روزنامه هفت صبح، مصطفی آرانی| پنج اختلاف مهم امارت‌های مختلف کشور کوچک اما ثروتمند جنوب خلیج فارس.داستان عجیب فرار همسر دوبی به انگلستان و احتمال مشارکت او با دستگاه امنیتی ابوظبی برای کودتا در اردن که البته باعث بدنامی ‌همسر او نیز می‌شد؛ بازهم موضوع اختلاف بین دوبی و ابوظبی و ساختار ناهمگون امارت‌های سازنده امارات متحده عربی را به موضوع داغ روز تبدیل کرده است. بد نیست که نگاهی به این هفت‌امارت و اختلافات داخلی‌شان داشته باشیم و ببینیم در همسایه کوچک اما ثروتمند جنوبی ما واقعا چه می‌گذرد.

امارات متحده عربی درواقع از هفت‌شیخ‌نشین تشکیل شده است. نام این شیخ‌نشین‌ها عبارت است از: ابوظبی(که پایتختی را برعهده دارد)، دوبی، شارجه، عجمان، فجیره و ام‌القوین که در سال ۱۹۷۱ فدراسیون امارات را تشکیل دادند، به‌ اضافه راس‌الخیمه که در سال ۱۹۷۲ به این فدراسیون پیوست. این امارت‌ها با یکدیگر اختلافاتی دارند که به‌صورت خلاصه در پنج‌دسته قابل بحث است:

***جغرافیا***

نخستین اختلافی که میان این هفت امارت وجود دارد، از وضعیت جغرافیایی و نیز جمعیتی این امارت‌ها برمی‌خیزد. ابوظبی به تنهایی ۸۷درصد از کل خاک امارات متحده عربی را دراختیار دارد و از این جهت، بر دیگران سیطره دارد. با این‌حال ۴۳درصد از کل جمعیت در دوبی ساکن هستند. در یک نگاه دیگر می‌توان گفت که ابوظبی، دوبی و شارجه، ۹۵درصد از کل خاک و ۹۶٫۵درصد از کل جمعیت امارات را دراختیار دارند و در این شرایط مشخص است که عجمان، فجیره، راس‌الخیمه و ام‌القوین، اساسا داخل بازی نیستند.
قانون اساسی: اختلاف دیگر از قانون اساسی امارات نشأت می‌گیرد. قانون اساسی مصوب سال ۱۹۷۱، به‌هیچ‌وجه از قدرت و اختیارات امارت‌های هفت‌گانه، به نفع دولت فدرال نکاسته است. به موجب قانون مذکور، هر امارت هویت مستقل خود را حفظ می‌کند. مطابق قانون اساسی، هر امارت حاکمیت انحصاری بر منابع طبیعی خود را حفظ می‌کند. این اصل به سود ابوظبی است که از نظر منابع نفتی، ثروتمندترین امارت به‌شمار می‌رود. البته در کنار ابوظبی، شارجه و دوبی نیز بیشتر به‌لحاظ تجاری و کمتر به‌خاطر نفت، قدرتمند هستند و از این‌روست که در قانون اساسی آمده که تصمیم‌گیری در شورای عالی فدرال که از حکام هفت امارت تشکیل می‌شود به رای پنج امارت نیاز دارد و حتما باید دوبی و ابوظبی جزو موافقین باشند.

***روابط خارجی***

در عین حال از قدیم‌الایام ابوظبی با دوبی یک اختلاف تاریخی درباره نحوه تعامل خارجی داشت. دوبی از زمان‌های گذشته براساس رویکرد تجارت‌محور در اداره امور، به‌دنبال حفظ رابطه خوب با همسایگان و پرهیز از ماجراجویی‌های امنیتی-سیاسی در راستای جذب سرمایه‌ها، سیاست خود را بنا کرده است در‌حالی‌که ابوظبی به‌دلیل رانتی‌بودن منابع درآمدی، نوعا به سیاست خارجی و داخلی مبتنی بر قدرت‌نمایی و پرستیژی علاقه دارد. به همین‌دلیل است که به‌طور مشخص در دوبحران کنونی منطقه یعنی مسئله ایران و نیز تجاوز نظامی‌ به یمن با یکدیگر اختلاف شدیدی دارند. شارجه و دوبی دو لنگرگاه مهم برای صادرات و واردات ایران هستند و بسیاری از تجار ایرانی نیز در این دو شهر امارات، بیزنس دارند. بسیاری از ایرانی‌هایی هم که در دوبی کسب‌وکار دارند، برای اقامت به شارجه می‌روند که نزدیک‌تر است و ارزان‌تر. به همین‌دلیل است که حاکم دوبی قبل از توافق هسته‌ای به صراحت خوستار برداشته‌شدن تحریم‌های ایران شد و تنها امیری از این هفت‌امارت هم هست که به ایران سفر کرده است. در مورد یمن هم نظر دوبی بر کاهش سطح دخالت و کاهش دنباله‌روی از عربستان است و به‌تازگی موفق شده ابوظبی را هم با خود همراه کند.

