روزنامه هفت صبح، محمد صابری| این اصلا عجیب نیست که در کارنامه یک فیلمساز برخی فیلم‌هایش را بیشتر و برخی را کمتر دوست داشته باشیم. حتی عجیب هم نیست اگر برخی فیلم‌هایش را دوست نداشته باشیم یا حتی آن‌ها بدمان هم بیاید! کارنامه سیدرضا میرکریمی هم طبیعتا از این قاعده مستثنا نیست و حتی اگر اجماع نظر منتقدان را هم بخواهیم ملاک قرار دهیم، برخی از آثارش حسابی محبوب بوده‌اند و برخی دیگر جزو تجربه‌های ناکامش فهرست شده‌اند.

اما بیایید این گزاره را بپذیریم؛ میرکریمی حتی در تجربه‌های نه‌چندان موفق خود هم، حداقل یک کاراکتر خاص داشته است که در خاطرمان مانده باشد. شخصیت‌هایی که در لانگ‌شات، آدم‌هایی به‌ظاهر معمولی و به‌شدت شبیه همه ما هستند اما روایت میرکریمی از جزئی‌ترین خصلت‌ها، ویژگی‌ها و دغدغه‌های‌شان، تصویر آن‌ها را در کلوزاپ، متمایز و خاص کرده است. در این بخش از پرونده مرور کارنامه این فیلمساز، سراغ 10 شخصیت ماندگار در آثارش رفته‌ایم؛ 10 موردی که انتخاب ما هستند؛ نظر شما چیست؟

سیدحسن/ زیر نور ماه/ 1379
درباره شخصیتش چه می‌دانیم؟
«زیر نور ماه» نه فقط در کارنامه میرکریمی که در سینمای ایران نقطه آغاز پرداخت غیرکلیشه‌ای به روحانیت بود. سیدحسن شخصیت اصلی داستان فیلم بود که در آستانه ملبس شدن به لباس روحانیت دچار تردید شده است که آیا با پوشیدن این لباس می‌تواند گرهی از زندگی مردم باز کند یا نه؟

درباره بازیگرش چه می‌دانیم؟
حسین پرستار یک نابازیگر بود که با انتخاب میرکریمی ایفای نقش «سیدحسن» را برعهده گرفت. انتخابی که به‌واسطه بکر بودن و ناآشنا بودن برای مخاطب، تأثیر مستقیمی بر باورپذیری این کاراکتر داشت. پرستار البته بعدها جز چند تجربه پراکنده نتوانست بازیگری را به‌صورت جدی دنبال کند و غیر از «زیر نور ماه» فیلم مهم دیگری در کارنامه‌اش ثبت نشد.

نکته ویژه این شخصیت چه بود؟
سیدحسن شخصیتی ساده و برخاسته از زندگی روستایی است اما این سادگی تعارضی با نگاه عمیق او نسبت به زندگی خود و جامعه پیرامونش ندارد. او دچار چالشی درونی با خود شده و در مواجهه بی‌واسطه با جامعه است که به درکی متفاوت از نسبت روحانیت با مردم می‌رسد.

قدرت/ اینجا چراغی روشن است/ 1381
درباره شخصیتش چه می‌دانیم؟
دو سال بعد از «زیر نور ماه»، میرکریمی در راستای دغدغه‌های مذهبی خود از فضای شهری فاصله گرفت و داستانی نمادین را برای دومین فیلمش برگزید. داستان فیلم درباره جوانی عقب‌مانده اما معتمد در یک روستای کوهستانی است که با تصمیم متولی امامزاده روستا برای چند روز عهده‌دار مراقبت از آنجا می‌شود. آن هم امامزاده‌ای که مردم باورشان نسبت به آن را از دست داده‌اند.

درباره بازیگرش چه می‌دانیم؟
حبیب رضایی در دوره بیست و یکم جشنواره فیلم فجر برای ایفای نقش «قدرت» سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد را از‌ آن خود کرد و این سیمرغ تا به امروز در کارنامه بازیگری او یکتا باقی مانده است. کار مهم رضایی در ایفای نقش «قدرت» تلاش برای دور کردن او از کلیشه‌های رایج آن سال‌های سینمای ایران برای «ابله مقدس» بود!

