روزنامه هفت صبح، گروه بازار| حدود ۱۶سال است که نمایشگاه ماشین دارد. بعد از چند سال همراهی پدر حالا خودش یک نمایشگاه بزرگ را میچرخاند. از تصور مردم درباره این شغل خبر دارد. اینکه صاحب نمایشگاه آن بالا پشت میزش مینشیند و به ماشینهایی که زیر نور زرد و سفید بیشتر میدرخشند، نگاه میکند و بعد یک قولنامه مینویسد و کمیسیون میلیونی میگیرد.
درآمد و کمیسیونهای آنچنانی را هم قبول دارد، اما معتقد است این درآمد همیشه خالص نیست و همیشه آن رقم نهایی توی جیب صاحب نمایشگاه نمیرود. گاهی سوختوسوز درست و حسابی هم دارد، که شیرینی آن درآمد خوب را خراب کند. کار پردرآمد است اما همانقدر هم استرس و چالش دارد. گاهی مشتری ماشین را شرایطی برمیدارد و مقداری از پول را میدهد و زمان پرداخت اقساط دیگر پیدایش نمیشود.
یا ممکن است سند ماشین آنقدر چرخیده باشد که شیرینی یک معامله بزرگ را از بین ببرد. با این اوصاف از درآمد این کار نمیتوان گذشت. فرشید اصفهانینژاد میگوید در این کار هر چقدر که آورده داشته باشی، سود میکنی. البته خواب پول زیاد است اما اگر در ماه یک ماشین خارجی بالای ۱۵میلیارد تومان بفروشی با حساب کمیسیون یک درصدی از مشتری و خریدار سود خوبی بهدست میآوری. تا اینجای کار بالاخره یک نفر پیدا شد و تایید کرد درآمد این کار خوب است اما اگر حرفهای نباشی ضرر میکنی، بد هم ضرر میکنی.
* چرا این شغل را انتخاب کردید؟
پدرم بهصورت غیرمستمر خرید و فروش ماشین انجام میداد. همیشه کنارش بودم و کار را یاد میگرفتم. البته شغل خانوادگی ما رستورانداری بود. پدرم در آبادان رستوران داشت. وقتی جنگ شد، مجبور شدیم مثل خیلی از آبادانیها به کرج بیاییم. وقتی جنگ تمام شد دوباره به آبادان برگشتیم و پدرم رستورانش را راه انداخت. وقتی در سال ۸۶ فوت کرد من هم دیگر رستوران را رها کردم. از خرداد ۸۶ کار خرید و فروش ماشین را شروع کردم. آنموقع ۲۹ ساله بودم.
* چه تصوری از این شغل داشتید؟
من کار ماشین را دوست داشتم، اطلاعاتم هم زیاد بود، چون کنار پدرم کار میکردم و از او یاد میگرفتم. روزهای اول به درآمدش فکر نمیکردم. نمیگویم برایم مهم نبود، درآمد بالا همیشه انگیزه را بیشتر میکند ولی روزهای اول به این چیزها فکر نمیکردم. چون عاشق ماشین بودم و همه ماشینها را میشناختم هیجان زیادی برای این کار داشتم. میدانستم شغل پردرآمدی است ولی دردسرهایش را هم میشناختم. چند سال کنار پدرم ماجراها را دیده بودم. میدانستم در بهترین حالت در سال باید یک مبلغ بزرگ را برای سوختوسوز کار کنار بگذارم.
* چرا سوختوسوز؟
وقتی سر و کارت با سند و قولنامه و چک باشد، همیشه سوختوسوز وجود دارد. بعضیوقتها ماشین قسطی میخرند چند قسط اول را میدهند و بعد میروند و دیگر نمیآیند. حالا باید بدوی دنبال طرف، باید پیدایش کنی و قسطها را بگیری. بعضیوقتها به پولت میرسی و بعضیوقتها بعد از کلی دوندگی خودت خسته میشوی و… یا بعضیوقتها چک مشتری پاس نمیشود دوباره باید وارد یک پروسه طولانی بشوی تا پولت را بگیری. این کار از بیرون قشنگ است، ماشینهای مدل بالا در نمایشگاهت هست و خودت آن بالا نشستهای. بحث من پولش نیست، چون اگر کار بلد باشی خوب پول در میآوری. حرف من این است که کار پردرآمد اما خیلی پردردسر و پراسترس است. برای همین همیشه میگویم کسی که میخواهد این کار را شروع کند باید حرفهای باشد.
