روزنامه هفت صبح، محمد صابری| درست در همین روزهایی که مراکش تبدیل به یکی از پدیدههای جامجهانی قطر شد و توانست تا جمع چهار تیم برتر در مرحله نیمهنهایی صعود کند، بودند افراد خوشذوقی که پای نام بزرگترین شهر این کشور را به روایتهای تحسینآمیز درباره این کشور باز کردند و باردیگر نام «کازابلانکا» را بر سر زبانها انداختند. شهری که بسیاری از مردمان جهان آن را با داستان عشق نافرجام ریک و الزا میشناسند.
واقعا معلوم نیست اگر نبود روایت عاشقانه مایکل کورتیز در قالب فیلم «کازابلانکا»، چقدر این شهر بزرگ مراکشی میتوانست شهرت امروزش را در سطح جهان داشته باشد. واقعیت این است که شهرها حکایتهای غریبی دارند. به ظاهر تنها یک لوکیشن برای روایت یک داستان هستند اما گاهی خودشان چنان نقش و جایگاهی در روایت یک ماجرا پیدا میکنند که حتی این قابلیت را دارند که در مقام «قهرمان» یک روایت از آنها یاد شود. فرقی هم نمیکند پای رمان و کلمات در میان باشد يا فیلم و تصاویر.
شهرها در قصههای بسیاری، تنها محل وقوع ماجراها نیستند و گویی خودشان در مسیر اتفاقات نقشآفرینی میکنند. در سینمای جهان نمونههای قابلتوجهی از توجه فیلمسازان به شهرها و ظرفیتهای آنها برای قصهگویی را شاهد بودهایم و اصلا اغراق نیست اگر بگوییم، بودهاند شهرهای گمنامی که اتفاقا بهواسطه یک فیلم، شهرت جهانی پیدا کردهاند. به بهانه اکران «بخارست»، پرونده امروز را به خاطرهبازی با نام شهرها و فیلمها اختصاص دادهایم؛ سینمای ایران چقدر توانسته درباره «شهرها» برایمان قصه تعریف کند؟
ماجرای شهرها و فیلمها، ماجرایی است که از ابعاد مختلف میتوان به آن پرداخت اما آنچه در این نوبت و به بهانه اکران فیلم «بخارست» بهدنبال آن بودیم، صرفا از جنس یک خاطرهبازی است. هر چند میدانستیم نام این فیلم هم بیش از ارجاع بهنام یک شهر، در واقع آدرس خیابانی در پایتخت، یعنی خیابان بخارست تهران را نشانه رفته است اما وسوسه است دیگر! به همین بهانه سراغ فهرست فیلمهایی رفتیم که ردپایی از یک شهر خارجی در نامشان به یادگار مانده است. جالب اینکه استفاده از نام شهرهای خارجی در فیلمهای ایرانی تنوع بالایی داشت و از نمونههای غربی و مقصد مهاجرت، تا شهرهای آسیبدیده در کشورهای همسایه را شامل میشد.
در این میان علاوهبر ارائه فهرستی از 10 فیلم که احساس میکردیم تعداد افرادی که خاطره مشترک با آنها دارند احتمالا بیشتر است، تلاش کردیم به این پرسش هم پاسخ دهیم که بهرهگیری از نام شهرهای خارجی در این آثار تا چه حد در راستای خط داستانی و فضای درام بوده و چقدر متأثر از یک بار تبلیغاتی برای گیشه؟! به استناد همین فهرست میتوان اذعان کرد که فیلمسازان ایرانی اکثرا نگاهی توریستی و کارتپستالی به شهرهای خارجی داشتهاند و کمتر پیش آمده تا با نگاهی عمیق و متأثر از فرهنگ و مناسبات یک شهر خارجی، سراغ آن بروند. فرصت این تحلیلها البته بماند برای وقتی دیگر؛ آنچه اینجا میخوانید، تنها از جنس یک خاطرهبازی است!
