
هفت صبح، حمیدرضا خالدی| از پنجشنبه شب تاکنون در ایران، اینترنت در دو بستر بینالمللی و تا حدود زیادی ملی، به خاموشی مطلق فرو رفته است. موضوعی که نه تنها زندگی روزمره مردم را با اختلال مواجه کرده که حتی فرآیند انتقال اطلاعات و انتشار اخبار را نیز مختل کرده است. طی این چند روز و به دنبال این اتفاق نادر در جهان، بسیاری از خبرگزاریهای داخلی به دلیل قطع سراسری اینترنت نتوانستند خبرهای خود را بهروزرسانی کنند به طوریکه بیشتر خبرها مربوط به روز پنجشنبه و قبل از قطع سراسری اینترنت است.
در روزهای نخست تنها چهار یا پنج خبرگزاری داخلی در دسترس برخی مخاطبان بودند. اما به مرور سایر خبرگزاریهای داخلی نیز با دشواری برای مخاطبان باز میشدند. در این میان سایتهای دامنه داتکام بهطور کل از دسترس خارج شده بود، اما دامنه IR به شکل خیلی محدود در دسترس بودند. در عین حال طی چند روز اخیر روزنامهها نیز در تهیه و تنظیم اخبار و گزارشهای خود به دلیل عدم دسترسی به منابع روتین با مشکلاتی جدی مواجه بوده و هستند.
موضوعی که باعث شده تا بخش قابل توجهی از رسانههای مکتوب عطای «انتشار» را به لقایش ببخشند! این در حالی است که به خاطر قطعی اینترنت و قطع شدن شبکههای مجازی مانند واتساپ، تلگرام و حتی بله و ایتا، عملا تمامی گروهها و کانالهای اطلاع رسانی که نقش مهمی در توزیع اخبار و رخدادها داشتند نیز قطع شدند و کارایی خود را از دست دادهاند.
در این میان سایتهای دامنه داتکام بهطور کل از دسترس خارج شده بود، اما دامنه IR به شکل خیلی محدود در دسترس بودند. در عین حال طی چند روز اخیر روزنامهها نیز در تهیه و تنظیم اخبار و گزارشهای خود به دلیل عدم دسترسی به منابع روتین با مشکلاتی جدی مواجه بوده و هستند. موضوعی که باعث شده تا بخش قابل توجهی از رسانههای مکتوب عطای «انتشار» را به لقایش ببخشند! این در حالی است که به خاطر قطعی اینترنت و قطع شدن شبکههای مجازی مانند واتساپ، تلگرام و حتی بله و ایتا، عملا تمامی گروهها و کانالهای اطلاع رسانی که نقش مهمی در توزیع اخبار و رخدادها داشتند نیز قطع شدند و کارایی خود را از دست دادهاند.
لزوم تغییر نگرش دولتها به رسانه
دکتر محمدمهدی فرقانی، استاد صاحب نام ارتباطات و روزنامهنگاری، چندی قبل در گفتوگویی با «ایسنا» گفته بود: واقعیت باید تا حد امکان «آنگونه که هست» در اختیار مخاطب قرار گیرد تا او بتواند به روایت من اعتماد کند، آن را بپذیرد و درونی کند؛ بهگونهای که تصور کند اگر خود نیز در صحنه رویداد حضور داشت، همین واقعیت یا همین خبر را میدید.
وی در بخش دیگری از این مصاحبه میافزاید: اصولا هیچ قدرتی از مزاحمت رسانهای خوشحال نمیشود و همه قدرتها رسانهها را به نوعی مزاحم خود میدانند اما در بسیاری از نظامهای دموکراتیک، پایگاه، رسالت و نقش رسانهها تعریف شده و تثبیت شده است و صاحبان قدرت ناگزیرند در چهارچوب قانون به این نقش تن در دهند. به اعتقاد این استاد دانشگاه، گفتوگو و تعامل منطقی میان افراد و گروهها بسیار نقش موثری را در تشکیل یک «مدینه فاضله» میتواند داشته باشد. بهخصوص دستاوردهای فضای مجازی هم میتواند به توسعه و بست این فضای عمومی و گفتوگوهای عقلایی و استدلالی کمک کند. اما در کنار آن، قدرتها نیز بیکار ننشستهاند و از همان ابزارها کم و بیش برای نظارت، کنترل، سانسور و جلوگیری از انتشار محتوا استفاده میکنند و این یک نزاع دائمی است که به نظر من ادامه دارد.
لزوم تغییر نگاه به انواع رسانه
اینها گوشههایی از نظریات یکی از صاحب نامترین استادان کنونی حوزه خبر و اطلاع رسانی کنونی کشور است. نظریههایی که به نظر میرسد شاید مصداق وضعیت کنونی ما در شرایط خاموشی سراسری اینترنت در ایران باشد. با این حال میتوان شرایط کنونی را در دو بخش تاحدودی مجزا بررسی کرد. بخش تاثیر قطع اینترنت بر عملکرد پلتفرمهای فضای مجازی و قسمت مختل شدن جدی فرآیند اصلاع رسانی در کشور.