* حرفهای این کار یعنی چی؟ چه چیزهایی باید بلد باشیم؟
اول از همه باید ماشین را بشناسید. مدل ماشین، آپشنهای ماشین. مدارک ماشین خیلی مهم است. اینکه چه مدارکی برای معامله بدون اشکال لازم است و اینکه چه مواردی باید کنترل شود خیلی اهمیت دارد. یاد گرفتن این موارد کار چند روز و چند ماه نیست. من همیشه به کسانی که میخواهند این کار را شروع کنند میگویم باید چند وقت کنار دست یک فرد باتجربه کار کنند.
اگر کسی صفر کیلومتر وارد این کار شود ممکن است ضرر کند. ضرر این کار هم سبک نیست. یک میلیون و دو میلیون تومان نیست. بحث ماشین چند 100 میلیون و میلیاردی است. مبالغ در این کار بالاست به همین دلیل اگر خدای ناکرده ضرر کنیم، سوخت و سوزش زیاد میشود. در این شغل متاسفانه تا دلتان بخواهد کلاهبرداری هست. بدقولی هست. اگر اطلاعاتت کم باشد خیلیسریع سرت کلاه میگذارند و در شروع کار باید کلی دوندگی کنی تا دوباره به پول اولی که گذاشتی برسی.
* شاید همین مسائل باعث میشود بعضی از مردم نگاه خوبی به این شغل نداشته باشند؟
بحث دلالها باید از ما جدا باشد. من در نمایشگاهم کاسب و دلال ندارم. خودم هستم. خودم هم کارهایم را محکم انجام میدهم، هیچوقت هیچ موضوعی را شل نمیگیرم. قیمتها در کار ما بالاست. شل بگیری ضرر میکنی و اعتبارت را از دست میدهی. در کار نمایشگاه ماشین داشتن اعتبار خیلی مهم است.
مثل یک برند میماند. وقتی اعتبار داشته باشی و حسابت با مشتری و نمایندگی و شرکتها صاف باشد کمکم شناخته میشوی. اعتبار این شکلی است که من بدون واریز هیچ پولی به شرکت زنگ میزنم و میگویم برایم دو دستگاه ۲۰۷ صفر بفرستند، ماشین تا چند ساعت دیگر در نمایشگاه است. بعد من فردا صبح پول را بهحساب شرکت واریز میکنم. چون طوری رفتار کردهام که اعتبار دارم. کسی از من به اتحادیه شکایت نکرده و دنبال سند ندویده و مو لای درز قولنامههایی که مینویسم نمیرود.
ولی متاسفانه بعضی همکارها بدقول هستند یا برای سند زدن مشکل درست میکنند و مشتری باید بدود تا برای ماشینش سند بگیرد. همین کارها متاسفانه باعث میشود اسم شغل ما بد در برود. در صورتیکه خیلی از همکاران من آدمهای خوشقول و باانصافی هستند. حساب کار ما را باید از دلالهای ماشین که هر ماشینی را با هر مدرک نصف و نیمهای میفروشند، جدا کنید. ما جای مشخص داریم، جواز کسب داریم از اتحادیه مجوز داریم و هیچوقت نام و اعتبارمان را بهخاطر چند میلیون بیشتر خراب نمیکنیم.
* الان اوضاع چطور است؟ این سایتهای آنلاین خرید و فروش ماشین بازار شما را کساد نکردهاند؟
نه. آنطور نیست که بگوییم کسی سمت ما نمیآید. ولی پیش آمده مشتری ماشینش را در نمایشگاه ما گذاشته بعد در سایت هم آگهی کرده و فروخته و بعد میآید ماشینش را میبرد. ولی ما هم باید با تکنولوژی پیش برویم. ما هم در سایتهای آنلاین پنل داریم. در اینستاگرام پیج داریم و کانال هم داریم. بعضی از مردم همهچیز را امتحان میکنند. یعنی دیگر زمان پشت میز نشستن و منتظر مشتری بودن نیست، باید با بازار هماهنگ باشیم.
* بیشتر چه ماشینهایی را به نمایشگاه میآورند؟
بستگی به سبک نمایشگاه دارد. یک نمایشگاه هست فقط ماشین خارجی قدیمی کار میکند. یک نمایشگاه خارجی قدیمي و جدید کار میکند. یک نمایشگاه ترکیبی است همهجوره کار میکند؛ صفر و قدیمی و خارجی و ایرانی. یک نمایشگاه هم فقط مدل پایین میفروشد. من روی ماشینهای روز و صفر داخلی کار میکنم. البته ماشینهای خارجی هم داریم.