حاجی واشنگتن/ علی حاتمی
درباره فیلم چه میدانیم؟
یکی از مهجورترین فیلمهای زندهیاد علی حاتمی است که عنوان تنها فیلم توقیفی کارنامه این فیلمساز معتبر ملی را هم بر خود دارد! علی حاتمی این فیلم را در سال 61 کارگردانی کرد اما به دلایلی که هیچگاه مشخص نشد، بعد از رونمایی از آن در جشنواره فیلم فجر، تا سالها در محاق توقیف ماند و بعد از درگذشت این هنرمند نامدار ایرانی بود که فیلم فرصت اکران عمومی بهدست آورد.
درباره شهر چه میدانیم؟
واشنگتن، در داستان فیلم «حاجی واشنگتن» همان شهری است که در سال 1306 حاج حسینقلیخان نوری از سوی ناصرالدینشاه با سمت نخستین سفیر ایران در آمریکا به آنجا میرود. یکی از شهرهای مهم آمریکا که طبیعتا ورود یک ایرانی بلندپایه به آن جذابیتهایی داشته است.
داستان فیلم چه ارتباطی با شهر داشت؟
داستان فیلم در دوره قاجار و در شهر واشنگتن میگذرد اما علی حاتمی در آن کنایههایی روشن به مفهوم سیاستورزی در ایران میزند. از این منظر میتوان گفت فیلم بیش از آنکه ناظر به شهری در کشور آمریکا باشد، روایتی از وضعیت سیاستورزی در ایران است و احتمالا به همین دلیل هم روایت آن برای مسئولان وقت سینمایی حساسیتبرانگیز بوده است.
توکیو بدون توقف/سعید عالمزاده
درباره فیلم چه میدانیم؟
یکی از فیلمهای کمدی نهچندان موفق در سینمای ایران محسوب میشود که حتی بازیگر اصلی آن مهران مدیری، چند سال بعد، از ایفای نقش در آن ابراز پشیمانی کرد! از سعید عالمزاده و کارنامهاش که طبیعتا انتظاری نبود اما فیلمنامه این فیلم را فرهاد توحیدی نوشته بود و حتما برای او این فیلم یک شکست بود. پانتهآ بهرام و حسن شکوهی دیگر بازیگران این فیلم بودند.
درباره شهر چه میدانیم؟
توکیو از شهرهای مهاجرپذیر ژاپن محسوب میشود که در مقطعی جوانان ایرانی بسیاری رویای سفر به آن را داشتند تا بتوانند در آن کاری پیدا کنند و به درآمدی برسند. همین ایده هم در قالب یکی از کاراکترهای محوری این فیلم بروز پیدا کرده و اساس نام فیلم هم به کاراکتر «محسن توکیو» ارجاع دارد که عشقش سفر به ژاپن است!
داستان فیلم چه ارتباطی با شهر داشت؟
همانطور که اشاره شد، فیلم «توکیو بدون توقف» از آن دست فیلمهایی است که اشاره به شهر در نام آن، چندان کارکرد محتوایی ندارد و صرفا شوخی با یک موج است؛ موج علاقهمندی جوانان ایرانی به مهاجرت به ژاپن. همین!
بدرود بغداد/ مهدی نادری
درباره فیلم چه میدانیم؟
در جشنواره سال 88 رونمایی از فیلم «بدرود بغداد» بهصورت ویژه موردتوجه منتقدان و اصحاب رسانه قرار گرفت. اولین تجربه کارگردانی بلند مهدی نادری از فیلمهای قابل توجه در ساختار و روایت بود که در ترکیب فیلماولیهای آن دوره جشنواره جایگاهی ویژه برای او دست و پا کرد. این فیلم بعدها به نمایندگی از سینمای ایران به آکادمی اسکار هم معرفی شد.
