روزنامه هفت صبح، گروه بازار|‌ مشکل مشترک همه خانواده‌هایی که فرزندانشان خارج از کشور درس می‌خوانند، ترانسفر پول است. تحریم‌ها راه را برای ارسال رسمی و قانونی از طریق شعبه‌های بانکی بین‌المللی بسته و خیلی از خانواده‌ها برای اینکه به فرزندانشان پول برسانند و یا حتی از طرف آنها پولی دریافت کنند، باید راه چاره‌ای پیدا کنند. راه چاره‌ای که مسیرش خیلی امن نیست، اما چاره‌ای جز اعتماد ندارند. این راه به‌غیر از نا‌امنی خیلی هم پرهزینه است.‌

درصدهای اضافه روی هزینه خرید دلار و یورو برای خیلی از خانواده‌ها که چند بار در سال باید پول ارسال کنند، گران تمام می‌شود. البته استرس نرسیدن پول به مقصد هم یک‌طرف دیگر ماجراست؛ بعضی‌وقت‌ها پول در راه می‌ماند و هیچ‌وقت به مقصد نمی‌رسد. گاهی‌وقت‌ها پول به مقصد می‌رسد، ‌اما صراف و پول هر دو با هم غیب‌شان مي‌‌زند. به‌هر‌حال داستان فرستادن پول در این شرایط جزو کارهای پر‌ریسک حساب می‌شود، چون همه روال کار غیر‌رسمی است و وقتی اسم غیر‌رسمی بودن به میان می‌آید دیگر نباید توقعی از آن داشت.

با این اوصاف هر خانواده برای خودش یک مسیر را انتخاب می‌کند، ولی نکته مهم این است که همه مسیرها به صرافی‌های مجاز و غیر‌مجاز ختم می‌شود که برای فرستادن پول به خارج از کشور درصدهای هنگفتی به‌اضافه کارمزد ارسال پول دریافت می‌کنند. روایت‌ها متفاوت است و هر خانواده بسته به اینکه فرزندش در چه کشوری درس می‌خواند اين هزینه را متحمل می‌شود.

روایت اول؛ تورنتو
خواهر فرهاد در تورنتو دانشجوست. به همین دلیل خانواده مجبور هستند هر ماه برای او پول بفرستند. به‌خاطر تحریم و نداشتن کارت اعتباری این خانواده مجبور هستند از طریق صرافی یا مسافر برای فرزندشان پول ارسال کنند. به قول فرهاد پیدا کردن فرد مطمئنی که بتوان به آن پول سپرد کار سختی است، چون ممکن است پول هرگز به دست خواهرشان نرسد. این روش مسافری یکی از راه‌های مرسوم اما خیلی پر‌ریسک است.

به گفته فرهاد بیشتر دانشجویانی که در تورنتو کانادا درس می‌خوانند، عضو گروه‌های تلگرامی هستند که بیشتر برای به اشتراک گذاشتن تجربه‌های ایرانی‌ها و حل مشکلات دانشجویان است. هر وقت کسی بخواهد برای ایران پول بفرستد یا برعکس قرار باشد از ایران برای او پول بفرستند، در این گروه‌ها مطرح می‌کند. اگر کسی عازم ایران باشد یا یکی از آشناهایشان از ایران به کانادا بیاید، ‌در گروه اعلام می‌کند. حالا اینجا دو راه بیشتر ندارند یا باید به آن فرد اعتماد کنند یا اینکه به سراغ گزینه بعدی بروند.

چون با این روش مسافری خیلی‌ها پولشان را از دست داده‌اند و مسافر برای همیشه گم شده و پول‌ها را هم برده است. گزینه بعدی که به‌خصوص در ایران بیشتر مرسوم است، سختی زیادی دارد اما به قول فرهاد مطمئن‌تر است. در این روش خانواده‌ها به صرافی مراجعه می‌کنند و دلار مورد نیازشان را می‌خرند. این صرافی‌ها معمولا یک شعبه دیگر در کردستان عراق دارند. البته قبل از طالبان، در افغانستان هم شعبه داشتند. صرافی در ایران پول را برای همکار عراقی می‌فرستد، آنها هم پول را به کانادا می‌فرستند.

