عراقچی در پاریس؛ رمزگشایی از یک دعوت پرابهام
سفر عباس عراقچی به پاریس با هدف کاهش تنشها، فعالسازی دیپلماسی و بررسی پرونده هستهای و روابط ایران و اروپا انجام شد
هفت صبح، حسین فاطمی| در فضای فشرده و پرتنش دیپلماسی، جایی که عملا مسیر گفتوگوها به بنبست کشیده شده، وزارت امور خارجه ایران تلاش میکند این گزاره را تثبیت کند که «تهران نهتنها از مذاکره گریزان نیست، بلکه آماده گشودن مسیرهای معقول برای کاهش تنشهاست». سفر اخیر وزیر امور خارجه ایران به پاریس و دیدار او با ژاننوئل بارو، وزیر خارجه فرانسه، در همین چارچوب معنا پیدا میکند؛ تلاشی برای نشان دادن ابتکار، تمایل واقعی به گفتوگو و جلوگیری از شکلگیری روایت نادرست غربیها مبنی بر اینکه «ایران قصد مذاکره ندارد.»
در این دیدار که عصر چهارشنبه ۵ آذر ۱۴۰۴ در محل وزارت خارجه فرانسه برگزار شد، مجموعهای از موضوعات حساس در دستور کار قرار گرفت؛ از روابط دوجانبه و پرونده اتباع زندانی گرفته تا تحولات منطقه غرب آسیا، جنگ اوکراین، امنیت بینالمللی و پرونده هستهای ایران. دو طرف ضمن بررسی موانع روابط، بر ضرورت تداوم مشورتها برای تسهیل مناسبات تأکید کردند. عراقچی همچنین با اشاره به بازداشت «ناموجه» مهدیه اسفندیاری، آزادی مشروط او را «گامی مثبت» خواند و تسریع در روند تبرئه و بازگشت وی به کشور را خواستار شد.
او در بخش مهمی از سخنان خود نسبت به «نقض فزاینده حاکمیت قانون» در عرصه بینالمللی و «تداوم جنایات رژیم صهیونیستی علیه مردم فلسطین، لبنان و سایر ملتهای منطقه» ابراز نگرانی شدید کرد و بر مسئولیت مشترک دولتها برای توقف این روند و صیانت از حقوق ملتها تأکید داشت. از نگاه عراقچی، گفتوگو، چه برای کاهش تنش و چه برای تثبیت حقوق ایران نشانهای از اعتماد به منطق و باور به قدرت مذاکره است.
بخش تعیینکننده این دیدار ناظر به موضوع پرونده هستهای ایران بود؛ پروندهای که بهگفته عراقچی، آمریکا، رژیم اسرائیل و تروئیکای اروپا آن را با خروج از برجام، تداوم فشارهای سیاسی و حتی اقدام نظامی علیه تأسیسات تحت پادمان ایران به وضعیتی پیچیده و ناعادلانه کشاندهاند.
وزیر خارجه با تأکید بر حق قانونی ایران برای بهرهگیری صلحآمیز از انرژی هستهای، تصریح کرد که جمهوری اسلامی ایران آماده «مذاکره معقول و منطقی» برای اطمینانبخشی به ماهیت برنامه هستهای است اما طرفهایی که با «قانونشکنی و تجاوز» این وضعیت را ایجاد کردهاند، باید رویکردهای زیادهخواهانه را کنار گذاشته و پاسخگوی اقدامات خود باشند.
عراقچی همچنین عملکرد تروئیکای اروپا در شورای امنیت و شورای حکام را بهشدت مورد انتقاد قرار داد و یادآور شد که این دولتها با رفتارهای غیرمسئولانه، در شکلگیری وضعیت کنونی سهیماند. او خواستار اتخاذ رویکردی «مستقل، مسئولانه و مبتنی بر حقوق بینالملل» و بهویژه پایبندی آنها به ماده ۴ معاهده NPT شد؛ مادهای که حق بهرهبرداری صلحآمیز از انرژی هستهای را برای ایران تضمین میکند.