دکتر محمدعلی الستی، جامعهشناس ارتباطات اما معتقد است که قطع اینترنت و محدود کردن اطلاع رسانی در دنیای امروز چندان برای مهار بحرانها کارساز نیست. وی در گفتوگو با «هفتصبح» میگوید: چه بخواهیم و چه نخواهیم سالهاست که از آغاز عصر اطلاعات و ارتباطات گذشته است. عصر اطلاعات فراصنعتی در سراسر جهان که در آن حق «اطلاع داشتن» شهروندان، به رسمیت شناخته شده است.
وی با ذکر مثالی در این زمینه میگوید: این حق درست مانند حقوق یک زندانی است که باید همانطور که از حق داشتن غذا و جای خواب و هوا خوری و.... بهرهمند باشد، از حق «اطلاع داشتن» هم برخوردار باشد. یعنی حتی محروم کردن زندانیان از رسانه هم جایز نیست. در واقع این یک حق جهانی است و فارغ از رویکردها و دیدگاههای سیاسی، تمام نهادها تلاش میکنند تا مردم را از بهرهمندی از اطلاعات محروم نکنند کما اینکه محروم کردن شهروندان از آگاهی از اخبار موثق و رسمی میتواند منجر به پناه بردن آنها به مجاری غیررسمی اطلاع رسانی شده و در نهایت منجر به دامن زدن به شایعاتی شود که شرایط را بحرانی کند.
وی با بیان اینکه باید بین «عدم رضایت» شهروندان و «تخریب» و «اغتشاش» تفاوت قائل شد، میافزاید: تشریح و توضیح این تفاوت با اطلاع رسانی دقیق امکانپذیر است. اینکه حاکمیت، اعتراضها را به رسمیت بشناسد و بین آنها با گروههایی که مایل به تبعیض هستند، تمایز قایل شود نه اینکه همه را با یک چوب بزند! در این میان جریانهای اپوزیسیون به گونهای رفتارهای مردم را تفسیر میکنند و دولت با اطلاعات ناقص به صورتی دیگر. الستی با تاکید بر اینکه بلوغ اجتماعی ایجاب میکند که در حد مطلوبی اطلاعات معتبر در مورد این اعتراضها، هم از حیث سرعت و هم از حیث دقت به شکل قابل قبولی تامین شود، تصریح میکند:
در واقع صرفنظر از هرگونه سوگیری سیاسی و جانبداری یا له یا علیه یک جریان سیاسی صحبت کردن، باید بپذیریم و توجه داشته باشیم که ما در قرن 21 زندگی میکنیم که در آن محروم کردن انسانها از دسترسی به اطلاعات، ضمن اینکه یک حرکت غیراصولی و مخرب گفتمان جهانی است واقعا خودش آسیبهای بسیاری را به همراه خواهد داشت. این استاد دانشگاه در مورد قطعی سراسری اینترنت و اختلالی که در فرآیند اطلاع رسانی شفاف و دقیق میتواند ایجاد کند نیز میگوید: ببینید، فکر میکنم این رفتار مشابه رفتارهایی است که سالیان پیش به طرق مختلف شاهد آن بودهایم. حتما به یاد دارید که وجود دستگاه ویدیو در منزل عامل فحشا و گسترش فساد تلقی میشد.
این در حالی بود که استادان اهل فن به درستی در پاسخ به این برداشتها میگفتند، شما با این دستگاه هم میتوانید فیلمهای نامتعارف و غیراخلاقی ببینید و هم از آن برای آموزش و حتی یادگیری قرآن و مباحث اخلاقی استفاده کنید. جالب اینجاست که چندی بعد موسسه رسانههای تصویری درست شد و خودش شروع کرد به تکثیر نوار ویدیو و کلا حساسیت نسبت به این کاستها از بین رفت و به فراموشی سپرده شد. وی با ربط این مسئله با موضوع قطع اینترنت و ایجاد اختلالهای ماهوارهای نیز میگوید: ما همچنان همین روند تجربهگری و آگاه سازی را طی میکنیم. مثلا همچنان از شبکههای ماهوارهای معاندی صحبت میکنیم که سعی در انحراف افکار عمومی ما دارند. خب چرا ما خودمان به فکر انتشار حرفهای درست و مناسب نیستیم؟
پارازیت فرستادن روی ماهواره در واقع پاک کردن صورت مسئله است. در مورد قطع اینترنت هم همین طور است. مسلما یک روز خود آقایان به این نتیجه خواهند رسید ولی ظاهرا سرعت تکامل ارتباطیمان به حدی پایین است که باید دایم تجربه کنیم تا به یقین برسیم که اشتباه میکنیم و متوجه شویم که رسانه، فی نفسه چیز بدی نیست بلکه این ما هستیم که باید رسانه را تقویب و آنرا خط دهی کنیم. باید جوابیه داشته باشیم. باید برای اقداماتمان استدلال داشته باشیم.
