روزنامه هفت صبح، گروه بازار| قطعا ۶۵ هزار تومان برای کرایه تاکسی مبلغ زیادی است، آن هم برای مسافری که هر روز مجبور است از سهراه گوهردشت کرج خودش را به میدان ونک برساند و بعد دوباره سوار تاکسی یا اتوبوس BRT شود و به محل کارش برسد. اما همین ۶۵ هزار تومان برای راننده تاکسی که در این خط کار میکند رقم زیادی نیست. علیآقا کارشناس ارشد حقوق است، اما فعلا در خط گوهردشت- میدان ونک فعالیت میکند.
به گفته او از وقتی مبلغ کرایه تاکسی زیاد شده، دیگر مسافر مثل سابق نیست. نبود مسافر باعث میشود آنها در طول روز کمتر کار کنند و بیشتر منتظر مسافر بمانند تا با سرویس پر به ایستگاه برگردند. اما کم شدن مسافر تنها مشکل رانندههای این خط نیست. با اینکه آخر شب پول توی جیبشان شاید تا یک میلیون تومان هم برسد، اما هزینههای جانبی و استهلاک ماشین اجازه نمیدهد این پول به چشم بیاید. به قول علیآقا ماشینها آنقدر بیکیفیت شدهاند که هفتهای دو، سه بار مهمان تعمیرگاه هستند، ماشینها زود جوش میآورند و در گرمای نیمه تابستان نمیتوانند کولر روشن کنند.
ساعتها باید در صف پمپ گاز بمانند و گاهی تا چهار ساعت در ایستگاه بنشینند تا با سه مسافر راهی اتوبان شوند. اتوبانی که همیشه چیزی برای غافلگیری دارد. ترافیک و شلوغی حالا برایشان عادت شده. با این اوصاف درآمد یک راننده تاکسی خط کرج- تهران که با کرایه ۶۵ هزار تومانی جزو گرانترین خطهای تاکسی بیرون شهری است، اگر شانس بیاورد و سه سرویس به تهران برود و سه سرویس برگردد روزی ۹۹۰ هزار تومان است، درآمدی که به گفته علی آقا حداقل باید یک سوم آن را برای خرج ماشین کنار گذاشت.
در حال حاضر و بعد از افزایش مبلغ کرایه درآمد شما هم بیشتر شده. الان کرایه خطر گوهردشت ونک حدود ۶۵ هزار تومان است.
بله درآمد ما بیشتر شده ولی با این خودروهای بیکیفیت هیچ پولی برای ما نمیماند. اسمش ایرانی است ولی از چین جنس بیکیفیت وارد میکنند و به اسم قطعه ایرانی به ما میفروشند، امروز میخریم و وصل میکنیم یک هفته دیگر خراب است. متاسفانه بهقدری هزینههای ماشین زیاد شده که از این درآمد چیزی نمیماند. الان خیلی از رانندههای خط پشیمان هستند که چرا اصلا این کار را شروع کردند. این همه ساعت کار میکنیم و آخر شب باید پول لوازم یدکی و مکانیکی بدهیم.
در روز چند ساعت کار می کنید؟ ساعت کاری مشخصی دارید؟
نه ساعت مشخصی نداریم ولی باید از صبح زود کار کنیم تا شب یک پولی دستمان بیاید. البته بستگی به روز هفته هم دارد. بیشتر رانندههای خطی از شنبه کار میکنند تا چهارشنبه. پنجشنبه و جمعه که اصلا مسافر نیست باید کلی در ایستگاه منتظر بمانیم تا یک راه برویم و برگردیم. ساعت کاری هم از شش صبح تا ۹ شب است. یعنی اگر شانس بیاوریم و سه سرویس به تهران برویم و سه سرویس پر برگردیم کرج، مجموعا ۹۹۰ هزار تومان درآمد است.
روزی یک میلیون درآمد خوبی است. چقدر از این پول خرج استهلاک میشود؟
بله درآمد خیلی خوبی بود اگر همه این ۹۹۰ هزار تومان مال خودمان بود و آخر شب که میرفتیم خانه این پول در جیبمان میماند. در حالی که حداقل یکسوم این درآمد باید برای هزینههای جانبی خرج شود. یعنی اگر شانس بیاوریم و در روز سه سرویس کار کنیم و آخر شب این قدر پول را گرفته باشیم باید کمکم ۳۳۰ هزار تومان آن برای تعمیر و بنزین و گاز و قطعات یدکی کنار بگذاریم. البته اگر همان روز آن پول را به تعمیرکار نداده باشیم فردای آن روز میدهیم.
