روزنامه هفت صبح، سوسن سیرجانی | سیروس میمنت از دهه شصت در سینما و تلویزیون حضوری فعال دارد. اولین بار برای همکاری با بهرام بیضایی به سینما قدم گذاشته اما اولین بار بازیاش در «معجزه خنده» دیده شده. از زمان «ساعت خوش» فعالیت در تلویزیون را هم تجربه کرده. به عنوان نویسنده و بازیگر فعالیتهای مشترک زیادی با رضا عطاران و سعید آقاخانی داشته. پای ثابت کمدیهایی مثل «زیر آسمان شهر» و «کمربندها را ببندیم» بوده و در تیتراژ سریال «خانه به دوش» هم نامش به همراه سعید آقاخانی تحت عنوان نویسنده طرح سریال آمده.
میمنت این اواخر به خاطر بازی در نقش کیوان سریال «نون.خ» خیلی بیشتر مورد توجه قرار گرفته. او بعد از خود سعید آقاخانی، بیشترین بازی را دارد. حالا هم همزمان با حضور در فصل پنجم جوکر و درخشش به عنوان نفر اول در این مسابقه، در سریال «راز بقا» به کارگردانی آقاخانی در شبکه خانگی هم در نقش رئیس باند قاچاق بازی دارد. مصاحبه مفصل هفت صبح را با سیروس میمنت درباره کارنامهاش بخوانید.
ورود به سینما
از سال ۱۳۷۵ با بازی در فیلم «معجزه خنده» زندهیاد یدالله صمدی وارد سینما شدید. قبل از آن چه میکردید؟
پیش از فیلم «معجزه خنده» اولین حضور من در سینما، به بازی در فیلم «شاید وقتی دیگر» به کارگردانی بهرام بیضایی برمیگشت. اگر به یاد داشته باشید شخصیتی که خانم سوسن تسلیمی بازی میکردند، در توهم خود غرق است و شبحی به سراغش میآید، من نقش آن شبح را بازی میکردم. بسیار هم کار سختی بود و به شیوه تئاتری باید اجرا میشد. اما در مونتاژ و نسخه نهایی این سکانسها از فیلم درآمد و هیچ وقت هم دلیل اصلی این موضوع و حذف آنها را متوجه نشدم.
قبل از همکاری با بهرام بیضایی در تئاتر فعالیت داشتید؟
بله. پیش از ورود به سینما هم در حوزه تئاتر، مینوشتم هم کارگردانی و بازی میکردم. همچنین قبل از جنگ در تلویزیون کرمانشاه فعالیت داشتم. در سالهای جنگ هم گروههای تئاتری را به مناطق جنگی میبردم. تا اینکه سالهای بعد از جنگ به تهران مهاجرت کردم.
با یدالله صمدی چطور روبهرو شدید؟ انتخابتان برای «معجزه خنده» چطور اتفاق افتاد؟
من در یک سری برنامههای تلویزیونی فعالیت داشتم، در آن زمان یدالله صمدی من را دیده بود و به همراه آرش میراحمدی، دعوت شدیم برای بازی در «معجزه خنده».
تا سال ۱۳۷۶ چند فیلم و سریال بازی کردید. حرفهای، مرد عوضی و همه فرزندان من. اما بعد از آن تا سال ۱۳۸۳ که در خانه به دوش رضا عطاران کار کنید، فعالیتتان کمرنگ شد.
این وقفه دو دلیل داشت. اول نوع پیشنهادهایی بود که به سمتم میآمد و برایم قابل پذیرش نبود و دوم مسایل شخصی بود که باید به هرحال زندگی را میچرخاندم و درگیر کارهای دیگر بودم.
یعنی در این بازه منبع درآمدتان از جای دیگری بود؟
نه چون به جز بازیگری، کار نویسندگی هم میکردم. دقیقا در همان سالهایی که دربارهاش صحبت میکنیم من یک کار بلند تلویزیونی به نام «رادیو مهتاب» را به همراه سعیدآقاخانی نوشتم که بهمن زرینپور آن را کارگردانی کرد. سریالی ۲۰ قسمتی با اپیزودهایی که هرکدام بازیگران متفاوتی داشت.
پای ثابت کمدیهای نود شبی
پس در یک بازهای نویسندگی برایتان اولویت پیدا کرده بود.