حالا این وسط بحث کارمزدهای کلان به میان می‌آید. هر مقدار پول، کارمزد مشخصی دارد. در این روش هر‌قدر پول کمتری بفرستید باید کارمزد بیشتری بدهید. مثلا کارمزد زیر هزار دلار بین ۴۰ تا ۵۰‌درصد است. به همین دلیل بیشتر خانواده‌ها سعی می‌کنند زیر هزار دلار برای فرزندشان پول ارسال نکنند چون اصلا برایشان صرف ندارد. در مرحله بعد که مبلغ پلکانی بالا می‌رود، ‌کارمزد کمتر می‌شود. به گفته فرهاد، معمولا زیر ۵ هزار ۲۰ تا ۳۰‌درصد رقمی که دلار خریده‌اید، کارمزد دارد و به ریال باید در صرافی کارت بکشید.

بالای ده هزار دلار نیز ۲۰ تا ۲۵‌درصد است. البته این کارمزد به‌اضافه کارمزد قانونی است که هر صرافی برای فروش دلار می‌گیرد؛ یعنی در واقع دو بار کارمزد دریافت می‌شود. به همین دلیل خانواده فرهاد برای صرفه‌جویی در هزینه‌ها سعی می‌کنند تعداد ارسال‌ها را پایین بیاورند اما در هر ارسال مبلغ بیشتری بفرستند که مجبور نباشند روی مبلغ زیر هزار دلار کارمزدهای سنگین بپردازند.

انتقال پول از طریق صرافی یک مدل دیگر هم دارد. به گفته فرهاد این روش هم سریع‌تر است و هم مطمئن‌تر و حتی خودشان تجربه دارند که در پنج دقیقه از ایران برای کانادا پول فرستاده‌اند. در این روش دو صرافی یکی در ایران و یکی در کانادا با هم شریک هستند و از طریق اینترنت‌بانک حساب مشترک دارند و با هم کار می‌کنند.

در این روش با مراجعه به صرافی مقدار دلار مورد نیازت را می‌خری،‌ آنها با یک تماس به طرف مقابل اعلام می‌کنند که پول را به فردی که آن طرف است تحویل بدهند. به گفته فرهاد این صراف‌ها که بیشتر فامیل و حتی برادر هستند، سریع کار انتقال را انجام می‌دهند و بعد بین خودشان حساب و کتاب می‌کنند. البته آن‌طرف هم کارمزد کم می‌شود، ولی از روش اول کمتر است، چون دیگر برای واسطه در عراق پول فرستاده نمی‌شود.

روایت دوم؛ عمان
زینب در یکی از دانشگاه‌های عمان درس می‌خواند و همزمان به کودکان ایرانی خانواده‌های مقیم این کشور عربی درس می‌دهد. به گفته زینب با اینکه ایران و عمان رابطه خوبی با هم دارند ولی امکان انتقال پول از ایران به عمان و یا برعکس حداقل برای او صفر است. به گفته زینب بیشتر ایرانی‌هایی که در عمان زندگی می‌کنند، هیچ راهی ندارند جز اینکه به صراف‌های غیر‌رسمی اعتماد کنند.

در این روش صرافی‌ها پول را در ایران می‌گیرند و کسی که در عمان زندگی می‌کند باید پول را از یک نفر که با او کار می‌کند تحویل بگیرد. در حقیقت هیچ‌چیز رسمی نیست. فقط اسم‌ها در گروه‌های ایرانی دهان به‌دهان می‌چرخد و چند نفر معروف می‌شوند. مثلا یک نفر می‌گوید من با فلانی کار کردم و پولم را بدون کم‌و‌کسر تحویل گرفتم.

چاره‌ای جز اعتماد نیست. به گفته زینب دو بانک صادرات و ملی در مسقط پایتخت عمان شعبه دارند اما از طریق این دو بانک هم نمی‌توان پول انتقال داد. حتی از ایرانی‌هایی که در بانک‌های این کشور حساب باز می‌کنند، تعهد می‌گیرند که فقط در حسابش باید ریال عمانی داشته باشد و نمی‌تواند با خارج از عمان مراوده مالی داشته باشد. هر پولی که از اروپا و آمریکا و هر کشوری جز خود عمان به‌حساب شما واریز شود، ‌سریع حساب را مسدود می‌کنند.