چقدر خرج بنزین و گاز میشود؟ در طول روز چند بار بنزین و گاز پر میکنید؟
کسی که میخواهد سه سرویس برود باید حداقل دو بار برود پمپ گاز. هر پمپ گاز اگر ۱۰ متر مکعب گاز بزنیم حدود هفت هزار و ۵۰۰ تومان است. ولی بیشتر وقتها مجبوریم از بنزین استفاده کنیم. چون بعضی از ساعتهای روز نمیتوانیم با مسافر به پمپ گاز برویم. از نظر زمانی به ضرر راننده میشود تا برویم در صف گاز منتظر بمانیم آن طرف در ایستگاه نوبتمان را از دست میدهیم و کلی باید منتظر بمانیم. البته خرج گاز و بنزین حداقل هزینهای است که یک راننده تاکسی میپردازد.
یک تصور غلط وجود دارد که تاکسیرانی به رانندهها کمک میکند. مردم فکر میکنند تاکسی خودروی حمل و نقل عمومی است. نمیدانند راننده تاکسی پول داده این ماشین را خریده. تاکسیرانی هم که هیچ حمایتی از ما نمیکند. حتی یک قطعه پرمصرف خودرو را هم به صورت دولتی یا با قیمت پایینتر به ما نمیفروشد. یا وقتی هر روز برای رسیدن به کرج از اتوبان همت میرویم که ترافیک کمتر باشد باید عوارض بدهیم.
ما راننده تاکسی هستیم نمیخواهیم برویم شمال که اینهمه در روز از ما عوارض میگیرند. یک بار بگیرند کافی است دیگر. ولی تاکسیرانی اصلا به این چیزها توجه نمیکند. بالاخره عوارض هم کم نیست باید روزی سه بار بپردازیم. از آن طرف افزایش کرایه باعث شده مردم با مترو و اتوبوس به تهران بروند و دیگر آن صف طولانی که همیشه در ایستگاه بود به تاریخ پیوسته. تازه نهادهای موازی مثل تاکسیهای اینترنتی هم بازار ما را خرابتر کردهاند. این چیزها را باید در نظر بگیریم.
با این همه ساعت کاری آخر ماه بعد از آن استهلاک چقدر برایتان میماند؟
عرض کردم تا برسیم خانه یکسوم پولی که به دست آوردهایم از دستمان میرود. تازه باید این را هم در نظر بگیرید آن سه سرویسی که گفتم برای همیشه نیست. هفته پیش که بهخاطر گرما تعطیل کردند. روز چهارشنبه فقط یک سرویس از کرج به تهران رفتم و بعد از چند ساعت برگشتم. روز پنجشنبه هم اصلا کار نکردم. روز جمعه بعد از چند ساعت انتظار در ایستگاه برای خط انقلاب یک سرویس زدم. ما هر روز کار نمیکنیم. خیلی شانس بیاوریم مشکلی پیش نیاید و ماشین در تعمیرگاه نباشد شاید ۲۴ روز در ماه.
همین ۲۴ روز در ماه کار کردن با آن ساعتهای طولانی بالاخره یک عدد مشخصی دارد دیگر؟ ۲۴ میلیون تومان مثلا؟
اگر هیچ مشکلی نباشد و روزی سه سرویس هم بروم. پنجشنبه هم شانس بیاورم و دو سرویس پر بروم و برگردم و جمعه هم یک سرویس بروم. خیلی خودم را بکشم و هلاک کنم و از ساعت شش صبح تا ۹ شب آخرین سرویس را بزنم و ساعت یازده شب برسم خانه بله همان حدود ۲۴ میلیونی که گفتید.
اما یکسومش را هم کم کنید. یعنی در بهترین حالت که تعریف کردم ماهی ۱۶ تا ۱۷ میلیون تومان برای من میماند. شما ساعت کاری را هم حساب کنید. حدود ۱۵ ساعت کار در روز. تازه بعضی از رانندهها وقتی به خانه میروند چند ساعت میخوابند و دوباره ساعت چهار صبح از خانه بیرون میروند و در ایستگاه چرت میزنند تا صبح اول وقت که کارمندها به سمت تهران میروند سر خط باشند و از آن طرف هم زودتر مسافر بگیرند و به سمت کرج برگردند.
بهترین روز در ماه از نظر ترافیک و مسافر برای راننده تاکسیهای خط کرج- تهران چه روزی است؟
پیک ترافیک قبلا روزهای چهارشنبه بود. یعنی میدانستیم که صبح که از خانه بیرون آمدهایم شب دیگر برگشتن به کرج فقط دست خداست. چون چهارشنبهها خیلی از تهرانیها راهی ویلاهای کردان و جاده شما میشوند، اتوبان خیلی شلوغ و ترافیک میشود. قبلا یعنی تا یکی دو سال پیش این شکلی بود.
