امروز سوم اردیبهشت ماه چهل و سومین سالروز ترور سپهبد محمدولیالله قرنی در سال ۱۳۵۸ است.
شماره یک | محمدولیالله، سومین فرزند میرزا آقاخان اول فروردین ۱۲۹۲ در خانوادهای مذهبی و متوسط در تهران به دنیا آمد. پدرش از مدیران اداره مخابرات تهران برای ماموریت کاری چند سالی به شیراز منتقل شد و خانواده در راه برگشت به تهران در شهر آباده شاهد بیماری سخت و مرگ او بودند. میرزا آقاخان در ۱۰ سالگی محمدولیالله بدرود حیات گفت و خانواده او در میانه راه رسیدن به تهران یک سال در اصفهان سکونت گزیدند
شماره دو | محمدولیالله در خانواده و در جمع دوستانش محمدولی صدا زده میشد. او تحصیلات ابتدایی را در دبستان گلبهار اصفهان به پایان رساند و بعد از برگشتن خانواده به تهران، تحصیلات متوسطه را در دبیرستان دارالفنون آغاز کرد و در دبیرستان صاحب منصبی نظام ارتش با معدل ۱۷ و ۶۸ صدم با رتبه سوم به پایان رساند. محمدولی در سال ۱۳۰۹ وارد دانشکده افسری شد و در سال ۱۳۱۳ در ۲۱ سالگی با درجه ستوان دومی در رسته توپخانه فارغالتحصیل شد و دوره ستاد و دوره سه ماهه دانشگاه جنگ را با موفقیت بالا طی کرد.
شماره سه | ستوان قرنی با نشان دادن لیاقتها و شایستگیهای شخصیتی و نظامیش در فاصله سنی ۲۱ تا ۴۵ سالگی سلسله مراتب نظامی و پستهای سازمانی مختلف در ارتش را طی کرد. او در سال ۱۳۲۹ در ۳۷ سالگی با درجه سرهنگ تمامی فرمانده نظامی تیپ رشت شد و یک سال بعد به درجه سرتیپی ارتقا یافت.
شماره چهار | اگرچه سرتیپ قرنی در ماجرای قتل فجیع سرتیپ محمود افشارطوس، رییس شهربانی کشور در دوره دکتر محمد مصدق مشارکت نداشت اما از جمله امرا و فرماندهان ارتش بود که در کودتای انگلیسی - آمریکایی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ علیه دولت دکتر محمد مصدق و سقوط این دولت مشارکت داشت. سرتیپ قرنی به فاصله کوتاهی از این کودتا با درجه سرتیپی به ریاست رکن دوم ستاد ارتش شاهنشاهی منصوب شد. در آن زمان ساواک وجود نداشت و شهربانی هم از نظر اطلاعات فوقالعاده ضعیف بود. در این شرایط رییس رکن دو ستاد ارتش مهمترین مقام اطلاعاتی کشور بهشمار میرفت و از نظر اطلاعات نظامی و حتی غیرنظامی یکهتاز میدان بود. او در مهر سال ۱۳۳۶ به درجه سرلشگری ارتقا یافت.
شماره پنج | او در اسفند ۱۳۳۶ به اتهام کودتا علیه محمدرضا پهلوی بازداشت و در دادگاه نظامی به سه سال زندان محکوم شد. کودتای سرلشگر قرنی ماجرای جالبی داشت. در سالهای اول پس از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و ساقط کردن دولت دکتر محمد مصدق، آمریکاییها رفته رفته جای پای خود را در دربار شاهِ جوان پهلوی باز کردند اما سیاستمداران آمریکایی تا آن زمان چندان روی محمدرضا به عنوان شاه مورد نظرشان حساب باز نمیکردند. به همین دلیل طرح کودتا علیه شاه را در اسفند ۱۳۳۶ از طریق سرلشگر قرنی عامل نظامی، دکتر حسن ارسنجانی عامل سیاسی و اسفندیار بزرگمهر رابط سرلشگر قرنی با مقامات آمریکایی را برنامهریزی کردند. عوامل جاسوسی انگلیس که تسلط کامل بر ارکان ارتش و دربار شاهِ پهلوی داشتند، از قصد آمریکاییها مطلع شدند و از طریق عامل قابل اعتماد خود سید ضیاءالدین طباطبایی، عامل سیاسی کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ علیه احمدشاه قاجار که نقش محرم اسرار سرویسهای اطلاعاتی انگلیس را در همه سالهای قبل و بعد از این کودتا بر عهده داشت، به محمدرضا شاه اطلاع دادند و مانع سرنگونی سلطنت محمدرضا در شانزدهمین سال سلطنت او در زمستان ۱۳۳۶ شدند.
