با این که برخی از ایستر اگ‌های سریال Spider-Noir واضح هستند، اما بعضی از آن‌ها به سرعت در پیش‌زمینه نشان داده می‌شوند یا دیالوگ‌هایی که خیلی سریع گفته می‌شوند. سریال Spider-Noir با این ارجاعات، نامه‌ای عاشقانه برای ادای احترام به کل مجموعه‌ی مرد عنکبوتی است. در ادامه ۲۵ ایستر اگ از سریال Spider-Noir را می‌توانید بخوانید.

«تنها دنیایی است که می‌شناسم»

قسمت اول سریال Spider-Noir با تک‌گویی بن رایلی هنگام تار عنکبوت زدن شروع می‌شود. هنگام این صحنه تایید می‌شود که این نسخه از اسپایدر-من نوآر همان اسپایدر-من نوآری نیست که در انیمیشن‌های Spider-Verse مشاهده کردیم.

یک نفر از من پرسید که این چه دنیایی است. سوال عجیبی که پس از سال‌ها در ذهن من مانده، فقط می‌توانم بگویم که این تنها دنیایی است که می‌شناسم.

«بدون قدرت هیچ مسئولیتی نخواهی داشت.»

این دیالوگ به عبارت معروف «with great power comes great responsibility» در دنیای مرد عنکبوتی اشاره دارد که توسط عمو بِن گفته می‌شود؛ با این تفاوت بن رایلی آن را متفاوت می‌گوید که نمایانگر دیدگاه سرخورده‌ی او و بازنشستگی پنج ساله‌ پس از مرگ عشق زندگی‌اش است.

روزنامه‌ی Daily Bugle

در سریال Spider-Noir متوجه می‌شویم که روزنامه‌ی Daily Bugle در این دنیا نیز وجود دارد و رابی رابرتسون قبل از بازنشستگی‌اش در این روزنامه خبرهای مربوط به مرد عنکبوتی را کار می‌کرد.

بن رایلی

نام بن رایلی باید برای طرفداران قدیمی دنیای کمیک آشنا باشد. این اسم در اصل اسم کلون پیتر پارکر در کمیک‌های Clone Saga بود که در نهایت به اسم اسکارلت اسپایدر شناخته شد. همچنین مشخص می‌شود که اسم بن رایلی در این سریال در واقع یک نام مستعار است که شخصیت اصلی پس از دریافت قدرت‌هایش و برگشتن از جنگ انتخاب می‌کند و احتمالا نام اصلی او پیتر پارکر باشد.

مرد عنکبوتی و سلاح

در یکی از صحنه‌های سریال Spider-Noir مرد عنکبوتی از سلاح گرم استفاده می‌کند و به کمیک‌های اصلی این شخصیت اشاره می‌کند. او یکی از تنها نسخه‌های مرد عنکبوتی است که در صورت نیاز از سلاح گرم استفاده می‌کند.

بن رایلی عکاس

به گذشته‌ی بن رایلی به عنوان یک عکاس نیز اشاره می‌شود. دیالوگ «او همیشه در جای درستی برا گرفتن عکس از مرد عنکبوتی بود.» به اولین شغل پیتر پارکر در دنیای اصلی مارول اشاره دارد که باید برای Daily Bugle از مرد عنکبوتی عکس می‌گرفت.

سیلورمِین

با این که نام اصلی سیلورمین سیلویو منفِرِدی است و ارتباطاتی با گروه مافیای ایتالیایی‌ای به اسم Maggia دارد، اما در سریال Spider-Noir نام او فینبار بیرن است که گروه گانگستری به اسم سیلورمِین را در شهر نیویورک اداره می‌کند. او جنایت‌های کل شهر را از جمله جنایات سیاسی و قاچاق غیرقانونی الکل را در دست کنترل دارد.

رابی رابرتسون

رابی رابرتسون بهترین دوست بن رایلی است، همانطور که در کمیک‌های اصلی نیز باهم دوست بودند. رابی در ادامه با توم‌استون نیز دوست می‌شود که به دوستی آن‌ها در دوران کودکی خود در خط زمانی اصلی دنیای مارول اشاره دارد.

فرانکی، کارآگاه جوان

یکی از مفید‌ترین یاران بن رایلی بچه‌ای به اسم فرانکی است. این مورد به کمیک‌های اصلی Spider-Man Noir اشاره دارد، جایی که مرد عنکبوتی روی بچه‌های خیابان به عنوان خبرچین حساب باز می‌کرد.

فرانکنشتاین بوریس کارلوف

در صحنه‌ای بن رایلی به فیلم فرانکنشتاین بوریس کارلوف اشاره می‌کند که در سال ۱۹۳۱ اکران شد؛ فیلم مناسبی از آن دوران که بتوان به آن ارجاع داد.

سالن اورفئوم

سالن اورفئوم در چندین صحنه قابل مشاهده است. این سالن در سال ۱۸۸۶ تأسیس شد. اورفئوم مجموعه‌ای از نمایش‌های وودویل و سالن‌های سینما بود که تا سال ۱۹۲۷ فعالیت می‌کرد تا این که جذب شرکت RKO شد. شرکت RKO مسئول ساخت فیلم‌های قابل توجهی مثل Citizen Kane و It’s A Wonderful Life است.