نکته ویژه این شخصیت چه بود؟
«اینجا چراغی روشن است» از عنوان تا جزئیاتش، به‌شدت نمادین بود و طبیعی است که جوان عقب‌مانده‌ای که نام «قدرت» دارد هم در آن بستر داستان آن کارکرد یک نماد را پیدا می‌کند.

دکتر عالم/ خیلی دور، خیلی نزدیک/ 1383
درباره شخصیتش چه می‌دانیم؟
سیدرضا میرکریمی جزو فیلمسازانی است که وسواس و دقت ویژه‌ای در نام‌گذاری فیلم‌ها و شخصیت‌هایش دارد و در میان آثارش می‌توان یکی از نمادین‌‌ترین نام‌گذاری‌ها را مربوط به همین فیلم «خیلی دور، خیلی نزدیک» دانست. فیلمی که شخصیت اصلی‌اش دکتر «عالم» است و در طول روایت در تلاش است تا به پسرش «سامان» برسد.

درباره بازیگرش چه می‌دانیم؟
مسعود رایگان، حتما بازیگر ناشناخته‌‌ای به‌خصوص در میان اهالی تئاتر نبود اما بیراه نیست اگر بگوییم حضورش در نقش دکتر عالم در فیلم «خیلی دور، خیلی نزدیک» او را تبدیل به بازیگری محبوب میان طیف گسترده‌تری از مخاطبان سینما کرد. رایگان برای ایفای این نقش نامزد دریافت سیمرغ فجر هم شد.

نکته ویژه این شخصیت چه بود؟
دکتر عالم در داستان «خیلی دور، خیلی نزدیک» طی یک سفر از موقعیت انکار به مقام باور می‌رسد و این تحولی است که مواجهه با آن، شخصیت دکتر عالم را در ذهن مخاطب ماندگار می‌کند. تصویر کردن یک تجربه معنوی کاراکتری که تنها به قطعیت علوم تجربی باور دارد، هنر میرکریمی در این فیلم است.

نسرین/ خیلی دور، خیلی نزدیک/ 1383
درباره شخصیتش چه می‌دانیم؟
شاید از نظر کمی سهم چندان زیادی از روایت «خیلی دور، خیلی نزدیک» نداشته باشد اما در سیر تحول دکتر عالم و تجربه‌ای که پشت‌سر می‌گذارد، ملاقات با «نسرین» را می‌توان یک نقطه عطف دانست. دکتر عالم وقتی ناگزیر می‌شود شب را در یکی از اقامتگاه‌های میان کویر سپری کند، با نسرین آشنا می‌شود.

درباره بازیگرش چه می‌دانیم؟
الهام حمیدی برای ایفای این نقش هم نامزد دریافت سیمرغ از جشنواره فیلم فجر شد و هم توانست تندیس زرین بهترین بازیگر زن را از جشن خانه سینما شکار کند. فارغ از این جوایز «نسرین» در کارنامه سینمایی الهام حمیدی یکی از ماندگارترین نقش‌آفرینی‌هایش به حساب می‌آید.

نکته ویژه این شخصیت چه بود؟
یک کارآموز جوان در عرصه پزشکی که برای دوره آموزش حرفه‌ای خود در یک روستا مستقر شده و نگاهی سرشار از عشق به دنیا و آدم‌هایش دارد. او از چهره بیمارهایی که درمان کرده نقاشی می‌کشد و نگاهی سرخوشانه به زندگی دارد. سکانس مواجهه او با دکتر عالم، از فرازهای طلایی «خیلی دور، خیلی نزدیک» است.

طاهره/ به همین سادگی/ 1386
درباره شخصیتش چه می‌دانیم؟
«تنهایی» یکی از مضامین کلیدی در سینمای میرکریمی است که می‌توان یکی از ماندگارترین شمایل این مضمون را همین طاهره دانست. شخصیتی که داستان یک روز از زندگی روزمره‌اش در «به همین سادگی»‌ به تصویر در آمده است. او زنی معمولی است که با حجمی از دل‌سردی‌ها و ناکامی‌ها دست به گریبان است.

درباره بازیگرش چه می‌دانیم؟
همین چند روز پیش که در قالب متن کوتاهی در فضای مجازی خبر از خداحافظی‌اش از دنیای بازیگری داد، خیلی‌‌ها در مرور خاطرات خود از نقش‌آفرینی‌هایش، سراغ از «طاهره» گرفتند. نقشی که بی‌تردید می‌توان آن را یکی از قله‌ها در کارنامه بازیگری هنگامه قاضیانی دانست و سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر را هم برایش به ارمغان آورد.

