عجیب‌ترین داستانی که امروز در صفحه حوادث روزنامه‌ها می‌خوانید

اجتماعی

صفحات حوادث روزنامه‌ها روز به روز سروشکل عجیب‌تری به خود می‌گیرند و گاهی نوشته‌هایشان بی‌نهایت ترسناک می‌شود. نمونه‌اش همین ماجرا که امروز در روزنامه شرق منتتشر شده است:

چندی قبل مردی به پلیس آگاهی مراجعه کرد و از تلاش زن و مردی برای ربودن خود خبر داد.

پس از تحقیقات اولیه پرونده‌ برای کسب تکلیف به دادسرای جنایی تهران فرستاده شد و شاکی در تحقیقات تکمیلی به بازپرس رضوانی که ریاست شعبه هشتم را برعهده دارد، گفت: افرادی که می‌خواهند من را بدزدند با دوستم اختلاف دارند، اما چون او را پیدا نمی‌کنند با من قرار گذاشتند. او در ادامه گفت: ‌آنها یک‌بار تلاشی ناموفق برای ربودن من داشتند، الان هم دوباره می‌خواهند این کار را بکنند.
در پی این گفته‌های مرد جوان او آموزش‌های لازم را دید و سر قرار رفت.
در محل قرار وقتی زن و مرد به سراغ شاکی رفتند، او شروع به دادوفریاد کرد تا مردم دورشان جمع شوند و امکان فرار سریع آدم‌ربایان از آنها گرفته و فرصت مداخله پلیس فراهم شود. در ادامه زن و مرد به هر نحوی که بود از بین جمعیت راهی برای فرار پیدا کردند و پس از آن بود که تعقیب‌وگریز آنها و پلیس آغاز شد که در نهایت با شلیک تیر هوایی و پس از آن هدف قرارگرفتن زن ماجرا ادامه پیدا کرد. باوجوداین متهمان تحت تعقیب موفق به فرار شدند، اما زمانی که قصد مراجعه به بیمارستان میلاد را داشتند، شناسایی و دستگیر شدند.
در بازجویی‌های اولیه مشخص شد متهمان خواهر و برادر هستند. پس از آن خواهر برای مداوا به بیمارستان منتقل شد و برادر هم تحت نظر قرار گرفت تا به مقام قضائی معرفی شود. مرد جوان در حضور بازپرس رضوانی گفت: مدتی قبل خواهرم به من گفت که مردی مزاحم او شده است و با برداشتن عکس‌های پروفایل او تهدید کرده که عکس‌هایش را در اینترنت منتشر می‌کند و اگر هم می‌خواهد این اتفاق نیفتد خواهرم باید به او پول بدهد. خواهرم هم دو میلیون تومان به حساب او ریخته بود، اما مزاحمت‌ها ادامه داشت تا اینکه فرد مزاحم درخواست یک میلیون تومان دیگر کرده و گفته بود خواهرم باید به دیدن او برود. خواهرم هم این کار را کرده بود، ولی وقتی مرد مزاحم تلاش کرد به خواهرم تعرض کند، او موفق به فرار شد.
این متهم ادامه داد: آن‌موقع بود که من در جریان ماجرا قرار گرفتم و با بررسی موضوع فهمیدم محلی که خواهرم به آنجا رفته بود خانه پیرمردی است که مزاحم و پدرش در آنجا کار می‌کنند و حسابی هم که پول به آن واریز شده متعلق به مردی است که از ما شکایت کرده است. برای همین با شاکی تماس گرفتیم و از او خواستیم پول را پس بدهد. او درمجموع ۳۰۰ هزار تومان به ما پس داد و روزی که دستگیر شدیم، قرار بود ۷۰۰ هزار تومان دیگر بدهد که با پلیس آمد و این اتفاقات افتاد.
در ادامه مرد شاکی مورد تحقیق قرار گرفت و گفت: دوستم از من شماره‌حساب خواست و من هم به او دادم، در جریان نبودم که چرا قرار است پول بگیرد.
درحال‌حاضر تحقیقات با بازداشت متهم مرد و تحت‌نظربودن خواهر او ادامه دارد و بازپرس نیز دستور دستگیری دوست فراری را صادر کرده است.

بازدید اپلیکیشن 559 , بازدید سایت 1

نظرات کاربران

پاسخ دهید