ببینید من از زمان پیدایش سریالهای ۹۰ شبی در تلویزیون، مثل «زیر آسمان شهر»، «کمربندها را ببندید» و… همیشه یک پای ثابت گروه نویسندگان بودم. در تمام سالهایی که کمتر بازی کردم، مشغول نوشتن آیتم و کار بر روی فیلمنامه بودم. حتی در سالهای تولید سریال «ساعت خوش» آیتم مینوشتم و به واسطه یکی از دوستانم این آیتم را برای گروه میفرستادم. البته این کار را خیلی نویسندههای دیگر هم انجام میدادند که شاید دوست نداشته باشند حالا اسمی از آنها ببرم.
چطور از طرف رضا عطاران برای بازی در «خانه به دوش» دعوت شدید؟
این را در ابتدا بگویم که طرح اولیه سریال «خانه به دوش» برای من بود که آن را همراه سعید آقاخانی پرورش دادیم تا به یک طرح درست تبدیل شد. اگر در تیتراژ این سریال هم ببینید، اسم ما دو نفر تحت همین عنوان آمده است. شناخت من از رضا عطاران به همان سالهای مجموعه «ساعت خوش» برمیگردد، اما پیش از «خانه به دوش» هم ما با هم در یک مجموعه به نام «لبه شادی» همکاری داشتیم. این سریال در تلاش بود که در مایههای ساعت خوش باشد. عطاران در آن کار مجری بود و من نویسنده و بازیگر. سالها پس از این مجموعه دوباره سر «خانه به دوش» به هم رسیدیم.
همکاری شما با عطاران در «متهم گریخت» هم ادامه داشت. کار با او چطور بود؟
بدون هیچ حاشیهای باید گفت کار با او بی نظیر است، چون واقعا نمونه رضا عطاران دیگر وجود ندارد. جالب است که طرحهایی نوشتم که بر روی کاغذ خیلی بهتر از فیلمنامهها و طرحهایی بوده که عطاران آنها را کارگردانی کرده، اما طرحهای من در تصویر با کارگردانی افراد دیگر، آن چیزی نشد که خانه به دوش شد. چون عطاران طنز را میشناسد و طنز یک لحظه یک نقطه طلایی است که رضا عطاران آن را هیچ وقت از دست نمیدهد.
ایفای نقشهای جدی
برآیند فعالیتهای شما نشان میدهد که از همان ابتدا به آثار کمدی توجه بیشتری نشان میدادید. خودتان را همیشه یک کمدین میدانستید یا پیشنهادها اینطور بود؟
اتفاقا خودم را هیچوقت کمدین نمیدانم، بلکه همیشه خودم را یک بازیگر میدانم که در هر ژانر خودش را میتواند نشان دهد. اما شاید برحسب نیاز جامعه به سمتی گرایش پیدا کردم که به ژانر طنز نزدیکتر باشم. جامعه ما سالها است که به خندیدن و امید احتیاج دارد و این کار بسیار قشنگی است اگر کسی بتواند به درستی آن را انجام دهد.
شما در سریالهای جدی هم حضور داشتهاید، اما همان نقشها را هم با ته مایه طنز ایفا کردهاید. این هم به دلیل علاقه و گرایشتان به طنز است یا نوع بازی شماست؟
نقشهای منفی بسیار زیادی در کارنامه من است، اما براساس آن نوع بازی که در ذهن من است، همانها را هم به شکلی بازی کردم که منفی شیرینی شده باشد. مثلا سریال «دلنوازان» یا در مثالی بهتر همین « متهم گریخت»؛ نقشی که داشتم یک خلافکار سنگین بود به نام عبدل آبدوغ. اما با هدایتهای عطاران چنان آن را شیرین درآوردیم که یک فرد منفور را به یک آدم باورپذیر تبدیل کردیم. مثلا خلافهای سنگین میکرد و بعد در خانه به همراه زنش رب گوجه میگرفت و میفروخت.
همکاری با سعید آقاخانی
بین کارگردانها بیشترین همکاری را با سعید آقاخانی داشتید. «هندوانه شب یلدا»، «خروس»، «روزهای بد به در»، «بیمار استاندارد» و «نون خ ۲ و ۳» و حالا هم «راز بقا» در شبکه خانگی. چه اتفاقی افتاد که این همکاری شکل گرفت و سالهای طولانی ادامه پیدا کرد؟
از همان دوران ساعت خوش، چون هردوی ما کرد بودیم، رفاقت عمیقی بین ما ایجاد شد که در سالهای بعد با هم مینوشتیم و بعدها او کارگردانی کرد و من بازیگرش شدم. این را هم اضافه کنم که سعید آقاخانی هم در حد و اندازه رضا عطاران طنز را میشناسد و واقعا جایگزینی برایش وجود ندارد.
در سالهای اخیر هم انگار کمدیهایی که میسازد قویتر شدهاند.