نکته ویژه این شخصیت چه بود؟
طاهره شخصیتی کاملا معمولی است اما آنچه او را به‌رغم این معمولی بودن، ماندگار کرده است، واقعی بودن است. او فراتر از کلیشه‌های مرسوم درباره تصویر زن در سینمای ایران، کاراکتری جان‌دار است که حتی تغییر رمز کارت عابر بانکش می‌تواند برایش تبدیل به یک چالش شود!

عزت‌الله/ یه حبه قند/ 1390
درباره شخصیتش چه می‌دانیم؟
فیلم «یه حبه قند» یکی از شلوغ‌ترین و پرکاراکترین‌ترین فیلم‌های رضا میرکریمی است. فیلمی که با وجود تمام شلوغی‌اش، درباره «تنهایی» آدم‌هاست. عزت‌الله یا همان «‌دایی»، مصداق تام و تمام این تنهایی در روایت فیلم است. او در داستان «یه حبه قند»‌ حضوری محوری دارد که در نیمه نخست، سبک زندگی‌اش و در نیمه دوم، مرگش، زندگی اطرافیانش را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد.

درباره بازیگرش چه می‌دانیم؟
همین اواخر حضور درخشانش در فیلم «برادران لیلا»‌ حتی مخالفان سفت و سخت فیلم را هم به تحسین واداشت. سعید پورصمیمی یکی از پیشکسوتان معتبر سینمای ایران است که حضورش در هر فیلمی، ضریبی از اعتبار را با خود به همراه دارد و «یه حبه قند» هم از این قاعده مستثنا نبود.

نکته ویژه این شخصیت چه بود؟
عزت‌الله تلاش دارد براساس اصول و باورهای خود، تصمیماتی را به دیگران دیکته کند، اما مستأصل‌تر از آن است که قدرتی برای تحقق خواسته‌هایش داشته باشد. او گویی دیکتاتوری بازنشسته است که هیچ‌کس به یاد ندارد طرف مبارزه‌اش در سال‌های دور پلنگ بوده یا گربه؟ حتی خودش!

پسندیده/ یه حبه قند/ 1390
درباره شخصیتش چه می‌دانیم؟
نقطه شروع «یه حبه قند» گرد آمدن اعضای خانواده برای خواستگاری و ازدواج کوچک‌ترین خواهر است. پسندیده که دیگران او را «پسند» صدا می‌زنند، به همین دلیل در مرکز توجه اعضای خانواده قرار دارد اما این‌طور به نظر می‌رسد که میان پسند او و پسند دیگران تعارض‌هایی وجود دارد که کسی حواسش به آن‌ها نیست.

درباره بازیگرش چه می‌دانیم؟
نگار جواهریان که دو سال قبل برای «طلا و مس» سیمرغ گرفته بود و یک‌سال بعد هم در «اینجا بدون من» نقش‌آفرینی‌اش مورد تحسین قرار گرفت، در همان سال‌های پرکاری‌اش در «یه حبه قند» نقش پسند را ایفا کرد. جواهریان ضمن اجرای درست ریزه‌کاری‌های این نقش به‌عنوان یک دختر شهرستانی، به‌خوبی توانست این نقش را از درافتادن به کلیشه‌ها نجات دهد.

نکته ویژه این شخصیت چه بود؟
پسند، در مرحله تصمیم برای آینده خود، با چالش‌هایی مواجه است. او در تردید میان آنچه عقل اطرافیان حکم می‌کند و آنچه در دل خودش به آن گرایش دارد، مردد مانده و همین تردید تبدیل به شاخص‌ترین ویژگی این کاراکتر شده است.

یونس/ امروز/ 1392
درباره شخصیتش چه می‌دانیم؟
اگر او را یکی از عجیب‌ترین شخصیت‌های سینمای ایران توصیف کنیم، بیراه نگفته‌ایم. یونس به معنای واقعی یک قهرمان خاموش است. داستان «امروز» که آن سال به‌عنوان نماینده ایران به آکادمی اسکار هم معرفی شد، درباره راننده تاکسی کهنه‌کاری است که به‌صورت اتفاقی با زنی باردار مواجه می‌شود و تصمیم می‌گیرد او را در فرآیند درمان همراهی کند.