یعنی فقط چهارشنبهها و گاهیوقتها یکشنبهها شلوغ میشد. ولی الان همه مدلها بههم خورده. قبلا چهارشنبه صبحزود میرفتیم تا ساعت یازده دوباره به کرج بر میگشتیم ولی این روزها چهارشنبه و شنبه ندارد، ساعت هشت راه افتادهایم ساعت یازده هنوز به تهران نرسیدهایم. اصلا مشخص نیست چه اتفاقی افتاده این همه ماشین در اتوبان کرج به تهران از کجا میآیند.
با این همه ساعت کاری چند ساعت باید منتظر مسافر بمانید؟ منظورم خواب کار است. چند ساعت در ماشین یا توی صف در ایستگاه منتظر میمانید تا نوبت شما شود؟
قبل از گران شدن کرایهها نهایت ۳۰ تا ۴۰ دقیقه فقط منتظر میماندیم. بعضی از روزها که این مدت هم منتظر نمیماندیم و تا وارد ایستگاه میشدیم از بس که مسافر زیاد بود، ماشین پر میشد و راهی تهران میشدیم. ولی این روزها شاید باورتان نشود از بس که مسافر نیست شاید بین سه تا چهار ساعت شاید هم بیشتر باید منتظر مسافر بمانیم. فکر کنید ساعت شش صبح از کرج مسافر بزنیم و ساعت هشت به میدان ونک برسیم، تازه ۱۲ ظهر از آن طرف به سمت کرج حرکت میکنیم.
یعنی حداقل باید چهار ساعت منتظر بمانیم. البته هنوز با این اوضاع مسافر باز هم صبحها از کرج به تهران خیلی بهتر است، از ساعت چهار تا هفت بعد از ظهر از تهران به کرج هم خیلی خوب است. اما بین این ساعات باید در ماشین منتظر بمانی یا در ایستگاه با بقیه رانندهها معاشرت کنی تا نوبتت شود. الان چند سالی است که کرج خوابگاه تهران شده است. صبحها مردم برای کار و بیمارستان و… میآیند تهران و بعد شب برمیگردند. البته این افزایش کرایهها باعث شده تعداد این مسافرها خیلی کم شود. دست ما هم که نیست تازه با این افزایش قیمتها هنوز دخل و خرجمان نمیخواند.
رانندگی در اتوبان هم خستهکننده است هم خطرناک. تا حالا تصادف سنگین داشتهاید؟ چقدر خرجتان شده؟
بله چون سرعت در اتوبان بالاست متاسفانه خسارت هم زیاد میشود. البته من کمی به آمار تصادف در اتوبان کرج تهران توجه کردهام فکر میکنم تصادف کمتر شده یا به چشم من این جوری میآید. تا یکی دو سال پیش در هر سرویس یکی دو تا تصادف میدیدم ولی امسال خدا را شکر انگار کمتر شده.
چون فقط کافی است در اتوبان مثلا از جلو به ماشین جلویی بزنی کلی خسارت به ماشین خودت و ماشین جلویی میخورد. من پارسال در اتوبان آزادگان تصادف کردم. راننده ناگهان جلوی من پیچید و منحرفم کرد به سمت نیوجرسیهای کنار اتوبان. هر دو لاستیک آسیب دید. جلوبندی و رکاب و دو تا در سمت چپ هم آسیب دید. بیمه حدود ۲۵ میلیون تومان برای ماشین من خسارت تعیین کرد. تصادفهای اتوبان این شکلی است دیگر.
بیشترین پولی که برای تعمیر ماشین دادهاید چقدر بوده؟
بگذارید هزینهای که چند روز دیگر باید انجام بدهم را بگویم. همین الان شمع دو و سه ماشین من روغن میزند و سرسیلندرش هم دیگر دور آخرش است و باید عوض کنم مکانیکم گفته حداقل باید بین ۲۵ تا ۳۰ میلیون تومان هزینه بدهم. میبینید. من به زور ماهی ۲۴ میلیون تومان درمیآورم این ماه فقط این مقدار برای تعمیر ماشینم بدهم اگر این مبلغ را ندهم خرج سنگینتری روی دستم میگذارد.
الان یک لنت ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار تومان است. لنت عقب و جلو یک میلیون تومان. تعمیر موتور ۲۰ تا ۳۰ میلیون. جلوبندی سه میلیون تومان. سیمکشی هم همیشه مشکل پیدا میکند. خرج لاستیک را هم که گفتم. ما هر چی میکشیم از بیکیفیتی خودرو و قطعات یدکی میکشیم. همین چند روز پیش چهار میلیون و ۸۰۰ هزار تومان خرج چرخ و بلبرینگ شد. چند روز دیگر هم که گفتم باید آن هزینه سنگین را جور کنم.