بله دقیقا، مثلا همین «رازبقا» یک ایده بکر و پرداخت واقعا مورد توجه دارد. یا سریال «نون خ» به لحاظ ریتم و ساختار یک مجموعه بینظیر در تلویزیون است.
بازی در سریال نونخ
با نقش کیوان در سریال «نون خ» بسیار مورد توجه قرار گرفتید. اندازه نقش از ابتدا پررنگ بود یا با توجه به استقبال زیادی که از این نقش شد و واکنشهایی که از مردم دریافت میکردید به مرور حجم نقش پررنگتر شد؟
این یک امر بدیهی است که وقتی بازخوردها را یک کارگردان و تهیه کننده میگیرند، براساس آن نقشها پررنگتر میشود.
فکر میکنید نونخ کماکان پتانسیل این را دارد که ادامه پیدا کند؟
اصولا هر کار پرمخاطبی میتواند در چندین فصل تولید شود به شرط آن که هر فصل بهتر از قبلی پیش برود. «نون خ» هر فصل که پیش رفت پر مخاطبتر شد و این اتفاق خوبی برای یک سریال است.
انتخاب برای جوکر
انتخابتان برای جوکر چطور بود؟
واقعیت این است که من از سالها پیش وقتی احسان علیخانی یک جوان ۱۹-۱۸ ساله بود و تازه کارش را شروع کرده بود، با همدیگر در یک برنامه زنده تلویزیونی برای شبکه جامجم به نام «سقف آبی» همکاری داشتیم.پس از آن ما هم مخاطب کارها و تولیدات خوب، پرمحتوا و پرمخاطب آقای علیخانی بودیم. بنابراین وقتی پیشنهاد این کار شد با توجه به اینکه فصل اول «جوکر» را هم دیده بودم و دوست داشتم، با افتخار پذیرفتم و همکاری ما شکل گرفت.
به طور کلی نظرتان درباره ساختار و قوانین این برنامه چه بود؟
نخندیدن کار خیلی سختی است. حتی زمانی که من یکبار خندیدم و کارت زرد گرفتم، از نظر خودم خنده نبود اما خب آنها این خندیدن را به عنوان اشتباه قلمداد کردند.
در ابتدای دعوت به شما میگفتند که چه کسانی در گروهتان هستند؟ وقتی متوجه شدید همتیمیهایتان چه کسانی هستند چه حسی داشتید؟
روند کار به این شکل بود که ما قبل از ضبط به تنهایی و جداگانه با گروه نویسندگان و کارگردانی جلسه داشتیم و آنجا با هم گروهیها آشنا میشدیم و تا روز ضبط همدیگر را نمیدیدیم. اصلا حس رقابتی در خودم احساس نمیکردم و بیشتر به نتیجه کار که تولید یک شوی پرمخاطب و مردمپسند بود فکر میکردم. البته نهتنها من بلکه فکر نمیکنم برای هیچ کدام از بچهها حس رقابت وجود نداشت. با اینکه به هرحال هیچ کس از اینکه اول شود و جایزه ببرد بدش نمیآید. اما این را هم باید در نظر گرفت که هیچکس نمیآید جذابیت یک برنامه را فدای برنده شدن خود و گرفتن پول فدا کند. آنهم پولی که چندان مبلغ چشمگیری هم نبود و در بسیاری از قسمتها دیدیم که بچهها این پولها را برای امور خیریه اهدا میکردند.
فعالیت در شبکه خانگی
شما حالا با «جوکر» و «راز بقا» به شبکه نمایش خانگی آمدهاید و در سریال رازبقا به عنوان رئیس باند قاچاق دارو بازی میکنید. با این تجربه چقدر تفاوت میان تلویزیون و شبکه نمایش خانگی میبینید؟ اصلا کار با این رسانه چطور است؟
کار با نمایش خانگی خیلی خوب است، اما ای کاش این برنامهها و سریالها در خود تلویزیون ساخته میشد. وقتی اینهمه شبکههای ماهوارهای وجود دارد، تنها چیزی که میتواند از لحاظ فرهنگی به مردم کمک کند، تلویزیون است.