***سرحدات و مرز***

از سوی دیگر این امارت‌ها اختلافات زیادی در زمینه سرحدی نیز با یکدیگر دارند. مثلا در تاریخ گفته‌اند که اهالی دوبی، درواقع بخشی از قبایل بنی‌یاس، قبیله تشکیل‌دهنده ابوظبی بودند که بعد از اختلاف با حاکمان آن زمان ابوظبی، به سمت دوبی رفتند و همین‌حالا نیز ابوظبی و دوبی بر زمینه سرحدات خود باهم اختلافاتی دارند. شاید ندانید که حتی این دو امارت در سال ۱۹۴۶ با یکدیگر جنگیدند و این جنگ با وساطت انگلستان به پایان رسید. جالب خواهد بود اگر بدانید که پایتخت ابوظبی و دوبی نیز به صورت موقت در ابوظبی انتخاب شده و باید جایی میان سرحدات دوبی و ابوظبی باشد.

***رهبری امارات***

و در پایان، باید به مسئله رهبری امارات اشاره کرد. تا وقتی شیخ زاید، رئیس ابوظبی و رئیس امارات بود، تقریبا مشکلی وجود نداشت اما مسئله از وقتی پیش آمد که او دقیقا در همان حوالی انقلاب اسلامی‌ در ایران، فرزند خود یعنی شیخ خلیفه را به‌عنوان جانشین فرمانده نیروهای مسلح این کشور انتخاب کرد. شیخ‌ راشد حاکم دوبی، اعلام کرد که این تصمیم به صورت انفرادی و بدون مشورت با اعضای شورای عالی فدرال و بدون کسب موافقت وی گرفته شده است و حتی گفته شد که قوای مسلح در دوبی به حالت آماده‌باش درآمدند. همین پروسه بعدها نیز اتفاق افتاد و در حال حاضر که حاکم ابوظبی و رئیس امارات یعنی همان شیخ خلیفه(متولد ۱۹۴۸، ۷۰ساله) بیمار است، برادرش شیخ محمد بن‌زاید(متولد ۱۹۶۱، ۵۶ساله)، نایب‌رئیس ابوظبی و جانشین فرمانده کل قوای امارات است و امور را به‌عهده گرفته اما او با حاکم دوبی یعنی شیخ محمد بن‌راشد(متولد ۱۹۴۹، ۶۹ساله)، اختلاف شدیدی دارد. البته گفته شده که اختلافات دیگری نیز در میان این امرا وجود دارد و مثلا مدتی پیش گفته شد محمد بن‌زاید، ولیعهد کنونی امارات با «حمید النعیمی» حاکم عجمان(متولد ۱۹۳۱، ۸۷ساله) در مغرب دیدار و موضوع کنار گذاشتن «سلطان القاسمی» حاکم شارجه(متولد ۱۹۳۹، ۷۹ساله) را بررسی کرده است اما «محمد بن‌راشد»(حاکم دوبی) و «حمید النعیمی» با آن مخالفت کردند.(در نگارش این مطلب از مقاله اصغر جعفری ولدانی در اطلاعات سیاسی- اقتصادی و نوشته سید‌کاظم صادقی در خبرگزاری فارس استفاده شده است).

***نکته***

البته امارت‌های مختلف از حیث قانونی نیز با‌هم اختلافاتی دارند. مثلا قواعد مذهبی در شارجه و ابوظبی به‌شدت رعایت می‌شود و مثلا در شارجه این امکان نیست که بانوان بتوانند به‌راحتی دوبی، لباس بپوشند. از سوی دیگر در مورد فروش مشروبات الکلی به مسلمانان تقریبا در کل امارات به‌جز عجمان، قواعد سفت و سختی وجود دارد.

سایر اخبارکاربران ویژه - جهانرا از اینجا دنبال کنید.