روایت سوم؛ نروژ
سیما و همسرش در نروژ زندگی می‌کنند و چند سال اول که دانشجو بودند و هنوز شغل ثابتی نداشتند،‌ چند باری مجبور شدند وارد روند ناشناخته دریافت پول از ایران شوند. به گفته سیما اینجا هم فقط صرافی‌های غیر‌قانونی حرف اول را می‌زنند. یعنی چیزی به‌عنوان مدرک رسمی وجود ندارد. مثلا طرف سوپر‌مارکت دارد و صراف هم هست. روش کار هم به این شکل است که اگر کسی بخواهد از نروژ پول بفرستد اینجا به صراف کرون می‌دهد و آن‌طرف در ایران ریال تحویل می‌گیرد.

بسته به اندازه پول هم بین ۱۰ تا ۲۵‌درصد کارمزد می‌گیرند. یک روش دیگر هم وجود دارد که بیشتر ایرانی‌هایی که چند سالی است در نروژ زندگی می‌کنند،‌ امکان این کار را دارند. اسمش را گذاشته‌اند تهاتر دور از خانه. مثلا در گروه‌های تلگرامی اعلام می‌کنند که یک نفر می‌خواهد هزار یورو برای خانواده‌اش بفرستد. می‌گردند یکی را که نیاز به پول دارد و قرار است خانواده‌اش از ایران برای او پول بفرستند، ‌پیدا می‌کنند.

بعد با هم قرار می‌گذارند که خانواده آن فرد در ایران پول را به خانواده دیگر بدهد. بعد کسی که در نروژ هزار یورو پول لازم دارد،‌ از کسی که در گروه اعلام کرده پولش را دریافت می‌کند. در این روش هیچ پولی به ایران یا برعکس به نروژ فرستاده نمی‌شود و هزینه‌ای هم متحمل نمی‌شوند. اما به گفته سیما این روش خیلی سخت است و در کشوری مثل نروژ که جامعه ایرانی کوچکی دارد، درصد احتمال این تهاترها خیلی پایین است،‌ اما به‌هر‌حال اتفاق می‌افتد.

روایت چهارم؛ ترکیه
ترکیه کشور همسایه است و رابطه خوبی هم بین این دو کشور وجود دارد،‌ اما فرستادن پول به این کشور هم خیلی راحت نیست. پوریا به همراه همسرش در استانبول زندگی می‌کند. داستان آنها هم به صرافی‌ها ختم می‌شود. اما روایت آنها کمی متفاوت است. بیشتر صرافی‌های ایرانی که در ترکیه فعالیت می‌کنند، مجوز رسمی و قانونی ندارند. بیشتر آنها با حساب بانکی افراد فامیل مثل خواهر،‌ زن برادر، ‌خواهر‌زاده و… کار می‌کنند.

به گفته پوریا حدود سه سال است كه با یک صراف کار می‌کند اما هنوز نمی‌داند اسمش چیست، چون همیشه به‌حساب یک زن دیگر پول واریز می‌کند. با این اوصاف راه خیلی امن نیست. هزینه کارمزدها هم خیلی زیاد است. به گفته پوریا گاهی هزینه‌ها آن‌قدر زیاد می‌شود که بعضی از ایرانی‌ها ترجیح می‌دهند پول بلیت یکی از اعضای خانواده را بدهند تا آنها برایشان پول بیاورند، اما هزینه اضافی به صراف ندهند. یعنی هزینه‌ای که بعضی از این صراف‌ها می‌گیرند، گاهی از مبلغ بلیت رفت و برگشت تهران به استانبول بیشتر می‌شود.

اما بعضی‌وقت‌ها مجبور می‌شوند برای ارسال پول با این صراف‌ها کار کنند. این صراف‌ها را هم افراد آشنا معرفی می‌کنند و معمولا می‌توان به آنها اعتماد کرد، ولی به همه آنها نه. خود پوریا تجربه تلخ از دست دادن دار‌و‌ندارش را ندارد،‌ اما این اتفاق برای یکی از دوستان همسرش افتاده. وقتی پول خانه‌ای که در ایران فروخته‌اند را به‌حساب صرافی در ترکیه زده‌اند،‌ اما وقتی به سراغ صرافی رفته‌اند نه پولی بوده و نه صراف.