درباره شهر چه میدانیم؟
بغداد بزرگترین شهر و اساسا پایتخت کشور عراق است که در تحولات بسیاری در این کشور، محوریت داشته است. جنگ آمریکا و حمله به این کشور هم از همین منظر مورد توجه مهدی نادری قرار گرفته تا برای درام جنگی خود، شهر بغداد را بهصورت نمادین انتخاب کند.
داستان فیلم چه ارتباطی با شهر داشت؟
داستان فیلم «بدرود بغداد» درباره رویارویی دو سرباز در میدان جنگ است؛ یک سرباز عراقی و یک سرباز آمریکایی که هر یک به دلایلی شخصی و بدون خواست قلبی مسیرشان به میدان جنگ رسیده است. فیلم اشاره و ارجاع مستقیمی به شهر بغداد ندارد و پایتخت عراق صورتی نمادین در روایت آن دارد.
سنپطرزبورگ/بهروز افخمی
درباره فیلم چه میدانیم؟
بهروز افخمی در سال 88 این فیلم را بهعنوان یکی از موفقترین تجربههای فیلمسازی خود در کارنامهاش ثبت کرد. فیلمی با فیلمنامهای از پیمان قاسمخانی که حالا و پس از سالها همچنان میتوان آن را یکی از موفقترین کمدیهای سینمای ایران توصیف کرد. نقشآفرینی پیمان قاسمخانی و محسن تنابنده در این فیلم از برگبرندههای آن محسوب میشوند.
درباره شهر چه میدانیم؟
این شهر بعد از مسکو، دومین شهر بزرگ در کشور روسیه محسوب میشود. این شهر سبقه تاریخی بسیار پررنگی در تحولات روسیه دارد و بهعنوان یکی از شاهراههای فرهنگی و اقتصادی این کشور بهحساب میآید. اتفاقا همین سابقه تاریخی در روایت پیمان قاسمخانی مورد تأکید قرار گرفته است.
داستان فیلم چه ارتباطی با شهر داشت؟
«سنپطرزبورگ» در واقع داستان دو دزد خردهپا را روایت میکند که نقشه گنجی از میراث تزار روس به دستشان میرسد. ارجاع فیلم بهنام شهر سنپطرزبورگ هم ارجاعی کمیک و تا حدودي همراه با اغراقهای فانتزی است و به واقعیت بیرونی این شهر ارتباط چندانی ندارد. پیمان قاسمخانی تنها از نام این شهر روس، برای خلق موقعیتهای کمدی بهره گرفته است.
برلین منفی هفت/ رامتین لوافیپور
درباره فیلم چه میدانیم؟
در ابتدای دهه 90 برای نخستینبار مسئولان وقت سازمان سینمایی فهرستی را منتشر کردند تا اعلام کنند از کدام پروژههای سینمایی تحتعنوان «آثار فاخر» حمایت مالی کردهاند! فارغ از اینکه هر یک از آن آثار چه سرنوشت عجیب و غریبی پیدا کردند، نام «برلین منفی هفت» هم در همان فهرست بود. فیلمی که دومین تجربه کارگردانی رامتین لوافیپور بهحساب میآمد.
درباره شهر چه میدانیم؟
برلین یکی از شهرهای معروف کشور آلمان است که در مقاطع زمانی مختلف، بهعنوان یکی از شهرهای مهاجرپذیر این کشور نیز شناخته میشود. رامتین لوافیپور در روایت خود روی این وجه از شهر برلین متمرکز شده و داستان شخصیتهایش را در این شهر به تصویر درآورده است.
داستان فیلم چه ارتباطی با شهر داشت؟
مضمون اصلی فیلم «برلین منفی هفت» مهاجرت است و این مضمون را در قالب داستان زندگی یک خانواده عراقی به تصویر درآورده است که در پی جنگ، دست به مهاجرت میزنند. «برلین» از این زاویه، بیش از آنکه بهعنوان یک «شهر» مورد توجه فیلمساز باشد، بهعنوان بستری برای روایت «مهاجرت» انتخاب شده است.