درباره محدودیتهای کمتر این رسانه در قبال تلویزیون، برای شما هم قابل احساس بود؟
ببینید بیشتر بر میگردد به حساسیتهای تلویزیون، اما به هر حال هر دو در همین کشور و با همین چارچوب و قوانین ساخته میشود. من هم نون خ را برای سعید آقاخانی در تلویزیون بازی کردم و حالا هم رازبقا را دوباره برای او در شبکه نمایش خانگی. اصلا تفاوتی ندارد که بخواهیم اینها را از لحاظ ساختاری جدا کنیم. مثلا اینطور نیست کارگردان در نمایش خانگی بگوید حالا که اینجا هستیم این کار را میتوانیم انجام دهیم که در تلویزیون نمیشد. در حد باز بودن دکمههای یقه پیراهن شاید که آن هم به دیدگاه تلویزیون بر میگردد که نباید اینطور باشد و هرچه به جامعه نزدیکتر باشد درستتر است.
طرح برای فصل جدید زیرآسمان شهر
چند سال پیش خبرهایی منتشر شد درباره همکاری شما در نگارش فصل جدید «زیر آسمان شهر». شایعه بود یا قصد همکاری داشتید؟ چرا هیچ وقت به سرانجام نرسید؟
بله درست است. اما داستان از این قرار بود که من آن موقع طرحی داشتم که پیش یکی از تهیهکنندهها بردم. همان زمان مهران غفوریان سر پروژهای با آن تهیهکننده در حال همکاری بود. آن تهیهکننده به من گفت، مردم زیر آسمان شهر را خیلی دوست داشتند، الان مهران هم در حال همکاری با ما است، چقدر خوب است که این نام طرح تو را بگذاریم زیر آسمان شهر. من هم گفتم مشکلی ندارم و قرار بر این شد که شاکله طرح حفظ شود و براساس ساختار زیر آسمان شهر آن را جلو ببریم.
چون نویسنده اصلی زیر آسمان شهر رضا عطاران بود، با وجود اینکه آن دوران روزهای سختی برای عطاران بود و تازه پدرش را از دست داده بود، اما چند جلسه نشستیم و درباره کار صحبت کردیم. اما دقیقا زمانی که قصد شروع پیش تولید را داشتیم، داود میرباقری ساخت سریال «ماه تی تی» را شروع کردند و مهران غفوریان برای بازی در آن دعوت شد. ما قرار بود اول پاییز روی آنتن برویم و این اتفاق باعث شد فصل را از دست بدهیم و سال بعد هم هرکس مشغول کار بود و کلا هیچ وقت به سرانجام نرسید.
یکی از موفقیت کاراکترهای سریال «نون.خ» به کارگردانی سعید آقاخانی، کیوان بود. درواقع بعد از خود نورالله پررنگترین نقش را داشت و بخش مهمی از جذابیت سریال روی دوش این کاراکتر بود. با سیروس میمنت بازیگر نقش کیوان درباره این سریال و همکاری با سعید آقاخانی گپ زدهایم.
این از عهده هرکسی بر نمیآید که سریالی مثل «نون خ» را به خوبی دربیاورد. میبینید سکانسهای شلوغی که گاهی حتی به ۲۰۰ نفر میرسد را با چه ظرافتی هدایت میکند. در تمام این بحث هدایت خلاقیت را هم فراموش نمیکند. سعیدآقاخانی شعاری دارد که همیشه هم در زمان فیلمبرداری آن را بلند اعلام میکند که:«ما قرار نیست به هر شکلی مردم را بخندانیم، ما کار خودمان را میکنیم، حالا اگر سکانسی خندهدار بود، مردم میخندند».
از سوی دیگر از تکرار به شدت فراری است، حتی خاطرم است که یک روز سکانس شلوغ و سختی را فیلمبرداری میکردیم و در یکی از برداشتها یک نفر بلند داد «بزن دست قشنگهرو»، این دیالوگ در آنجا کاملا شیرین بود، اما سعید آقاخانی فیلمبرداری را متوقف کرد و دوباره سکانس را گرفت چون معتقد بود این حرف و ریاکشن خیلی استفاده شده و تکراری است. امیر وفایی نویسنده بسیار خوبی است و طنز خوبی دارد، اما سر صحنه ممکن است سعیدآقاحانی ناگهان همه چیز را تغییر دهد.
البته نه درباره همه سکانسها، اما چون به وجود آوردن آن صحنهای که میخواهد بسیار برایش مهم است، گاهی تغییرات زیادی در هر سکانس میدهد. از طرفی پیشنهادات را هم میپذیرد و اگر در راه بهبود کار باشد بسیار استقبال میکند. من هم به عنوان بازیگر پیشنهاداتم را ارئه میدهم و او گاهی پذیرفته و گاهی هم رد کرده. به هر حال استارت را امیر وفایی میزد، ما هم از خودمان پیشنهاداتی داشتیم و در نهایت با تصمیم سعیدآقاخانی به نتیجه مطلوب میرسیدیم.