یک سفر و چند قرائت
در ظاهر، سفر عباس عراقچی به پاریس یک رویداد دیپلماتیک معمولی به نظر میرسد؛ اما در لایههای زیرین، حامل مجموعهای از پیامهای متناقض، پیچیده و در عین حال مکمل است که تنها با در نظر گرفتن واقعیتهای ۶ ماه اخیر در روابط ایران و اروپا میتوان آنها را فهم کرد. این سفر را میتوان در دو قرائت به ظاهر متضاد اما در حقیقت همپوشان تحلیل کرد؛ دو تصویری که مجموعا دیپلماسی امروز ایران را در نقطهای بین تردید و ضرورت ترسیم میکند.
در قرائت نخست، عراقچی همچنان با تکرار واژگان آشنا و مواضع تثبیتشده در تمام ماههای اخیر سخن میگوید؛ رویکردی که نهتنها قادر به گشودن مسیرهای تازه نیست بلکه در بزنگاه فعلی که هر حرکت حسابشده میتواند گرهی از انسداد سیاسی بگشاید، عملا زمینه فرصتسوزی را فراهم میکند.
تلاش برای گفتن همان حرفهای سابق با ادبیاتی محافظهکارانه با یک دایره بسته از کلمات تکراری، در شرایطی که محیط پیرامونی دستخوش تغییرات عمیق شده، چیزی شبیه حرکت در یک دور باطل دیپلماتیک است که ظرفیت اثرگذاری سیاست خارجی برای برون رفت از بحران را محدود میسازد.
اما در قرائت دوم و شاید مهمتر، این سفر حامل نشانهای از تداوم روزنههای دیپلماسی میان تهران و اروپا است؛ روزنههایی که اگرچه شکننده و گاه نمادین هستند اما در شرایطی که مسیر گفتوگو میان ایران و آمریکا بسته است، میتوانند نقش «مسیرهای فرعی فعال» را ایفا کنند. دعوت رسمی فرانسه و میزبانی پاریس از عراقچی خود به تنهایی از تداوم یک اراده حداقلی در اروپا برای جلوگیری از مرگ کامل تعامل با ایران حکایت دارد. هرچند باید تأکید کرد که این حداقل اراده به هیچوجه به معنی نرمش واقعی اروپا نیست.
نکته اساسی اینجاست که اروپا شرط غایی هر گونه تنشزدایی را بازگشت گفتوگوی مستقیم ایران و آمریکا میداند؛ شرطی که فعلا محقق نیست و به همین دلیل هرگونه سفر، دیدار یا گفتوگو میان ایران و اروپا لزوما گرهگشا نخواهد بود. با این حال، این دیدارها میتوانند نخستین تلاشها برای ذوب شدن روابط یخزده تهران و قاره سبز تلقی شوند. در این میان، مسئله تبادل اتباع ایرانی فرانسوی میتواند همان نقشی را بازی کند که دیپلماتها آن را «خالجوش دیپلماتیک» مینامند؛ نقطه اتصالی کوچک اما مؤثر برای بازسازی کانالهای ارتباطی.
فراموش نباید کرد که پس از فعالسازی اسنپبک، اکنون فرانسه میکوشد با محوریت خود «حضور اروپا» را در روندهای آینده احیا کند. با وجود این، تاریخ ۱۰ سال گذشته نشان داده که نه، ایران اروپا را میانجی قابل اتکا میداند و نه آمریکا و شخص ترامپ نقش پیشین سال ۲۰۱۵ را برای پاریس یا بروکسل قائل است. از اینرو دعوت پاریس را نباید بزرگنمایی کرد و نه کوچک شمرد. این گام میتواند آغاز مسیری واقعی باشد اما به همان اندازه ممکن است مسیر انحرافی تلقی شود، بهویژه اگر اروپا نتواند تناقض «مذاکره زیر فشار» را کنار بگذارد.
