روزنامه هفت صبح | با پخش قسمت پانزدهم حرفهای، پرونده این سریال در شبکه خانگی بسته شد. با این حال تک دیالوگ پایانی «سیامک کجا است؟» این احتمال را پیش میکشد که سریال میتواند فصل دوم هم داشته باشد. اگر این اتفاق هم رخ ندهد، تکلیف قصه مشخص است و رازهایی که در طول داستان وجود داشت، برملا شدهاند. حرفهای نخستین تجربه سریال سازی مصطفی تقیزاده و اولین تجربه بازیگری سیروان خسروی است. خسروی در نقش سیامک بازی قابل قبولی داشت و توانست نقش یک آدمکش خلافکار خونسرد را باورپذیر ارائه دهد.
تقیزاده هم از پس روایت یک داستان سرراست برآمد. ایرادهای حرفهای عمدتا ناظر بر اتفاقاتی است که با «منطق» نمیخواند. با این حال، مخاطب میتوانست آن اتفاقات را در لوای الزامات دراماتیک حل کند و با قصه همراه شود. درباره قسمت آخر و شیوه باز شدن گرهها دو نظر وجود دارد: عدهای شوکه شدهاند و برخی میگویند از چند قسمت مانده به پایان، هویت قاتل اصلی لو رفته بود. نظر سومی هم هست و این که دوره چنین قصههایی تمام شده و چرا باید ذهن مخاطب در ۱۴ قسمت درگیر داستانی با پایانی این چنین باشد؟
کامنتها
وحید سعیدی: «حرفهای» شروع ناامیدکنندهای داشت، اما آرام آرام سروشکل گرفت و مخاطب درگیر داستانش شد. اگرچه حرفهای پایانی تقریبا قابل پیشبینی داشت، اما با اینحال نسبت به دیگر سریالهای جنایی ایرانی داستان و گرههایش را بهتر طراحی کرد. کمفروشی دو قسمت پایانی تا حدی روی موفقیت نسبی این سریال سایه انداخت.
احمد رنجبر: دست حرفهای از یک جا برای مخاطب تیزهوش باز شده بود. تا جایی که تلاش برای بالا بردن هیجان در سکانس معرفی قاتل اصلی، باسمهای بهنظر میرسید. با این حال سریال در مجموع اثری سرگرم کننده بود و قدرت کافی برای همراه کردن مخاطب با خود را داشت.