شماره شش | پس از کشف ماجرا، مشخص شد که قرنی مشغول بررسی طرح یک کودتای نظامی بوده، که محمدرضا را برکنار کند و یک حکومت نظامی را سر کار بیاورد. این طرح از مدتها قبل بهطور کاملا سری تهیه میشد و با توجه به شغل «قرنی» استتار آن آسان بود. قرنی موفق شده بود که موافقت آمریکاییها را به خود جلب کند. این طرح توسط سفارت آمریکا در تهران هدایت نمیشد، بلکه ایستگاه «سیا» در آتن در جریان آن بود. افرادی که مستقیم در جریان طرح بودند، عده اندکی بودند. خودِ قرنی، چند افسر مورد اعتمادِ قرنی و اسفندیار بزرگمهر که مدتی رییس اداره تبلیغات، همان سازمانی که بعد به وزارت اطلاعات و جهانگردی تبدیل شد واسطه بین قرنی و آتن مبدل شد و مسافرتهای متعددی بین تهران و آتن داشت. جریان به اطلاع محمدرضا رسید و با ترتیب دقیقی چنان عمل شد که قرنی از ماوقع، مطلع نگردد. بزرگمهر در یکی از دفعاتی که از آتن مراجعت میکرد در فرودگاه دستگیر شد و به نحوی عمل شد که دستگیری او مخفی بماند. با استناد به مدارکی که انگلیسیها در اختیار گذارده بودند، بزرگمهر اعتراف کرد و اسامی اعضای شبکه را در اختیار گذارد. قرنی و سایر افراد دستگیر شدند. محمدرضا شاه به خاطر وساطت آمریکاییها برخورد شدید نکرد. قرنی به سه سال زندان محکوم شد.
شماره هفت | سرلشگر محمدولی قرنی در دی ۱۳۳۹ مورد عفو ملوکانه قرار گرفت و از زندان آزاد شد اما با اخراج از ارتش اجازه نیافت به محل کارش برگردد.بعد از لو رفتن ماجرا کودتا سرلشگر قرنی از آمریکاییها دور شد. او در ماههای زندانیش در زندانهای قزل حصار و قصر با آیت الله سیدمحمود طالقانی و آیتالله سیدمحمدهادی میلانی رهبران و چهرههای سرشناس جبهه ملی و نهضت آزادی آشنا شد و شیفته مرام و مسلک اخلاقمدار آنان شد. نزدیکی قرنی با روحانیون مذهبی و چهرههای سیاسی منتقد پهلوی باعث شد بار دیگر در بهمن ۱۳۴۲ دستگیر و به ۹ ماه زندان در زندانهای قزل حصار و قصر محکوم شود. دوره محکومیت قرنی در پاییز ۱۳۴۳ پایان یافت.