اما یک روش دیگر كه چند ماهی است مرسوم شده، به گفته پوریا امن‌تر و کم‌هزینه‌تر است. در این روش معادل دلاری که می‌خواهند به ترکیه بفرستند از صرافی‌های مجاز تتر می‌خرند و بعد در ترکیه به‌اندازه آن تتر دلار دریافت می‌کنند. هزینه هم حدود یک‌دهم درصد است،‌ مثلا اگر دو هزار دلار تتر بخری باید حدود دو دلار هزینه بپردازی، یعنی کمتر از صد هزار تومان ما. در آن روش اول گاهی برای فرستادن پنج هزار یورو حدود ۵۰۰ تا ۷۰۰ یورو کارمزد بر‌می‌دارند. با اینکه این روش کمتر شناخته‌شده و بحث ارز دیجیتال به میان می‌آید و هنوز خیلی از ایرانی‌ها برای استفاده از آن مردد هستند،‌ اما پوریا می‌گوید خیلی امن‌تر و مطمئن‌تر است.

روایت پنجم؛ آلمان
نیما در برلین دانشجوست. می‌گوید روزهای اول برای دریافت پول از ایران خیلی مشکل داشته اما حالا لم کار دستش آمده و می‌داند باید کجا برود. مهمترین نکته درباره هرگونه انتقال پول در آلمان این است که اگر ناگهان در حساب بانکی‌ات بیشتر از پنج هزار یورو پول بیاید،‌ باید به پلیس با مدرک توضیح بدهی که این پول از کجا آمده و برای چه کاری قرار است خرج شود. چون سریع بحث پول سیاه و پولشویی را وسط می‌کشند و کلی دردسر درست می‌شود.

به همین دلیل هر بار که می‌خواهند از ایران پول بگیرند باید کمتر از دو هزار یورو باشد. اما همین محدودیت، هزینه‌ها را بالا می‌برد. چون کارمزدها در آلمان هم بالاست و برای هر ترانسفری بین ۴۰ تا ۵۰‌درصد کارمزد می‌گیرند. این کارمزدها فقط برای کسانی‌که از آلمان به ایران پول می‌فرستند نیست و کسانی‌که از طریق صرافی به آلمان پول می‌فرستند هم هزینه‌های زیادی بین ۳۰ تا ۵۰‌درصد کارمزد می‌پردازند. اما این طرف ماجرا در آلمان به روایت نیما کمی خطرناک‌تر است.

چون به گفته او وقتی از ایران پول می‌فرستند باید به صرافی که گفته‌اند مراجعه کنی، ‌اینجا صرافی‌های مجاز زیادی وجود ندارد و مجبوری به افرادی که معرفی می‌شوند،‌ اعتماد کنی. بیشتر هم بازار دست واسطه‌هاست، ‌واسطه‌های ایرانی و افغانستانی. گاهی این وسط چند هفته طول می‌کشد تا پول به‌دستت برسد و‌ باید با استرس اینکه بالاخره پول را می‌گیری یا نه سر‌و‌کله بزنی. گاهی پول کمتر است، بعضی‌وقت‌ها هم چند اسکناس یورو تقلبی وسط بقیه پول‌ها می‌دهند. به قول نیما دردسرهای ترانسفر پول از ایران به آلمان خیلی عجیب و غریب است. چون افرادی که این‌جور کارها را انجام می‌دهند تیم هستند و مجبور هستی با قانون آنها جلو بروی و از پلیس هم نمی‌توانی کمک بگیری.

روایت ششم؛ مالزی
دانشجویان زیادی در دانشگاه‌های مالزی درس می‌خوانند.‌ فرخنده مادر یکی از این دانشجوهاست که همین چند روز پیش حدود ۲۰ میلیون تومان برای فرزندش پول واریز کرد. یک سر روایت فرخنده هم به صرافی‌ها می‌رسد. فقط با این تفاوت که اول باید رینگت پول مالزی را از صراف به قيمت روز بخرند و بعد آن را ارسال کنند. به گفته فرخنده بعضی از صراف‌ها برای خودشان روش کار مختلفی دارند.

مثلا یک صراف می‌گوید اگر عجله دارید و می‌خواهید پول یک روز بعد به مالزی برسد باید کارمزد بیشتری بدهید. یعنی یک کارمزد برای ارسال می‌گیرند و یک کارمزد هم برای سریع‌تر رساندن پول. به گفته فرخنده او این‌بار چون عجله داشته، ‌حدود یک میلیون بیشتر خرج کرده تا پول یک روزه به دست پسرش برسد. اما بیشتر اوقات بین سه تا پنج روز طولش می‌دهند تا پول را به آن طرف تحویل بدهند.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - اقتصادیرا اینجا بخوانید.