احمد بخشایش اردستانی:
فرانسه الگوی اقدام متقابل را برای بازکردن مسیر مذاکره با تهران پیاده میکند
برای برررسی دقیق خروجی سفر عراقچی به فرانسه پای گفتوگو با احمد بخشایش اردستانی نشستهایم. گپوگفت با این نماینده مجلس دوازدهم، تصویری چندلایه از الزامات، تناقضها و محاسبات پنهان دیپلماسی امروز ایران ترسیم میکند. عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، در ابتدای گفتوگو با هفتصبح تأکید میکند: «سفر وزیر امور خارجه به پاریس را نباید یک اقدام مقطعی دانست؛ بلکه مقدمهای است برای سنجش ظرفیتهای جدید و ایجاد امکانهای تازه».
به گفته این استاد دانشگاه، «تهران، فرانسه را به چند دلیل بهعنوان نقطه آغاز این تحرک جدید انتخاب کرده است؛ نخست اینکه «رفتار متقابل» میان دو کشور، بهویژه در موضوع اتباع زندانی، الگوی مشابهی دارد و میتواند بستری برای گفتوگوی عملی ایجاد کند؛ دوم اینکه سابقه اقتصادی و صنعتی فرانسه در ایران از حوزه خودرو گرفته تا نفت میتواند دوباره به پلی برای بازسازی رابطه با اروپا تبدیل شود؛ و سوم اینکه تهران قصد داشته به پاریس نشان دهد فعالسازی اسنپبک نهتنها خللی در ثبات داخلی ایجاد نکرد، بلکه ایران را در موقعیت مقتدرانهتری قرار داده است.»
اردستانی در ادامه توضیح میدهد :«ایران تلاش دارد چارچوب نظارتی پرونده هستهای از بندهای برجامی به مدل «پادمانی» منتقل شود؛ به این معنا که ورود بازرسان تنها با اطلاع قبلی و پس از تأیید شورای عالی امنیت ملی ممکن باشد و بازرسیها صرفا از سایتهای غیرنظامی و آسیبندیده انجام گیرد.» از نگاه مفسر حوزه سیاست خارجی، «این مسیر میتواند پایهای برای تنظیم الگوی جدید همکاری باشد اما مسیر هنوز دشوار است؛ چراکه بنبست اصلی همچنان در روابط تهران و واشنگتن است.» این بهارستاننشین تشریح کرد: «اروپا طی سالهای اخیر بیش از آنکه بازیگر مستقل باشد، به دلیل حساسیتهای آلمان نسبت به اوکراین و پیوند عمیق لندن با واشنگتن، تابع تصمیم آمریکا بوده است.
استاد روابط بینالملل اضافه میکند:«واشنگتن این اشتیاق را پنهان میکند تا فشار روانی و اقتصادی را بر تهران حفظ کند؛ راهبردی که از نگاه او با هدف برهمزدن آرامش داخلی ایران و ایجاد نارضایتی عمومی دنبال میشود. در همین چارچوب است که ایالات متحده از یکسو مذاکره را کماهمیت جلوه میدهد و از سوی دیگر، از تهران میخواهد غنیسازی را به صفر برساند». اردستانی این پرسش را مطرح میکند که «وقتی غرب فرمول دیکته کردن مذاکره بر ایران را از بیرون میخواهد تعیین کند، چه نیازی به مذاکره میماند؟» به اعتقاد این نماینده مجلس، «همین رفتار است که باعث شده ایران مذاکره را نه رد کند و نه بپذیرد؛ بلکه منتظر باشد طرف مقابل از سیاست دیکتهمحور فاصله بگیرد.»
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در ادامه، به مقایسه موقعیت ایران با عربستان میپردازد و معتقد است «این مقایسهها در محاسبات داخلی ایران اثر دارد.» او به هفتصبح میگوید: «ایران و عربستان از نظر انرژی مکمل یکدیگرند، اما تفاوت شرایط اقتصادی موجب شده تهران بیش از گذشته به ضرورت گفتوگو با غرب بیندیشد». این استاد دانشگاه با قرائت انتقادی و آسیبشناسانه تصریح میکند: «در این شرایط کشور اتکای صرف به شرق نیز راهبرد پایداری نیست، زیرا چین و روسیه هر دو در موضوعاتی مانند جزایر سهگانه مواضعی اتخاذ کردهاند که برای تهران قابل قبول نیست.»