به وقت شام/ ابراهیم حاتمیکیا
درباره فیلم چه میدانیم؟
یکی از پرهزینهترین تجربههای فیلمسازی ابراهیم حاتمیکیا محسوب میشود که در سال 96 به سرانجام رسید. فیلم «بهوقت شام» جایگاهی استراتژیک در ویترین تولیدات سینمای ایران دارد و به همین دلیل از محصولات مهم سازمان رسانهای اوج نیز بهحساب میآید.
درباره شهر چه میدانیم؟
شام در واقع نام یک شهر نیست و فراتر از آن منطقهای وسیع را شامل میشود که دربرگیرنده سرزمینهایی است که امروزه کشورهای سوریه، اردن، لبنان، فلسطین، قبرس و حتی بخشهایی از جنوب ترکیه و شرق مصر میشود. از شهرهای مهم سرزمین شام میتوان به دمشق و حلب اشاره کرد و از آنجاییکه روایت فیلم حاتمیکیا مرتبط با جنایتهای داعش در کشور سوریه است، این نام را برای فیلم خود انتخاب کرده است.
داستان فیلم چه ارتباطی با شهر داشت؟
آنچه در «به وقت شام» مورد توجه فیلمساز بوده است، بیش از موقعیت جغرافیایی و خاستگاه فرهنگی منطقه شام، فرهنگ و سابقه گروههاي تکفیری و مشخصا داعش بوده است. از این منظر انتخاب این عنوان برای فیلم هم بیشتر یک ارجاع فرامتنی به این گروهک محسوب میشود که ارتباط مستقیمی با سرزمین شام ندارد.
لسآنجلس-تهران/ تینا پاکروان
درباره فیلم چه میدانیم؟
بعد از «خانوم» و «نیمه شب اتفاق افتاد»، حتما باید فیلمی مانند «لسآنجلس-تهران» را یک تجربه غریب و غیرمنتظره در کارنامه تینا پاکروان توصیف کرد! فیلمی بلاتکلیف که نه میتوان جزو آثار جدی سینما درباره موضوع مهاجرت به آن اشاره کرد و نه در فضای کمدی و خنده گرفتن از مخاطب عملکرد قابلدفاعی داشته است! فیلم بیشترین بهرهاش را از حضور پرویز پرستویی برد و البته برای این بازیگر هم تجربهای شکستخورده محسوب میشود.
درباره شهر چه میدانیم؟
شهری مشهور در کشور آمریکا که برخی آن را شهر فرشتگان هم توصیف میکنند. از نکات جالب این شهر برای ایرانیان، آمار قابلتوجه مهاجران ایرانی ساکن در این شهر است. لسآنجلس از این منظر ظرفیتهای دراماتیک بسیاری برای داستانگویی دارد اما این آن اتفاقی نیست که در فیلم پاکروان افتاده باشد!
داستان فیلم چه ارتباطی با شهر داشت؟
داستان فیلم بیشتر درباره یک ایرانی است که پس از سالها زندگی در لسآنجلس به ایران بازگشته است. هرچند بخشهایی از فیلم در آمریکا تصویربرداری شده اما واقعیت این است که فیلم بیشتر درباره مهاجران ایرانی است تا درباره یکی از شهرهای آمریکا.
تگزاس/ مسعود اطیابی
درباره فیلم چه میدانیم؟
حتما باید این فیلم را در ردیف تجربههای قابل دفاع سینمای ایران در زمینه ساخت کمدیهای گیشهپسند، طی سالهای اخیر قرار داد. فیلمی که مسعود اطیابی با تکیه بر یک زوج موفق تلویزیونی یعنی پژمان جمشیدی و سام درخشانی آن را در سینما به سرانجام رساند و پاسخ بسیار خوبی از ناحیه مخاطبان دریافت کرد. نام اصلی فیلم «جزیره تگزاس» است.