راستی این ماجرای کولر و اینکه روشن کردنش باعث میشود آمپر بالا برود چقدر واقعیت دارد؟ حتی بعضی از رانندههای تاکسی برای روشن کردن کولر یک مبلغی اضافه از مسافر میگیرند.
من خودم گرما را نمیتوانم تحمل کنم. مجبورم کولر روشن کنم. ولی واقعیت این است که این ماشینها کیفیت ندارند، درآمد تاکسی هم طوری نیست که این هزینهها را پوشش بدهد. وقتی کولر را روشن میکنید آمپر ماشین بالا میرود. یک نفر از این مسئولان خودروسازی بیاید بگوید چرا این ماشینها در این مملکت با این آب و هوا این وضعیت را دارند. همین سمندی که من دارم اصلا مناسب این اقلیم گرم و خشک ایران نیست.
برای این حرفم دلیل دارم. من الان چهار سال است ترموستات ماشین را باز کردم و اصلا نمیبندم چون آمپر را بالا میبرد. در ضمن دو تا فن بزرگ دائم این ماشین را خنک میکند ولی آمپر پایین نمیآید. این نشان میدهد این ماشین مناسب آب و هوای ایران نیست. بالاخره ما راننده تاکسیها به سلامتی خودمان اهمیت میدهیم هیچ آدم عاقلی در این گرمای وحشتناک سر ظهر مرداد ماه دلش نمیخواهد زیر آفتاب آب شود ولی کولر روشن نکند، اما باور کنید نمیتواند. چون سریع آمپر بالا میرود. از این به بعد اگر راننده تاکسی خودروی ایرانی به شما گفت آمپر بالا میرود لطفا باور کنید چون این ماشینها خیلیزود داغ میکنند.
سالی چندحلقه لاستیک میخرید؟
اگر روزی سه سرویس برویم و بیاییم حداقل باید چهار حلقه لاستیک را در سال بخریم.
جفتی چند؟
اگر بخواهیم لاستیک آزاد بخریم بسته به لاستیکی که انتخاب میکنیم بین سه میلیون و ۷۰۰ تا چهار میلیون تومان. البته یک جفت لاستیک دولتی هم به ما میدهند که باید یک روز کار و زندگی را تعطیل کنیم و برویم سهراه امینحضور و بعد از کلی معطلی یک میلیون و ۷۰۰ هزارتومان بدهیم و لاستیک بگیریم.
با این وضعیت اگر بخواهید به عقب برگردید دوباره دلتان میخواهد راننده تاکسی باشید؟
به هیچوجه. تاکسی آدم را از بین میبرد. یکی از همکارهای همین خط کرج-ونک چند روز پیش چشمشهایش را عمل کرد. یکی مشکل کمر دارد. یکی زانو درد دارد. آدم در این ترافیک و این گرما از بین میرود. ساعت کاری خیلی زیاد و خستهکننده است آخر کار هم باید پولت را تحویل قطعهساز و تعمیرکار بدهی.
الان اگر کسی بخواهد تاکسی بخرد باید چقدر هزینه کند؟
اگر تاکسی کار کرده و فرسوده داشته باشد باید ۳۸۴ میلیون تومان بدهد تا یک تاکسی نو به او بدهند. تاکسی کارکرده هم مثل قیمت خودرو دست دوم است فقط باید هزینه خرید خط را هم بدهد.
قیمت خط شما چقدر است؟
قیمتها مشخص نیست بیشتر توافقی است. مثلا اگر کسی بخواهد تاکسی سال ۸۷ را مثلا ۱۸۰ میلیون تومان بخرد باید چیزی حدود ۷۰ تا ۱۰۰ میلیون تومان هم پول خط بدهد. هرچه ارزش خط بیشتر باشد قیمتش بیشتر است. همین خط کرج ونک جزو خطهای باارزش است. البته تا جاییکه من میدانم قانون مشخصی درباره خط وجود ندارد. کسانیکه تاکسی میخرند باید روی آن هزینه خط را هم بدهند. حالا بعضیها بسته به ارزش خط بیشتر میگیرند و بعضیها هم با انصاف هستند.
شما بیمه نیستید؟
نه. تاکسیرانی دیگر هیچ رانندهای را بیمه نمیکند. یکسری شرکتهای خصوصی هستند که آنها شاید بیمه کنند ولی تاکسیرانی بیمه نمیکند. کسی که تاکسی میخرد باید خویشفرما خودش را بیمه کند.