* چه تیپ آدمهایی به نمایشگاه میآیند، بیشتر افراد سنتی مشتری شما هستند؟
نه. همهجور آدم به نمایشگاه میآیند. از قشر تحصیلکرده گرفته تا افراد بیسواد. جوان و پیر هم ندارد. همه فکر میکنند افراد مسن مشتری نمایشگاه هستند ولی اصلا اینطور نیست.
* قیمتها چطور تعیین میشود؟ شما روی ماشین قیمت میگذارید یا هر قیمتی که مشتری بگوید قبول میکنید؟
قیمت باید معقول باشد. اگر قرار باشد هر قیمتی که مشتری بگوید باشد که نمیشود. قيمت ماشینهایی که صفرش در بازار موجود است براساس قیمت بازار تعیین میشود. مثلا وقتی یک مشتری ماشین ۲۰۷ دندهاتوماتیک ۱۴۰۲ را میآورد که پنج هزار تا کارکرده باید حدود ۲۰ تا ۲۵ میلیون تومان کمتر از قیمت بازار که ۷۰۰ میلیون تومان است بفروشد.
اگر ماشین صفر نباشد باید قبلش کارشناسی شود. وضعیت فنی و رنگ بدنه را باید چک کنیم و بعد قیمت را باز هم براساس عرف بازار تعیین میکنیم. البته من همیشه نظر خود مشتری را میپرسم اگر قیمت منطقی باشد قبول میکنم ولی اگر قیمت را بالا بگوید برایش توضیح میدهم که قیمت بالاست اگر قبول کرد ماشین را در نمایشگاه میگذارم برای فروش اما اگر قبول نکرد مشکلی نیست میتواند برود جای دیگر.
* کمیسیونی که از هر معامله میگیرید چقدر است؟
باید یکدرصد از هر طرف معامله بگیریم. البته به اضافه ۹درصد مالیات بر ارزش افزوده. مثلا اگر یک ماشین ۷۰۰ میلیونی بفروشیم و قولنامه بنویسیم، هفت میلیون از خریدار و هفت میلیون از فروشنده باید بگیریم که مبلغ ۱۴ میلیون تومان میشود. باید به ما مالیات ارزش افزوده بدهند که اصلا کسی به این موضوع اعتنا نمیکند و این پول را به ما نمیدهد. اما این ۹درصد مالیات ارزش افزوده را ما باید به اداره دارایی بدهیم. یعنی مالیات پولی که نمیگیریم را باید بدهیم.
* با این اوصاف اینکه میگویند درآمد نمایشگاه ماشین بالاست چقدر درست است؟
من کاملا این موضوع را که میگویند درآمد این کار بالاست، قبول دارم. اما بستگی به پولی دارد که صاحب نمایشگاه گذاشته. مثلا نمایشگاهداري هست که ۱۰۰ میلیارد ماشین در نمایشگاهش دارد. کسی که اینقدر پول گذاشته سر ماه برداشتش میلیاردی است. بستگی به هزینه پول و تجربه دارد.
به همین دلیل درآمد متنوع است از ماهی ۵۰ تا ۱۰۰ میلیون تا ماهی پنج میلیارد تومان. یکی از همکاران من فقط ماشینهای خارجی مدل بالا میفروشد. وقتی یک پورشه میفروشی ۱۵ میلیارد، حداقل سه میلیارد سود میکنی. البته این را هم باید در نظر گرفت که خواب پول در نمایشگاه خیلیزیاد است. مثلا وقتی یک نفر چند پورشه میخرد همه آن پورشهها را در یک هفته یا یک ماه نمیفروشد، بعضیها پولشان چند ماه میخوابد تا به سود برسد.
* وضعیت خودتان چطور است درآمد میلیاردی است؟
بستگی به موجودی و سرمایه دارد. اگر پول خوبی خوابانده باشی پول خوبی دستت را میگیرد. من بیشتر ماشینهای داخلی و صفر کار میکنم به همین دلیل درآمد خوب است ولی میلیاردی نیست.
* گرانترین ماشینی که فروختی چه ماشيني بوده؟
چندوقت پیش یک لندکروزر فروختم هفت میلیارد تومان.
* یک درصد از هر طرف گرفته باشید پول خوبی است دیگر؟
بله من هم میگویم ولی بستگی به کشش منطقه دارد. در بعضی از مناطق میتوانی در ماه یکی دو ماشین خارجی گرانقیمت بفروشی. ولی بعضی مناطق این کشش را ندارد. سودها همان در حد ماهی ۵۰ تا ۱۰۰ میلیون تومان است.
