هفت صبح| ده سال قبل بود که یک زن 19 ساله افغان به نام ریحان با مراجعه به پلیس آگاهی مفقود شدن ناگهانی شوهر خود را اعلام کرد. ریحان در شرح گزارش ابتدایی خود به ماموران پلیس گفت:«چهار روز قبل شوهرم برای رفتن به محل کارش از خانه خارج شد و دیگر بازنگشت. تلفن همراهش هم خاموش شد. من سراغ او را از همه دوستان و آشنایان گرفتم اما همه از او بی‌خبر بودند.» با اعلام این گزارش تحقیقات برای یافتن ردی از شوهر ریحان به نام ایوب آغاز شد.

 

‌اعتراف به قتل 


ماموران پلیس در اولین قدم از تحقیقات آخرین تماس‌های ریحان را بررسی کرده و متوجه شدند که او اخیرا ارتباط پنهانی با یک مرد غریبه به نام شهرام برقرار کرده است. همچنین با توجه به اینکه ریحان، ناپدید شدن همسرش را بلافاصله به ماموران گزارش نکرده و چهار روز بعد اقدام به اعلام فقدان کرده بود؛ نوک پیکان اتهام به سمت ریحان چرخید.


زن جوان که در ابتدا سعی می‌کرد از بیان حقیقت طفره برود؛ در نهایت در بن بست اطلاعاتی ماموران پلیس قرار گرفت و لب به اعتراف گشود و پرده از راز جنایت برداشت، اما ادعا کرد در این ماجرا بی‌تقصیر است.ریحان در اعترافات ابتدایی خود گفت:«حدود دو سالی می‌شد که با ایوب ازدواج کرده بودم. او مرد خوبی بود اما اجازه نمی‌داد با هیچ کسی ارتباط داشته باشم. می‌گفت دوست ندارد که با همسایه‌ها رفت و آمد کنم.از طرفی روی پوشش من هم خیلی حساس بود و گاهی دلم می‌خواست لباس‌های رنگی بپوشم اما اجازه نمی‌داد.همه این‌ها باعث شده بود که احساس اندوه داشته باشم.»


ریحان ادامه داد:«تا اینکه در فضای مجازی با شهرام که جوانی ایرانی و هم محله‌ای ما بود هم‌کلام شدم. هر روز با هم چت می‌کردیم و من از رفتارهای شوهرم درددل می‌کردم. به مرور شهرام به من علاقه پیدا کرد و من از او خواستم شوهرم را بترساند تا کمتر اذیتم کند.اما او نقشه قتلش را طراحی و اجرا کرد.» با اعترافات ریحان، شهرام بازداشت شده و اعتراف کرد که با همدستی دوستش، ایوب را به قتل رساندند.


به این ترتیب دوست شهرام نیز بازداشت شد و جسد اسید سوخته ایوب در حوالی شهرآفتاب کشف شد.جسد تقریبا به صورت کامل متلاشی شده بود و با انجام آزمایش دی ان ای هویت او تائید شد. سپس با دستور بازپرس جنایی جسد برای تعیین علت تامه فوت به سردخانه پزشکی قانونی منتقل شده و گزارش کارشناسان پزشکی قانونی حکایت از این داشت که ایوب خفه شده است. در حالی که کش و قوس قضایی برای تعیین صلاحیت مرجع رسیدگی و شناسایی اولیای دم حدود ده سال به طول انجامید، بالاخره پرونده  پس از این همه سال برای رسیدگی به شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد.

 

در دادگاه


در ابتدای جلسه رسیدگی نماینده سفارت افغانستان به وکالت از اولیای دم از قصاص متهم گذشت کرده و تقاضای دیه کرد. سپس شهرام پای میز محاکمه ایستاد و در تشریح جزئیات حادثه گفت:«مدتی قبل از حادثه بود که با ریحان آشنا شدم. هر روز که می‌گذشت بیشتر به او علاقه پیدا می‌کردم و دلباخته او شده بودم.او از شوهرش برایم درددل می‌کرد و من به او می‌گفتم اگر از زندگی‌ات ناراضی هستی از همسرت طلاق بگیر تا با همدیگر ازدواج کنیم.اما ریحان می‌گفت که ایوب به هیچ وجه او را طلاق نمی‌دهد.بالاخره یک روز ریحان به من گفت باید ایوب را از سر راه عشقمان برداریم.من خیلی می‌ترسیدم اما ریحان اینقدر در گوشم خواند که بالاخره تن به خواسته‌اش دادم.»


متهم در ادامه درباره روز حادثه گفت:«از قبل نقشه قتل را طراحی کردم و برای از بین بردن جسد یک بطری اسید تهیه کردم.برای این کار یک لباس مبدل پلیس تهیه کردم و از دوستم خواستم با خودروی خود من را مقابل منزل ایوب برساند.ریحان ساعت رفت و آمد شوهرش را به من اطلاع داده بود و من و دوستم منتظر ماندیم تا ایوب از خانه بیرون آمد.

 

بعد سراغش رفتیم و من به او گفتم مامور هستم و به دلیل شکایت مالی حکم جلب او را دارم.او در ابتدا گفت با کسی اختلاف مالی ندارد اما وقتی من را با لباس قلابی دید دنبالم راه افتاد و در ماشین دوستم نشست.در بین راه روی سرش یک کیسه کشیدم که شروع به مقاومت کرد اما کتکش زدم تا تسلیم شود.بعد در ابتدای جاده از دوستم خواستم که از ماشین پیاده شود.او رفت و من به تنهایی ایوب را به بیایان بردم و خفه‌اش کردم.بعد هم روی جنازه اسید ریختم تا شناسایی نشود.»


سپس نوبت به ریحان رسید که در دفاع از خود گفت:«من اتهامم را قبول ندارم.در جریان نقشه شهرام نبودم و به او نگفته بودم که ایوب را بکشد. وقتی بعد از روز حادثه سراغ شوهرم را از شهرام می‌گرفتم او می‌گفت که برای ایوب پاپوش درست کرده و او را به زندان انداخته است برای همین من اعلام فقدان نکردم. اما وقتی گفتم می‌خواهم با ایوب ملاقات کنم و شهرام طفره رفت به او شک کردم. شهرام قرار بود فقط شوهرم را گوشمالی دهد و من نمی‌دانستم نقشه قتل در سر دارد.»


سومین متهم نیز در دفاع از خود گفت:«چند روز قبل از حادثه شهرام به من گفت با جوان افغان به نام ایوب اختلاف مالی دارد. می‌گفت می‌خواهد ایوب را بترساند و من اصلا در جریان نبودم که نقشه قتل او را کشیده است.من در بین راه از شهرام جدا شدم و در قتل ایوب با او همدستی نداشته و در جریان هم نبودم.» قضات دادگاه بعد از مشورت،  شهرام را به ده سال حبس و پرداخت دیه، ریحان را به سه سال حبس و دوست شهرام را تبرئه کردند.