شماره هشت | با آزادی از زندان همچنان تحت نظر ماموران سازمان اطلاعات و امنیت کشور-ساواک - قرار گرفت و از کشور ممنوع الخروج شد. این وضعیت چند ماه ادامه داشت تا سرلشگر توانست ادله محکمی جهت اعاده حیثیت به دادگاه نظامی ارتش شاهنشاهی ارائه کند. پیروزی قرنی در دادگاه نظامی، مقامات عالی ارتش و دربار را مجاب به بازگرداندن او به خدمت تحت نظارت شدید ساواک کرد. سرلشگر قرنی در طول ۲۴ سال خدمت در گارد جاودان شاهنشاهی در مقامهایی چون فرماندهی گردان دو هنگ چهار توپخانه، فرماندهی گردان ۱۰۵، ریاست رکن دوم ستاد مرکز تعلیماتی آمادگاه، فرماندهی پارک توپخانه لشکر دو، ریاست رکن سوم لشکر دو مرکز، ریاست ستاد لشکر دو، معاونت اداره دوم سررشتهداری ارتش، فرماندهی تیپ مستقل رشت، ریاست رکن دوم و معاونت ستاد ارتش عهدهدار مسوولیتهای متعددی شد.
شماره ۹ | رابطه سرلشگر با آیتالله سیدمحمود طالقانی و نهضت آزادی باعث شکلگیری دوستی نزدیک بین قرنی و انقلابیون شد. همین عامل موجب شناخت رهبر فقید انقلاب اسلامی از او و قرار گرفتن در ترکیب اعضای شورای انقلاب شد. قرنی شاخه نظامی شورای انقلاب را با دعوت از برخی امیران و افسران عالی رتبه تواب رژیم پهلوی از جمله سرلشکر ناصر فربد، سرهنگ نصرالله توکلی، سرهنگ عزت الله ممتاز و سرتیپ حمید ایراننژاد شکل داد. یک روز بعد از پیروزی انقلاب در تاریخ ۲۳ بهمن ۱۳۵۷ سرلشگر قرنی به پیشنهاد شورای انقلاب با حکم امام خمینی به عنوان اولین رییس ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی منصوب شد که در این مسوولیت تا هفتم فروردین ۱۳۵۸ که از سوی دکتر بازرگان کنار گذاشته شده، حضور داشت. او در این سمت ناآرامیهای گنبدکاووس و گرگان در شمال و شمال شرق و ناآرامیهای ضدانقلاب در غرب کشور به ویژه در استان کردستان را به خوبی مدیریت کرد. سرلشگر قرنی در هر ددو غائله بزرگ به موقع توانست از پیشروی عوامل تروریستی ضدانقلاب جلوگیری کند.
شماره ۱۰ | در غائله کردستان و سرکوب شورشیانی که قصد حمله به پادگان سنندج داشتند با دولت موقت اختلاف نظر پیدا کرد. با شدت گرفتن اختلافات بین رییس ستاد کل ارتش و دولت موقت به دستور مهدی بازرگان نخست وزیر دولت موقت در هفتم فروردین ۱۳۵۸ از ریاست ستاد کل ارتش کنار گذاشته شد. سرلشگر محمدولی قرنی ۲۸ روز بعد از این برکناری در سوم اردیبهشت ۱۳۵۸ به دست حمید نیکنام، عضو گروهک تروریستی فرقان در نزدیکی منزلش در خیابان پهلوی ترور شد. روزنامه کیهان بعدازظهر روز ترور سرلشگر قرنی در شرح ماجرا نوشت: «طبق اطلاع رسیده حادثه حدود ساعت ۱۱:۳۰ صبح در حوالی سینما امپایر رخ داد و به گفته شاهدان یک موتورسوار مسلح به سوی سرلشکر قرنی تیراندازی کرده و دو گلوله از ناحیه پا و شکم به او اصابت کرده است. در این حادثه، مهاجم از مسلسل یوزی استفاده کرده است. قرنی را پس از حادثه تیراندازی به بیمارستان مهر منتقل کردند و بلافاصله به اتاق عمل بردند اما تلاش برای نجات وی مؤثر واقع نشد و نامبرده درگذشت. سپهد محمدولیالله قرنی اولین مقام جمهوری اسلامی ایران بود که پس از پیروزی انقلاب اسلامی توسط گروهک تروریستی فرقان ترور شد.
توضیحات
محمدولیالله قرنی در کودکی
توضیحات
*
توضیحات
*
توضیحات
*