* برای فروش ماشین و جلبنظر مشتری شگرد خاصی دارید؟ تکيهکلام خاص این کار که بعضیها ورد زبانشان است و استفاده میکنند و قسم میخورند و…
الان مردم زرنگ شدهاند. دیگر دوران حرفهای قلمبه و اصطلاحهای قدیمی تمام شده و حرف قشنگ جواب نمیدهد. مشتری ببیند زیاد حرف میزنی شک میکند که حتما یک جای کار ایراد دارد. مردم آگاه شدهاند باید درست حرف بزنی. حرف و ضربالمثل قدیمی که این ماشین نان دارد و سقفش زمین ندیده و اینها فایدهای ندارد اصلا. یعنی تجربه این چند سال کار که به من اینطور نشان داده که هرچه بیشتر حرف بزنی اعتماد کمتر میشود.
خود مشتری ماشین جلوی چشمش است میبیند من نمیتوانم غلو کنم و دروغ بگویم و بزرگنمایی کنم. یعنی کار بیمعنی میشود. الان همه مردم با اینترنت و جستوجو آشنا هستند مثل قدیم نیست که دلالها آپشن یک ماشین را بزرگ میکردند و چند تا هم رویش میگذاشتند و به مشتری غالب میکردند. الان همهچیز روشن است، مردم دروغ بشنوند میروند و دیگر به آن نمایشگاهدار اعتماد نمیکنند. بیشتر دلالها این مدلی کار میکنند که اعتماد به آنها هم آخر و عاقبت خوبی ندارد. من اصلا با دلال کار نمیکنم. به اندازه پولی که دارم ماشین میخرم و در نمایشگاه میگذارم بقیه هم که امانت مردم است و برایشان میفروشم و کمیسیونم را میگیرم.
* بزرگترین چالش و ترس شما در این کار چیست؟
سند ماشین خیلی مهم است وقتی ماشین سند نداشته باشد و سند بهنام مشتری زده نشود، پای ما گیر است و همهچیز بههم میریزد. باید تمیز کار کنید. وقتی ماشین را میآورند و رخ ماشین را میبینم و تایید میکنم، سریع سراغ سند را میگیرم. باید سند را ببینم وقتی خیالم راحت شد و مطمئن شدم که سند مشکلی ندارد ماشین را قبول میکنم. سند حرف اول را در خرید و فروش ماشین میزند. قولنامههای وکالتی و چکی و قسطی همه دردسر هستند. معاملهای که سند مشخص داشته باشد بدون مشکل انجام میشود و تمام. حالا ماشینی که سند ندارد باید بگردید تا صاحب سند را پیدا کنید و ماجرا تازه شروع میشود.
* کار نمایشگاه ماشین هم زمان خاصی دارد؟ مثلا کدام ماه مشتری بیشتر است؟
قبلا میگفتند اسفندماه شب عید است و مردم ماشین نیاز دارند برای سفر و مهمانی و دید و بازدید و خرید و فروش بالاست. فروردین هم میگفتند مردم کارهای شب عیدشان را انجام دادهاند و ماشینشان را برای فروش میگذارند. تابستان فصل سفر است و خرید و فروش زیاد میشود و… ولی واقعا الان این شکلی نیست.
حدود شش سال است همهچیز فرق کرده. دیگر نمیتوان رفتار بازار را پیشبینی کرد، ناگهان یک شب تا صبح همهچیز عوض میشود. یک وقتی دلار بالا میرود و ماشین گران میشود مردم هجوم میآورند ماشین میخرند. قیمتها که ارزان میشود مردم دست نگه میدارند که باز هم قیمتها کمتر شود. مدل و الگوی مشخصی ندارد که بگوییم این ماه این شکلی است و ماه دیگر مشتری نیست. فعلا مردم چشمشان به اخبار و قیمت دلار و خبرهای سیاسی است.
* با این خبرهای واردات خودرو و ریزش قیمتهای ماشینهای خارجی اوضاع کاسبی شما چطور است؟
رفتار بازار فعلا این شکلی است که هیچی نمیخرند. مردم ما سیستمشان این شکلی است وقتی جنسی ارزان میشود، نمیخرند چون فکر میکنند ارزانتر میشود و اگر الان خرید کنند ضرر میکنند، ولی تا چیزی گران میشود برای خرید آن صف میکشند. حالا هم این خبرهای واردات باعث شده مردم کنار بکشند تا ببینند قیمت خودرو خارجی چقدر پایین میآید و این واردات روی خودروهای صفر داخلی چقدر تاثیر دارد.



