بیکاری نیز اشاره می‌کند که آن را «بیکاری پنهان» می‌نامد و در این‌باره می‌گوید: «اغلب اعلام می‌شود نرخ بیکاری تک‌رقمی است، اما آنچه مهم است بهره‌وری ناشی از کار است. در حالی که نیروی کار باید قادر به تولید بهره‌وری باشد. علاوه بر این، بسیاری از مشاغل اساساً شغل به معنای واقعی کلمه نیستند. بیکاری پنهان شامل افرادی است که تقاضای رسمی برای استخدام ندارند اما عملا بیکارند؛ مانند دست‌فروشان، زباله‌گردها و امثال آن‌ها. این افراد در بخش‌هایی از اقتصاد فعال‌اند، اما دیده نمی‌شوند.»


نوع دیگر بیکاری پنهان سقوط تخصص‌هاست. یعنی فرد در شغلی است که بسیار پایین‌تر از سطح توانمندی اوست. مثلا یک فوق لیسانس مکانیک به عنوان پیک موتوری کار می‌کند. نوع دیگر بیکاری پنهان، بیکاری در بخش دولتی است. در بسیاری از نهادهای دولتی برای کاری که یک نفر می‌تواند انجام دهد، پنج نفر استخدام شده‌اند. این افراد صبح کارت می‌زنند، چای می‌خورند، در راهروها گفت‌وگو می‌کنند و عصر کارت می‌زنند و به خانه می‌روند. آنها شغل دارند اما کار نمی‌کنند. از جمله، اینها می‌تواند به اقتصاد آسیب وارد کند.»