وگرنه نتیجه فیلتر کردن چیزی نیست جز ایجاد بازار بزرگی برای داد و ستد فیلترشکنها و راه افتادن یک تجارت سیاه بطوریکه برخی از کسانیکه خودشان طرفدار فیلترینگ بودهاند نیز به این بازار میپیوندند تا از سودهای نجومی آن بینصیب نمانند! حالا اگر ما بخواهیم به جای حل مشکل فیلترینگ یک گام فراتر بگذاریم و کلا اینترنت را قطع کنیم، نتیجه آن حضور پررنگ ایلان ماسک و فروش دستگاه استارلینک و مانند اینها، بین ایرانیها خواهد بود! اصل موضوع این است که نباید از یاد ببریم که ما در دورهای زندگی میکنیم که دوره ارتباطات و اطلاعات، به عنوان یکی از اصلیترین وجوه تعاملات بشری تلقی میشود. بنابراین ما با پاک کردن صورت مسئله، نمیتوانیم آن را حل کنیم!
فضای مجازی، فرصتی برای اطلاع رسانی و اعتماد سازی
«ما اینهمه از تحول دیجیتال صحبت میکنیم ولی هنوز نتوانستهایم مدیریت بحران داشته باشیم. شما در این چند روز اگر مطالب تلویزیون را رصد میکردید، تازه پی میبرید که چقدر در زمینه اطلاعرسانی با خلأهای جدی مواجه هستیم. در روز اول قطع اینترنت، صدا و سیما که رسانه ملی کشور ماست، هیچ خبری در زمینه ناآرامیها و یا قطع اینترنت و دلایل آن منتشر نکرد. در روزهای بعد هم تقریبا همین رویه ادامه داشت.
یعنی نه در مورد حوادث اخیر چندان اطلاعرسانی شفافی صورت گرفت و نه در مورد قطعی اینترنت.» اینها بخشهایی از سخنان سینا تفنگچی، کارشناس فضای مجازی در مورد ضرورت داشتن نقشه راهی برای اطلاع رسانی درست و به موقع در این روزها و شرایط بحرانی بود. وی در گفتوگو با «هفتصبح» میگوید: همانطور که میدانید با توجه به قطع اینترنت، در حال حاضر صداوسیما تقریبا تنها منبع اطلاع رسانی فعال کشور است، انتظار میرفت که به صورت بیطرفانه و شفاف به مردم اطلاعرسانی شود. با این حال فقط به طرح مواضع مسئولان دولتی پرداخته شد و خبری از موضعگیریهای معترضان نبود. حتی وزارت کشور و وزارت ارتباطات هم هیچ توضیحی در صدا و سیما به مردم در مورد حوادث اخیر ندادند.
تفنگچی با اشاره به قطعی پیام رسانهای داخلی میافزاید: وقتی پیام رسانهای ایتا و بله که ما اینهمه در مورد آنها با افتخار صحبت میکنیم، قطع هستند و رسانهها و خبرگزاریها هم نتوانستهاند چندان، خبر و گزارش بارگذاری کنند، مردم چطور باید از آنچه پیرامونشان میگذرد مطلع شود. آنوقت میگوییم چرا بازار شایعات داغ است!
در واقع الان هیچ مرجع رسمی وجود ندارد که من شهروند بتوانم اطلاعات موثقی در مورد وضعیت اخیر کشورم از آن بگیرم. وی تصریح میکند: این در حالی است که وقتی شما پیامرسان ایتا را باز میکنید بالای صفحه برای شما مینویسند؛ «بهترین پیامرسان دنیا، رایگان و امن»، این در حالی است که الان چند روز است که من وقتی میخواهم وارد این پیامرسان شوم، میگوید کد تایید شما به دستگاه دیگری فرستاده شده است و برای همین، عملا نمیشود وارد آن شد!
این کارشناس فضای مجازی با اشاره به تجربه فعالیت پیامرسانهای داخلی در جنگ 12 روزه گفت: شاید جالب باشد که بدانید در ایام جنگ گذشته، شما نمیتوانستید با یک شماره از خارج از کشور، وارد پیامرسانهای داخلی شوید! تازه بعد از آن بود که مسئولان این پیامرسانها پی به این باگ اطلاعاتی بردند و درصدد رفع آن برآمدند. تازه میگوییم چرا شهروندان چندان از پیامرسانهای داخلی استقبال نمیکنند؟!
وی با انتقاد از اینکه متاسفانه در کشور ما، متولیان هیچ وقت از تجارب گذشته درس نگرفتهاند، میگوید: این در حالی است که در طول سال دهها همایش در مورد اطلاع رسانی در زمان بحران، نقش روابط عمومی در آرام سازی فضای بحران و... برگزار میکنیم ولی هنوز که هنوز است وزارت کشور و وزارت ارتباطات و یا سایر دستگاههای متولی یک پیوست رسانهای برای برنامههای خود، بهخصوص در زمان بروز بحران ندارند.
تفنگچی همچنین در مورد تبعات قطعی اینترنت بر اطلاعرسانی به جامعه نیز میگوید: معتقدم به جای قطع اینترنت باید از فضای مجازی برای اطلاع رسانی دقیق و اعتماد سازی به شهروندان استفاده کرد. کافی است از اهل فن استفاده کنیم و برنامهای مدون برای وظایف دستگاههای مختلف در خصوص اطلاع رسانی در شرایط بحرانی داشته باشیم.