درباره بازیگرش چه می‌دانیم؟
پرویز پرستویی تبحر ویژه‌ای در ایفای نقش قهرمانان تک‌افتاده دارد و اینجا در «امروز» هم اجرایی دقیق از شخصیت یونس ارائه کرده است. چشم‌های همواره براق از نم اشک و نگاه‌‌های نافذ که از پارامترهای اصلی بازی پرستویی به حساب می‌آید، اینجا هم به کارش آمده و بخشی از شخصیت‌پردازی یونس، در نگاه‌های خیره‌اش رقم خورده است.

نکته ویژه این شخصیت چه بود؟
قضاوت درباره شخصیتی که در طول روایت فیلم هیچ نمی‌گوید و تنها نگاه می‌کند کار ساده‌ای نیست. اصلی‌ترین ویژگی یونس که او را در حافظه‌مان ماندگار کرده است، همین سکوت آگاهانه‌اش در برابر قضاوت‌ها و پیشداوری‌های دیگران است. او ساکت است ولی منفعل نیست.

احمد/ دختر/ 1394
درباره شخصیتش چه می‌دانیم؟
مهران کاشانی که پیش‌تر در نگارش فیلمنامه «به همین سادگی» با میرکریمی همکاری کرده بود، این‌بار و برای فیلمنامه «دختر» هم در کنارش بود. فیلمنامه‌ای که از منظر منطق مواجهه با شخصیت‌های اصلی خود، شباهت‌هایی با «به همین سادگی» دارد. احمد شخصیت اصلی داستان است که متوجه می‌شود دخترش بدون اجازه او راهی تهران شده است.

درباره بازیگرش چه می‌دانیم؟
فرهاد اصلانی در فیلم‌ها و سریال‌های بسیاری خوش درخشیده است و اتفاقا در همکاری با همین سیدرضا میرکریمی، پیش‌تر در «یه حبه قند» بسیار درخشان ظاهر شده بود. او در فیلم «دختر» ایفاگر نقش احمد است. اصلانی برای این نقش نامزد دریافت سیمرغ بلورین از جشنواره فجر شد.

نکته ویژه این شخصیت چه بود؟
احمد از مدیران میانی یک پالایشگاه در جنوب کشور که در دو فراز فیلم، دو وجه از زندگی‌اش زیر ذره‌بین قرار می‌گیرد؛ یکی رابطه احمد با دخترش و دیگری رابطه احمد با خواهرش. داستان فیلم «دختر»‌از این منظر روایت سفری بیرونی است که به تحولی درونی در شخصیت اصلی داستان منجر می‌شود.

جلال/ قصر شیرین/ 1397
درباره شخصیتش چه می‌دانیم؟
محسن قرایی و محمد داودی برای نگارش فیلمنامه «قصر شیرین» سیمرغ بلورین دریافت کردند و انصافاً یکی از به‌حق‌ترین جوایز در آن دوره از جشنواره همین بود. فیلم «قصر شیرین» داستان ساده‌ای درباره زندگی شخصی جلال را روایت می‌کند که خانواده‌ای را در یک تصادف به قتل رسانده و به زندان افتاده است. او بعد از آزادی از زندان با خانواده فروپاشیده‌اش مواجه می‌شود.

درباره بازیگرش چه می‌دانیم؟
حامد بهداد در ایفای نقش «جلال» درخشان است. او برای این نقش نامزد دریافت سیمرغ بلورین فجر هم شد. بهداد که زمانی به ایفای نقش‌های به‌شدت برون‌گرا شهره بود، اینجا کاراکتری به‌شدت درون‌گرا را جان بخشیده که کنش‌ها و واکنش‌هایی گاه غیرمنتظره هم از خود بروز می‌دهد.

نکته ویژه این شخصیت چه بود؟
آنچه جلال را به یادماندنی کرده، ایستادن در مرز خوبی و بدی است. او به تمام معنا دارد در مواجهه با گذشته تلخش، استیصال را تجربه می‌کند اما اهل انتقام هم نیست؛ دست و پا می‌زند تا غرق نشود اما حواسش هست کسی را غرق نکند!

سایر اخبارکاربران ویژه - فرهنگیرا از اینجا دنبال کنید.