تارهای ارگانیک

تارهای ارگانیک بن رایلی نه تنها به کمیک‌های Spider-Man Noir، بلکه به مرد عنکبوتی توبی مگوایر نیز ارجاع می‌دهد.

فیلم Great Guy سال ۱۹۳۶

بن رایلی را در حال تماشای فیلم جنایی و کمدی Great Guy مشاهده می‌کنیم که تمام دیالوگ‌ها را از حفظ می‌گوید. این مورد به حقیقتی اشاره دارد که بن از فیلم‌ها کمک گرفت تا پس از دریافت قدرت‌هایش دوباره احساس انسان‌بودن کند.

فیلم Below The Sea سال ۱۹۳۳

پوستر فیلم Below The Sea در پس‌زمینه‌ی صحنه‌ای دیده می‌شود. فیلمی کلاسیک با بازی رالف بلامی و فِی رِی.

گرفتن کَت هاردی

وقتی کت هاردی عمدا خودش را از پنجره بیرون می‌اندازد تا شک‌هایش درباره‌ی هویت بن رایلی تایید کند، بن رایلی به جای یک تار عنکبوت، دو تار به سمت او پرتاب می‌کند و اشتباه مرگبار پیتر پارکر برای نجات گوئن استیسی را تکرار نکرد.

«بیشتر عنکبوتم تا انسان»

بن رایلی توضیح داد که پس از گاز گرفتگی باید یاد می‌گرفت که چگونه دوباره انسان باشد، پس در ابتدا او بیشتر مثل یک عنکبوت بود تا انسان. این مورد جذاب است، چرا که در عین شباهت‌هایی با خط داستانی «The Other»، به مرد عنکبوتی دنیای اصلی اشاره دارد که با توجه به تکامل قدرت‌هایش با این مشکلات روبرو می‌شود.

«برنامه‌ی ناموفق ابرسرباز»

آزمایش‌های متفاوت آلمانی‌ها روی اسیران جنگی به آن‌ها ابرقدرت‌هایی می‌داد که تحت عنوان «برنامه‌ی ناموفق ابرسرباز» شناخته می‌شدند. وقتی بحث برنامه‌ی ابرسرباز در دنیای مارول می‌شود، باید از کاپیتان آمریکا به عنوان نمونه‌ی موفق یاد کرد.

در جبهه‌ی غرب خبری نیست

در سریال Spider-Noir پرستاری را می‌بینیم که در حال خواندن کتاب «در جبهه‌ی غرب خبری نیست» است، کتابی که در سال ۱۹۲۸ چاپ و اولین اقتباس سینمایی آن در سال ۱۹۳۰ پخش شد. همچنین به طرز خنده‌داری رابی پایان کتاب را اسپویل می‌کند.

آرزوی بازیگری مگاوات

شخصیت مگاوات به طور مداوم دیالوگ‌های فیلم‌های مختلف را می‌گوید که به نسخه‌ی اصلی او به عنوان یک شرور اشاره دارد، شخصیتی که قبل از گرفتن قدرت‌هایش بازیگر بود و علاقه‌ زیادی به سینما و تئاتر داشت.

Spider-Man No More

وقتی که بن رایلی فکر می‌کرد قرار است با کت هاردی نیویورک را ترک کند، تصمیم گرفت تا زندگی پارتیزانی‌اش را ترک کند و ماسکش را دیگر بر چهره نزند؛ ماجرایی که شباهت زیادی با خط داستانی «Spider-Man No More» در کمیک‌های اصلی دارد.

خون مرد عنکبوتی

در ابتدا باور می‌شد که خون مرد عنکبوتی می‌تواند پادزهر اسیران جنگی‌ای باشد که بر اثر ابرقدرت‌هایشان در حال مرگ هستند. این مسئله مشابه با اتفاقات فیلم The Amazing Spider-Man 2 است، جایی که هری آزبون مطمئن بود خون مرد عنکبوتی می‌تواند بیماری لاعلاج او را بهبود دهد. در هر صورت، مشخص شد که کبد بن رایلی می‌تواند پادزهر باشد و نه خون او.

فیلم King Kong سال ۱۹۳۳

به فیلم King Kong توسط دکتر فابر اشاره می‌شود، فیلمی که در سال ۱۹۳۳ اکران شد.

کابوس مرد عنکبوتی

بن رایلی در حالی که توسط دکتر فابر آرام شده بود، کابوسی دید که در آن به اندازه یک عنکبوت واقعی کوچک شده است، مشابه کابوسی که پیتر پارکر در انیمیشن سریالی The Amazing Spider-Man دید.

ماسک پاره شده

هنگام نبرد نهایی با مگاوات و مرد شنی، نصف ماسک مرد عنکبوتی پاره می‌شود و بخشی از چهره‌ی بن رایلی مشخص است. ظاهر کاملا آشنایی که در نسخه‌های مختلف مرد عنکبوتی پس از یک نبرد شدید می‌بینیم.

«در یک دنیای متفاوت…»

 

در پایان سریال Spider-Noir کت هاردی تصمیم می‌گیرد تا نیویورک را به همراه مرد شنی ترک کند. کت هاردی به بن رایلی می‌گوید در یک دنیای متفاوت، با او از نیویورک فرار می‌کرد. این مسئله به رابطه‌ی گربه‌ی سیاه و مرد عنکبوتی در خط زمانی اصلی مارول اشاره دارد که کشمکش‌های زیادی داشتند.