درباره شهر چه میدانیم؟
با شنیدن نام «تگزاس» احتمالا اولین جایی که به ذهن میآید، یکی از ایالتهای معروف آمریکاست اما واقعیت این است که درج عنوان کوچک «جزیره» در نام اصلی فیلم، به این دلیل است که منظور اصلی در داستان فیلم اشاره به جزیرهای به همین نام در کشور برزیل است!
داستان فیلم چه ارتباطی با شهر داشت؟
طبیعتا وقتی قرار است داستان فیلم در جزیرهای ناشناخته بهنام «تگزاس» در برزیل، رقم بخورد، نمیبایست انتظار چندانی درباره اشاره به شناسنامه این جزیره در فیلم داشته باشیم. نکته مهم این است که بدانیم فیلم هیچ ارتباطی با شهری که با شنیدن نام «تگزاس» در ذهنمان مجسم میکنیم، ندارد!
کلمبوس/هاتف علیمردانی
درباره فیلم چه میدانیم؟
هاتف علیمردانی را بیشتر بهواسطه آثار اجتماعی و ملودرامش میشناختیم و شاید به همین دلیل بعد از فیلمهای «بهخاطر پونه»، «کوچه بینام» و حتی «آباجان» مواجهه با فیلم کمدی «کلمبوس» در کارنامهاش غیرمنتظره بود. فیلمی که آن را در سال 97 کارگردانی کرد و از نظر ویترین بازیگران یکی از موفقترین ترکیبها را در اختیار داشت. با اینهمه اما نتوانست تبدیل به تجربهای موفق در کارنامه این فیلمساز شود.
درباره شهر چه میدانیم؟
کلمبوس هم نام یکی از شهرهای پرجمعیت آمریکاست که اتفاقا از مناطق در حال پیشرفت این کشور هم محسوب میشود و به همین دلیل مقصد جذابی برای طیفی از مهاجران ایرانی بهحساب میآید.
داستان فیلم چه ارتباطی با شهر داشت؟
ایده محوری فیلم «کلمبوس» تلاش یک خانواده برای مهاجرت همیشگی به این کشور است. آنها درست در آستانه این سفر با روی کار آمدن ترامپ در آمریکا مواجه میشوند که قانون منع ورود ایرانیان به این کشور را تصویب میکند. فیلم ارجاعات بسیاری به فضای سیاسی حاکم میان ایران و آمریکا دارد ولی واقعیت این است شهر «کلمبوس» بهصورت خاص هیچ سهمی از داستان فیلم ندارد!
بخارست/ مسعود اطیابی
درباره فیلم چه میدانیم؟
مسعود اطیابی که در راکدترین دوران سینمای ایران با دو فیلم «دینامیت» و «انفرادی» طی دو سال اخیر، بیش از دوسوم درآمد ثبتشده در گیشه سینمای ایران را بهنام خود ثبت کرده بود، با همان فرمول کمدیسازی، «بخارست» را هم به سرانجام رساند و امید بسیاری هم به فروش آن داشت اما این موفقیت لااقل تا امروز برای فیلم حاصل نشده است. زوج اصلی این فیلم پژمان جمشیدی و حسین یاری هستند.
درباره شهر چه میدانیم؟
بخارست بزرگترین شهر و پایتخت کشور رومانی است که جایگاهی تاریخی و فرهنگی هم در این کشور دارد و از شهرهای توریستپذیر آن محسوب میشود.
داستان فیلم چه ارتباطی با شهر داشت؟
واقعیت این است که اطیابی مانند تجربهای که در «تگزاس» داشت، اینجا هم نام شهر معروفی را بر فیلم خود گذاشته اما وقتی فیلم را تماشا میکنید متوجه میشوید منظور دیگری از این نام داشته است! «بخارست» در فیلم اطیابی اشاره به آدرس محل کار کاراکتر اصلی در خیابان بخارست تهران دارد و فیلم اساسا هیچ ربطی به شهر بخارست ندارد!



